تبلیغات
فکر می کنیم تا زندگی کنیم
 
فکر می کنیم تا زندگی کنیم
جمعه 16 فروردین 1392 :: نویسنده : ا فکور
Hello,
Have we ever thought about the brain, thinking and their role in our life?
Do we know more than ninety percent of our daily works are habits and based on what we learnt?
How many minutes do we think daily about what we are going to do?
Do we really know the correct technique for thinking?
We make these topics as open discussion subjects to hear your ideas. The results can be useful for everybody.
As there is definitely a solution for any problem in the world, and we believe that this is the best way to find a solution, please share your idea with us.
.


سلام ایا تاکنون در مورد مغز و فکر کردن و نقش ان در زندگی خود فکر کردهایم؟
ایا می دانیم ما بیش از نود در صد کارهای روزانه خود را بر اساس عادت و اموخته ها انجام می دهیم و حتی از اموخته های خود بخوبی استفاده نمی کنیم؟
شما چند دقیقه در روز برای انجام کارهای خود فکر می کنید ؟ آیا راه و شیوه فکر کردن را به درستی اموخته ایم و یا شاید جزو کسانی هستیم که گمان می کنند
"فکر نکن پیر می شی" ؟
ما این موضوع را به بحث می گذاریم تا از نظر شما بهره مند گردیم و نتیجه ان برای همگان قابل استفاده باشد.
 چون راه حل تمام مشکلات عالم از همین مسیر بدست می اید و هیچ مشکلی بدون راه حل در عالم وجود ندارد.
لطفا نظر خود را اعلام فرمایید.




از دوستانی که به حسب علاقه یا کنجکاوی به این وبلاگ سر می زنند دعوت می کنم چنانچه علاقمند به مطلب خاصی هستند اعلام نمایند تا همان موضوع با همه در میان گذاشته شود همچنین اعتقاد بنده این است که عقل پایه و اساس زندگی است و کسی که از عقل خود استفاده می کند بهترین زندگی را خواهد
داشت و در زندگی چه در این دنیا و در اخرت برنده خواهد بود و مغز انسان قسمتی از قدرت لایزال الهی
است که ما باید از ان استفاده کنیم و تلاش بنده در این وبلاگ و در این ارتباط مشترک ان است که خودم و
دوستداران را بر مبنای عقلانیت و با استفاده از قدرت بی نهایتی که در اختیار ماست و کمتر انرا شناخته
ایم و از ان استفاده کرده ایم به کمال و سعادت کامل برسانم یا بهتر بگویم برسانیم چون ما همراه هستیم پس با هم برای استفاده از مغز خود و در اختیار گرفتن توان و قدرت ان حرکت می کنیم و به قسمتی از
قدرت لایزال الهیدر جهت خیر و صلاح و رسیدن به کمال دست خواهیم یافت با هم همراه شویم














نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 21 مهر 1396 :: نویسنده : ا فکور
   در کشوری زندگی می کنیم که شعار و رجز خوانی سر به اسمان کشیده و گرچه نام خدا
همه جا گفته و دیده می شود ولی در کمتر جایی وجود خدا را احساس می کنی خدا به
معنای جمیع خوبی ها و زیباییها چرا ؟ ایا شما هم به این مساله پی برده اید ؟
   مگر نه اینکه خداوند منشا و جمع تمام خوبیهاست و دنیا با خوبی بسوی عدالت و سعاد
ت خواهد رفت و در نهایت به کمال که همان اوج خوبیها و عدالت که خداوند است خواهد
رسید پس چرا ما با خدا فاصله زیادی داریم ؟
   گذشت و مهربانی و محبت و عشق به انسان و انساتیت گم شده است و دیگر معنایی
ندارد در مقابل انتقام و نفرت و ظلم به دیگران با هر توجیهی و مال مردم خوردن و دزدی و
بی رحمی در جای جای شهرها  و حتی روستاها دیده می شود فقط به این دلیل که از
خداوند مظهر خوبیها دور شده ایم و شاید فقط به خداوند قاهر نزدیک شده ایم انهم قهاری
که در تصور و درک ماست و از قهر و غضب خداوند استفاده می کنیم تا امیال خود را انطور
که نفس شیطانی ما دستور می دهدبذاورده کنیم و این یعنی بدبختی مطلق بدون باز
گشت راهی به اسفل السافلین .
   چه فرهنگ و عاداتی بر این مردم حاکم شده است ؟ اخلاق در کدام قسمت این جامعه
اجرا می شود ؟ کجا می توانیم روابط انسانی را ببینیم ؟ کدام روز ما بدونتهمت و افترا و
غیبت و سرزنش دیگران سپری شده است ؟ صله رحم و محبت بی چشم داشت را می
شناسیم؟ تظاهر و تظاهر تا کی در حالیکه فقر و فلاکت هر روز تعداد بیشتری را به نابود
ی می کشاند ؟
   خدای واحد انقدر مهربان و رحمان و رحیم است که نعمتهای بیشمار خود را قبل از
خلقت برای ما قرار داده است و دینی که برای هدایت ما فرستاده است بهترین و کامل
ترین است ولی چرا ما چهره دیگری از دین و خدا که این همه زیبایی و نعمت و برکت
زندگی هستند نشان می دهیم ؟ و این ریشه بی اخلاقی ها و دور شده از اخلاق
است چیزی که همه باید با ان مبارزه کنیم و ابتدا باید انرا بشناسیم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 20 مهر 1396 :: نویسنده : ا فکور
   چقدر نوشتن انسان را ارام می کند حداقل روبرویت کسی نیست یا نمی دانی کیست
به هر حال فرقی نمی کند وقتی دلت می گیرد و غصه سراسر وجودت را پر می کند یک
شکلی باید خودت را ارام کنی تخلیه کنی نمی دانم شاید بهترین راه نوشتن باشد .
   حالا از چی ناراحتم ؟ از خودم از ندانستنهایم از نفهمیدنهایم از بی شعوریم از بی
... و خلاصه در یک جمله از ابله بودنم که همیشه هستم انقدر که کم کم بفکر افتاده ام
از ابله بودنم بنویسم که من چقدر ابله بوده ام و چقدر ابله هستم و این ابله بودن چه
بر سر من و دیگران اورده است خصوصا بر کسانی که من برای انها تصمیم گرفته ام یا
انها را راهنمایی کرده ام .
   بازهم شما خیلی متوجه نشدید ؟ حالا یک شکل دیگر به بررسی حکایت این ابلهی
بپردازیم ایا دور و بر خودتان در خیابان در شهر دقت کرده اید ادمهای مختلف ادمهای بی
هدف یا هدفدارانی که بی هدف برای دیگران نقشه کشیده اند بدون انکه بدانند خود
انها نیز در این دیوانه بازار هدف هستند ایا این نتیجه ابلهی من و ما نیست ؟
   وقتی با ادمهای تحصیل کرده صحبت می کنی یا ادمهای با تجربه پیر یا جوان فذقی
نمی کند همه بیراهه میروند البته میرویم و این نشانه چیست ؟همه امید واهی دارند
انهم نه بخودشان بلکه به دیگران یعنی هرکسی منتظر است دیگری کاری کند و در
این حالت خودش بفکر همراهی با او نیست بلکه به فکر منفعت حاصل است یعنی
بدترین فکری که می شود داشت یا نداشت .
   حالا کمی به معنی حرف من نزدیک شدید ؟ در حالیکه می دزدیم دزدی را نفی
و در مورد اثرات زیانبار ان سخنهای مستدل می گویم ایا این جز ابلهی معنای دیگری
دارد ؟ پس من می خواهم بنویسم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 مهر 1396 :: نویسنده : ا فکور
   انسانها نیاز روحی دارند مثل جسم که به انواع غذا و ... نیاز دارد و این نیازها ضرورت یک
زندگی خوب است یک ضرورت سلامت چامعه فقط باید درک کنیم .
   اگر انسانها تشویق نشوند و نیازهای روحیشان تامین نگردد برای جبران این کمبود کار
هایی انجام می دهند که نتیجه اش غیر قابل جبران و گاهی غیر قابل تصور است شاید
به جرات بتوان گفت عمده دزدیها اختلاسها و سایر جرایم حتی چنگها نتیجه عدم تشویق
و سرخوردگی روحی انسانهایی است که خواسته اند خود را برای خود و دیگران اثبات
کنند که هزینه این اثبات را جامعه گاهی به شکل هنگفتی پرداخت کرده است .
   بیاموزیم که فرزندان خود را مورد احترام قرار دهیم و انان را به ازای کارهایشان خصوصا
زمانی که تلاش لازم را کرده اند تشویق کنیم چیزی که شخصیت و اعتماد به نفس انان
قطعا کامل و تقویت خواهد نمود و انها و جامعه را در اینده از اسیب مصون خواهد داشت.
   بیاموزیم و بخاطر بسپاریم که قدردانی از یکدیگر و احترام و محبت و ... نیازهای اولیه
یک جامعه است و قطعا بیماری و افسردگی احاد یک جامعه قطعا شرایط مناسبی برای
زندگی حتی اندک افراد سالم فراهم نخواهد کرد .
   بیماریهای روانی و کمبودهای روحی به راحتی قابل تشخیص نیستند و درمان انها نیز
بسادگی امکان پذیر نیست و رسیدن به یک جامعه سالم و رو به سعادت از کوچکترین ان
یعنی خانواده دو یا چند نفره تا کشور و حتی جهان بی شک مستلزم رفتار صحیح و اموز
ش دیده احاد ان است .
   فشارهای روانی ناشی از عملکرد یک مسوول استانی تا کشوری و حتی جهانی تا
وقوع تنشهای سیاسی و جنگ سرد و حتی جنگهای منطقه ای و ... هم تاثیر خود را بر
زندگی همه مردم ان منطقه خواهد داشت و این یعنی نیاز به رفتار اگاهانه در تربیت
افراد اطراف و ... .
وقتی می توانیم با یک تشویق و یا تشکر و احترام که نه تنها غالبا ضرری ندارد جامعه
و انسانها را برای سالم بودن تقویت کنیم چرا از اینکار غافل می شویم و نهایتا خودمان
تاوان این ندانستن یا بی توجهی را حتی با جانمان می دهیم . چرا بخاطر ندانستن ؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 7 مهر 1396 :: نویسنده : ا فکور
   دوست دارم دلم می خواهد نمی دانم چه کلماتی بکار ببرم تا منظور و خواسته ام را
بیان کنم و می دانم بسیار سخت است ولی دلم می خواهد همه باهم باشند و تنها
شادی را با هم تقسیم کنند و دشمنی و نفرت و بدبختی را که حاصل خودخواهی و غرور
و صفات غیر الهی و غیر انسانی است را دور بریزند .
   کدام فکر پلیدی اختلاف را شروع و بیان کرد .کدام ادم خبیثی از خدا فاصله گرفت و بد
خواهی برای دیگران را به اسم خدا بر زبان جاری ساخت ؟ و شروع این غرور و خودخواه
ی و قدرت طلبی کجاست چرا تاریخ جرات نمی کند واقعیت را بنویسد یا تاریخ را هم
کسانی می نویسند که تابع زورمداران و ظاهر فریبانند ؟
   بنظر تو چه اشکالی داشت همه در صلح و صفا و بهره مند از این همه نعمتهای بی
انتهای خداوند زندگی می کردند و تاریخ فقط زیباییها را به رشته تحریر در می اورد و
فاصله ها انقدر زیاد نمی شد که نتوانند یکدیگر را ببینند .
   باید دلیل این ظلمها را پیدا کرد شروع تاریخ را پیدا نمود اولین نگارنده اولین کسی که
نفهمید ولی نوشت اولین کسی که فریب خورد و بر اساس نفهمیدن هرچه گفتند را
نوشت یا دلش سوخت و نوشت و بنای کج و ظلم را پایه گذاری کرد بعضی وقتها نمی
فهمی و حتی از روی نیت خیر پایه گذار ظلم می شوی .
   به هر حال دلم می خواست خونها ریخته نمی شد انسانهای بی گناه از بین نمی
رفتند استعدادها فرصت شکوفایی می یافت و شاهد این همه فقر و گرسنگی نبودیم
و بدتر از همه ظلم و جور به اسم انسانیت و خیر خواهی انجام نمی شد و حداقل
این منت همراه ظلم نبود گرچه فرق زیادی برای مظلوم ندارد و هیچکس خود را ظالم
نمی داند و در طول تاریخ اینگونه بوده است .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 4 مهر 1396 :: نویسنده : ا فکور
   این دنیا هرجه تصور کنیم هست . این عبارت معانی زیادی در خود جای داده است که ان
هم شگفت انگیز است دقیقا مثل ظاهر عبارت . پس می توان ساعتها یا روزها در مورد ظا
هر و یا باطن ان فکر کرد ئتصویر ساخت و فهمید و درک نمود و به تعبیری دنیا را ساخت .
   شاید قدرتمند ترین معنای این عبارت رسیدن به خداوندی است با قدرت لایزال و بی ما
نندهمو که همه چیز هست و ما هیچ تصور خاصی جز قدرت و توان نا محدود و هزاران
صفت نیک از او نداریم و به شکلی دیگر هرکسی به نوعی اورا می شناسد و درک میکند
با این وصف باید خدا را شناخت یا پی به قدرت لایزال این دنیا بردو
   و اما شما چه تصوری از این عالم این دنیا این فواصل کرات سیاه چالها یا نیکی و بدی
خیر وشر محبت و غضب ظلم و یا مهربانی و ... دارید چیزهایی که حتما تجربه کرده اید .
   از هر دستی دادی از همان دست می گیری تو نیکی می کن و در دجله انداز که ایزد
در بیابانت دهد باز و یا نظم و انضباط فیزیکی غیر قابل کتمان براین جهان مستنداتی
هستند که هر یک از ما بنوعی با انها برخورد داشته ایم و البته بسیار اتفاقاتی که ما
 تصوری از انها نداشته ایم ولی در هر حال نمی توانیم قاعده کلی عالم را کتمان کنیم
 جز اینکه در کمال سربلندی بپذیریم جهان همان است که می اندیشیم یا تصور میکنیم
و تمام عالم با همه قدرتش همین است .
   حال باز هم بر میگردیم به اینکه انچه من می اندیشم یا انچه ان می سازد ویا هردو
و شاید همه هرچه هست و بنظر میرسد صحیح این معنا همین است که همه یعنی
او مرا ساخت و از قدرتش در من قرار داد و من با تصورات خود شکل جدیدی از قدرت
می سازم و نتیجه اش این است که من در این چرخه قدرت خداوندی قرار دارم .
به ظاهر کمی پیچیده بنظر میرسد ولی واقعا اینگونه نیست و جهان ساخته من است
که من ساخته او هستم .
  




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 28 شهریور 1396 :: نویسنده : ا فکور
   دور از شما باد چند وقتی است به دلیل بی حیایی و بی شرمی و زیاده خواهی چند نفر
که مالم را در ظاهر انسانهای خوب خورده اند گرفتار دادگاه و وکیل و ... شده ام که تجربه بد
و گرانی است و اما امروز سرپرست محترم اجرای احکام که اتفاقا خانم با وقار و قابل احترام
ی است حرفهایی زد که موقعیت پاسخگویی از سوی شنونده و مخاطب مادر مرده و بنده
وجود نداشت و نتوانستم این نارضایتی را در خودم نگه دارم .
   ایشان بطور خلاصه فرمودند شما ندانسته میروید مال بی زبانتان را می دهید به ادم
زباندار انوقت انتظار دارید ما یعنی دادگستری ان را از حلقوم او بیرون بکشد و از ما طلبکار
هستید این جملات این قاضی محترم در ظاهر درست است ولی ایشان وظایف حکومت
در امر قانون گذاری جامع و مانع را فراموش کرده اند که مردم اگر از قوانین خدشه ناپذیر
تبعیت کنند و قوانین انگونه باشد که انسانها را در کانالهای صحیح و درست هدایت کند و
مجرمین امکان فرار از قانون راپیدا نکنند جامعه در تمام ابعاد فرهنگی و اجتماعی و اقتصاد
ی و ... اصلاح خواهد شد ولی وضع قوانین نا کارامد و غیر جامع و مانع امکان عدم اجرای
قوانین از سوی هر مسوول و غیر مسوول و یا خود سر عمل کردن مسوولینی به اسم
شرع و دین و یا حلال شدن مال حرام با انجام کارهای خیر و پرداخت وچوهات و ... یا
برخورد نشدن با اختلاسگران بزرگ و نهایتا نا لایقی بسیاری از مسوولان کوچک و بزرگ
باعث هرج و مرج اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و ... بین مردم خواهد شد تا انجا که
میزان مرگ و میر تصادفات رانندگی و تخلفات این بخش نیز قابل کنترل نیست و هر کس
بخود اجازه می دهد برای بیرون کشیدن گلیم خود از شرایطی که هیچ ثباطی ندارد
دست به هر شیوه غیر انسانی و غیر قانونی و ... بزند ضمن اینکه برای گلیم خود نیز
اندازه ای نمی شناسد و تمام گلیمهای مردم را مثل خاوری و بابک زنجانی و بقایی
و حتی احمدی نژاد گلیم خود بدانند .
   مردم کمترین تقصیر را دارند از باب نفهمیدن و این خود تقصیر بزرگی است که نالایقها
را تحمل می کنند و مردمی که نالایقها را تحمل کنند سرنوشتی جز این شرایط را نخواه
ند داشت و خلایق هرچه لایق یا خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نخواهد داد مگر
ان قوم خودشان را تغییر دهند و ما باید خودمان را تغییر دهیم .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 شهریور 1396 :: نویسنده : ا فکور
   از کدام وضع ؟ فرقی نمی کند شما نظرتان را راجع به هر وضعی که فکر می کنید مشکل
دارید بیان کنید یا نه با خودتان بیان کنید . مهم این است که با خودتان روراست باشید چیز
ی که ما نداریم یعنی روراستی را حتی با خودمان هم نداریم و بدبختانه سر حودمان هم
کلاه می گذاریم و دست اخر چیزی بعنوان زندگی برایمان باقی نمی ماند چون زندگی را
هم نمی شناسیم و همین زنده بودن و خوردن و خوابیدن و ادا دراوردنها را زندگی می
نامیم در حالیکه این زندگی نیست .
   رفتم اداره ای گفتند رییس جدید امده و گفته برای انجام کارها باید فلان کاغذ را هم
همراه داشته باشید با خودم گفتم عجب رییس چدید بجای انکه امدنش باعث خیر و
تسریع در انجام کارهای مردم یا همان ارباب رجوع باشد یک مانع جدید را خیرخواهانه
سر راه مردم قرار داده است چرا بخاطر نااگاهی یا ترس یا بی توجهی به مردم خدا زده
خوب این مردم شکایتشان را کجا ببرند خدا که شاهد و ناظر است ولی چرا به داد این
مردم نمی رسد نمی دانم یا نمی توانم بفهمم ولی می دانم از این وضع راضی نیستم
چون در جایی نمی بینی برای سهولت کار مردم قدمی برداشته نمی شود و این یعنی
نا رضایتی و این نارضایتی را باید کسانی که دلشان برای این کشور و مردم میسوزد
بفهمند و درک کنند .
   با مثال بالا می خواستم بگویم من و شما هم باید بفهمیم و نارضایتی نتیجه فهم
است اگر بفهمیم و درست بفهمیم ناراضی می شویم می فهمیم که این رییس یا ان
رییس یا ان کارمند نمی تواند یا نمی داند که وظیفه اش را درست انجام دهد و این فهم
نیاز یک جامعه پویاست و بر همین فهم و درک می توانیم امیدوار به حرکت و رشد باشیم
و گرنه با غر زدنهای بی منطق و نا اگاهانه کار بجایی نمی رسد .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 24 شهریور 1396 :: نویسنده : ا فکور
   انسانها یا با هدفی دیگر ادمها هیچ تاثیری در مشخصات ژن خود ندارند پس به چه اعتبار
تصور می توان کرد این مشخصات را دیگران حتی بیشتر  و بهتر ندارند  و تنها خودشان بهتر
ین هستند و هیچ عامل دیگری در انچه هست تاثیر نداشته است ؟
   بی لیاقتی یا پررویی یا بی حیایی یا بی شرمی و ... را این روزها رنگ و لعاب زیبا می
دهند و با کلماتی چون شجاعت پشتکار هوش و استعداد هنر و توانایی و حتی ژن خوب
ظاهر انها را درست می کنند و یا خود را توجیه می نمایند غافل از اینکه دزدان و قاچاق
چیان و اختلاسگران و کلاهبرداران و ... همه خود را توانا و برتر و داناتر و زرنگ می دانند و با
این توجیه که خداوند این استعداد را به انها داده است حتی تایید خداوند را هم دارند .
   راستی این تواناییها و استعدادها از هر طرفی چرا برای خدمت به مردم بکار گرفته نمی
شود و سود و عایدی ان تنها منحصر به مردم نمی گردد و به تعبیری دیگر چرا منافع تنها
به چیب این ادمهای خوش خیال و خود شیفته و خود یزرگ بین می گردد ؟
   سهم خواهان از ملت به اسم سهم خواهی از انقلاب سوء استفاده از صداقت و خوش
نامی پدر و خانواده و لجنمال کردن خدمات انها و حتی ضربه زدن به این شیوه ها به
انقلاب و اسلام و کشور و ترویج بی اعتمادی و فساد در جامعه کاری است که انجام می
دهند غافل از اینکه نابودی انها را نیز به دنبال دارد .
   دارندگان ژنهای خوب صاحبان استعداد و هنر و زرنگهای این کشور لطف نمایند برای
خدمت به این مردم این تواناییهای خود را در خارج از کشور بکار گیرند و درامد حاصل را به
اینچا منتقل نمایند و لطفا بر عکس عمل ننمایند و فراموش نکنند که ژنهای خوب دارندگان
استعداد و هوش و هنر و استعداد واقعی انهایی هستند که هنر و توانایی خود را در جای
دیگر تکمیل می کنند و سرمایه ها را به این کشور می اورند انان که در کنکورها و ازمایش
های واقعی امتحان داده و انجا قدرت خود را به رخ کشیده اند وگرنه انکه در انتهای
بیغوله سیستان و یا بلوچستان شرایط ظهور توانایی خود را هرگز نیافته است گناهی
ندارد و باید مقصر این ظلم را پیدا کرد .
بیوده به خود عره نشویم و انچه هست را دستاورد خود ندانیم بلکه شرایط را باید
دلیل اصلی دانست کافی است عاقل باشیم .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 13 شهریور 1396 :: نویسنده : ا فکور
   نمی دانم در همه جای دنیا اینطور است یا ما فقط اینطور هستیم که نسیه کار می کنیم
انقدر نسیه که دیگر کمتر کسی نسیه می دهد و نقد هم که خیلی گران است انقدر گران
که نمی شود خرید و فروش کرد اصلا کسی چیزی به کسی نمی دهد .
   خیلی وقت است بخصوص این روزها انقدر سیاهی می بینم انقدر خبرهای ناخوش و بد
می شنوم انقدر ادمهای کریه و زشت می بینم که دلم را سیاهی گرفته است یا چشمانم
کمتر نور را می بینند و این بد است زیرا یقین دارم این زندگی نیست .
   حالا سوال این است که من خودم چی هستم و چگونه رفتار می کنم ایا منهم کریه و بد
قیافه و زشت هستم ؟ یا ایا من هم حامل پیامهای نا خوش و بد هستم و زشتی را ترویج
می کنم در این حالت فقط خودم هستم که عامل زشتیهای خودم هستم و این مطلب را
باید بارها و بارها با خودم تکرار کنم .
   باید به خود اییم اگر می فهمیم اگر درک می کنیم اگر فراموش نکرده ایم که اینجا وطن ما
است اگر فراموش نکرده ایم که خواه نا خواه فرزندان ما اینجا زندگی کرده یا می کنند و چاره
ای نداریم و نمی توانیم تمام ریشه خود را از این خاک بر کنیم .
   در کوچه و خیابان فقط دروغ است و فریب خبرهای جعلی بی محبتی و ظلم فقط خود خوا
هی و خود بینی حرص و طمع بی پایان و سیری نا پذیر تا حد خون اشامی و لابلای اینها ما
لول می خوریم مثل کرم درست مثل کرم بی هدف به این سو و انسو می رویم و دوباره بر
می گردیم و سر انجام اسم این را گذاشته ایم زندگی .
   زشتها انقدر زیاد شده اند که خبری از زیبایی نیست و همه جا را تاریکی گرفته است یا
بهتر بگویم روشنایی رفته است و سیاهی همه جا را پر کرده است و حیف از کور سویی نور
به همین دلیل برای انکه نمید از بین نرود هراز گاهی باید فریاد زد نور تا ان را فراموش نکنیم
و من دلم روشنایی می خواهد تا چشمانم را از دست ندهم تا به تاریکی عادت نکنم تا  نور
فراموش نشود .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 29 مرداد 1396 :: نویسنده : ا فکور
   وقتی توی جامعه بین مردم مشکلات را می بینم از خودم بدم میاید چون ریشه تمام بدی
ها و زشتیها را در خودم می بینم . بدبینی حسادت نفرت نادانی جهل کم جنبه بودن  یا
حتی کوچک بودن و حقارت همه و همه در من است که به این جامعه نسری یافته است .
 فقط عادت کرده ام نق بزنم مسوولان را مقصر بدانم خدا و پیامبر را به وسط بکشم و همه
را مقصر کنم که مقصر واقعی که خودم هستم معلوم نشود . بنظر شما این کار صحیح و
پسندیده است / با این شیوه مشکل حل میشود در طول تاریخ این کشور که ما نسبت به
ان بی اطلاع هستیم و هرکس هرچه گفته ما قبول کرده ایم و انطرف چرخیده ایم کجا می
توانید پیدا کنید که من و شما بعنوان اعضای این جامعه درست عمل کرده باشیم ؟ نگرد
بخودت زحمت نده نیست در طول تاریخ ما ادمهای نادان و ساده لوح و ... بوده ایم و جز
ادعا و غرور کاذب هیچ چیز نداشته ایم و این شامل همه ما می شود از بزرگ و کوچک با
مسوولیت و بی مسوولیت فرقی نمی کند تنها باید قبول کنیم .
   مشکل این است که این غرور کاذب که نمی دانم ریشه ژنتیک ان کجاست ما را رها
نمی کند سفت و سخت به ما چسبیده است و شاید دشمنان ما هم این را فهمیده
باشند چون انها هم با ما طوری رفتار می کنند که این خصیصه تقویت شود و ما در این
گرداب روانی همچنان دست و پا بزنیم و هر روز بیشتر فرو برویم وگرنه تا کنون بعد از
چند نسل باید این خصوصیت از بین رفته باشد که اینطور نیست و نه تنها از بین نرفته
بلکه تقویت هم شده و شده ایم جریان ملانصرالدین کخ خودش هم باورش شده بود .
   تمام مسوولان ما مثل خود ما هستند یعنی هیچ فرقی بین ما نیست فرض کنید
یکی را برداشته اند و من را گذاشته اند این من هر یک از وزرا یا معاونین یا مدیران کل
و یا هر رده کارکنان دولت است من هم زیر کار در می روم منافع خود را بر منافع جمع
ترجیح می دهم خود سر و حسود هستم و منافع بلند مدت خود را نمی شناسم و
گمان می کنم دانا تر از من در این عالم وجود ندارد و زمانی که من را کنار می گذارند
یا کنار می روم تا اخر عمر تصور می کنم بعد از من همه چیز در حال نابودی است و من
برای اثبات خود به نابودی کشور کمک می کنم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 27 مرداد 1396 :: نویسنده : ا فکور
   تا کنون به معنی سراب دقت کرده ای ؟ شاید یک مفهوم خاص و کلی از این کلمه در ذهن
داشته باشی که اشکالی هم ندارد ولی معنای واقعی کلمه فریب است فریبی بر مبنای
خواسته من و تو انچه که از ته دل و با توجه به شرایط می خواهیم .
   معمولا ادمهای گرتار را خیلی زود میشود فریب داد یک انسان درمانده به هر شکل ان
مالی جسمی روحی و ... هر دروانده و مستاصلی را به راحتی می شود فریب داد و سراب
ساختن برج ارزوهای اوست تامین نیاز او در بهترین شکل است بهشتی بی نظیر .
   کسی که بیمار است به هر راهی وارد میشود شاید خود را برهاند مالباخته حتی به
رمالی و طالع بینی و فال قهوه و ... با وجود قبول نداشتن متوسل میشود چون راه بهتری
سراغ ندارد یا کسی که خطایی حتی غیر عمد مرتکب شده است یا گرسنه یا تشنه ای
که شرایط غیر قابل تحمل دارد گاهی انچه می خواهد را به ظاهر می بیند وای بحال زمانی
که متقلبی و فریبکاری بخواهد او را به دنبال خود بکشد و از او سوء استفاده کند .
   و اما چرا این بحث را مطرح کردم به این دلیل که یک زمان در حال مرگ هرچه بگویند
قبول می کنیم اشکالی ندارد چون راه و انتخاب دیگری نداریم و یا فرقی نمی کند ولی
خیلی وقتها امکان ساختن و یا زمان تلاش دلریم و یا اکثر مواقع پذیرش ما نه بر اثر
اضطرار بلکه به دلیل بی مسوولیتی و ... است و این به هیچ شکلی نه در دنیا و نه حتی
در اخرتی که به نوعی به ان اعتقاد داریم قابل پذیرش نیست و خدایی که عقل و نیرو و
امکانات بی انتهای خلقت را برای استفاده ما قرار داده است نخواهد پذیرفت که ما به
سادگی دنباله رو کسانی شویم که فریبمان می دهند و ما را از نعمتهای خدا به اشکال
مختلف دور می کنند برویم و به حداقلهایی قانع شویم که اسم ان را نمی شود زندگی
گذاشت و این سرابی است از بهشتی که برای ما می سازند تا خود از اینهمه نعمت
خداداد بهره ببرند و بهترین زندگی را داشته باشند وقطعا مسوول ساده لوحی و بی
مسوولیتی ما نیستند . سراب را بشناسیم و فریب فریبکاران دنیاپرست  را نخوریم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 19 مرداد 1396 :: نویسنده : ا فکور
   دلم می خواهد بنویسم حتی اگر گمان کنم کسی ان را نمی خواند . در ذهنم گذشت
نوشتن من مثل انداختن تکه نانی بر روی زمین است خواه ناخواه این نان به کسی تعلق
خواهد گرفت نهایتا مورچه ها و یا خود زمین نوشتن هم همین است و یا الان بگویم هر
اثری در جهان همینگونه ماندگار و اثر گذار است و هرگز نابود نخواهد شد .
   نوشتن گفتن به هر شکلی که باشد حتی اگر دستت را برای کار خیری تکان می دهی
و یا قدمی و ... به هر شکلی بخواهی اثر خیر و مثبتی در این جهان بگذاری حتما اثر گذار
خواهد بود و هرگز نابود نخواهد شد بلکه اثر خود را خواهد داشت همانگونه که برای کار
شر و منفی نیز چنین است .
   شاید ارزش و اهمیت قدم خیر به هر شکل ان در مقابله با شر و نهایتا غلبه بر ان و نا
بودی شر باشد که قطعا همینطور است چون خیر و شر به معنای کلی انها همیشه در
تضاد و قدرت نمایی بوده اند و ما باید به خیر کمک کنیم به هر میزان که می توانیم البته
این کم به معنی واقعا کم نیست بلکه معنی ان این است که در اوج ناتوانی مالی و فکری
و کلامی و ... می توانم در حد توان به میزان کم حتی با نگاه خیر سرمان را حرکت دهیم
و هیچ عاملی نمی تواند مانع این حداقل گردد .
   برای خود می نویسم که اعتقادات خود را بیشتر باور کنم شکها را از خود دور نمایم
چون بعضی وقتها این شکها اعتقادات را مثل خوره می خورند و انسان را به نا کجا اباد
که متاسفانه الان برای خودش یک جای اباد شده است ولی در زیر این ظاهر فریبنده
هنوز نا کجا اباد است می کشاند و این درد وحشت ناکی است که تحملش سخت می
شود سخت و گاهی غیر قابل تحمل .
   دلم خوش است که همه چیز در عالم ماندگار است و خوبیها بدیها را به ناکجا اباد
می برند به جایی که مردم از زیانهای انها در امان باشند .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
   نمی دانم تا کنون فکر کرده اید که انسان تنها در مقابل کارهایی که انجام می دهد مسوول
نیست و گاهی در مقابل کارهایی که انجام نمی دهد نیز مسوول است ؟
   شاید مبهم بنظر برسد ولی نه بسیار روشن است نهی یا اثبات خیلی از کارها را ما باید
برای رسیدن به یک زندگی بهتر و یا فراهم کردن شرایط بهتر برای فرزندان و یا نسلهای اینده
باید انجام دهیم و با انجام ندادن انها ذر مقابل خود و جامعه مسوول هستیم همانونه که در
مقابل اعمال و رفتار خود مسوول هستیم .
   زمانی که در مقابل حرف غلط و یا یک رفتار نادرست و یا ظلم بر مظلومی سکوت میکنیم
ظاهر مسوول نیستیم چون کاری نکردیم  شاید کسی متوجه حضور ما نشود ولی اثر این
سکوت تا نسلها باقی خواهد ماند و بسادگی قابل جبران نیست .
   اگر نابینایی در حال سقوط در دره ای باشد . من و شما هیچ عکس العملی نشان ندهیم
و تلاشی برای جلوگیری از این اتفاق انجام ندهیم چه مسوولیتی متوجه ما خواهد بود و یا
اگر در کوچه و خیابان  شاهد یک گرانفروشی و یا ظلم در حق یک ارباب رجوع بانک یا اداره
دولتی بودیم و هیچ عکس العملی از خود نشان ندادیم چه اثری بر جامعه ما خواهد داشت ؟
   گاهی سکوت ما نابود کننده است گاهی سکوت ما نسلهایی را متاثر خواهد کرد و یا
موقعیتهایی را از نسلهایی خواهد گرفت و یا به زبانی ساده تر جامعه ساکت و تابع هرگز
به سعادت نخواهد رسید و ارامش ان جامعه ارامش مردگان است و هیچ زنده ای به دنبال
ارامش مردگان نیست مگر ارامش جاهلانه .
   مطمین باشیم اگر به اخرت اعتقاد داریم در انجا نیز ما را در مقابل مسوولیتهایمان که
انجام نداده ایم مواخذه خواهند کرد و در مقابل انها متحمل کیفر خواهیم شد و اگر به ان
اعتقاد راسخی نداشته باشیم شک نکنیم تاوان سکوتهای احمقانه  و بی مسوولیتهای
خود را در همین دنیا و در زندگی خود و فرزندانمان خواهیم داد . به همین سادگی .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 10 مرداد 1396 :: نویسنده : ا فکور
   گاهی انسان فقط ناملایمات را بسوی خود می کشاند گاهی فقط سختی ها را می بیند
در حالیکه زندگی این نیست سختی هست ولی عبور از سختی لذت بخش است دشواری
هست ولی عبور از دشواری شیرین و لذت بخش است و با دیدی دیگر اگر صورت مساله ای
نباشد راه حل اصلا معنا ندارد .
   گاهی انقدر برای خود سیاهی و تاریکی و سختی درست می کنیم که ارتفاع انها از برج
میلاد هم بلندتر می شود و بدبختانه این ارتفاع بلند را بر دوش خود قرار می دهیم غافل از
هرگز نباید دشواریها را بر دوش خود قرار دهیم بلکه این ما هستیم که سختیها را زیر پای
خود قرا می دهیم و جشن پیروزی را بر انچه سخت بود برگزار می نماییم .
   برگردیم به صورت مساله اگر صورت مساله ای نباشد راه حل معنا ندارد یا اگر سربالایی
نباشد سرازیری بوجود نمی اید اگر کوهستنهای سربفلک کشیده نباشند مناظر زیبای کوه
خود را به رخ نمی کشند و ما هرگز از این مناظر زیبا که بی مانند بودن انها در ارتفاع و شکل
انها پنهان است لذت نمی بریم پس سختیها بوجود اورنده شادیها ههستند بدون شک .
   این مطلب به معنی ترویج سختی نیست ولی به معنی تلاش و زندگی است خیلی ارام
ولی عمیق نمی خواهم بگویم باید سختی کشید ولی می گویم ما باید معنی تلاش و
پشتکار را بفهمیم ما باید قدر داشته ها را بدانیم ما باید حق را درک کنیم و بالتر از همه
زیباییها را بشناسیم گاهی ما تاریکی را در روشنایی برای خود بوجود می اوریم و این به
معنای ان است که سختی را می می سازیم و گرنه ... .
طی کردن عمر را چه می نامید اگر این را خوب درک کنید یا درک کنیم بقیه مشکل حل
می شود ما باید مسیر را طی کنیم و این طی کردن به معای تلاش و پشتکار و داشتن ا
امادگی جسمانی و روحی برای طی کردن مسیر و موفق شدن است و این یعنی هرچه
هست شادی است و با شادی بدبختیها نابود می شوند .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 5 مرداد 1396 :: نویسنده : ا فکور
   شاید بهتر بود بگویم من در نابودی شما شریکم یا اصلا چرا من باید با شما شریک باشم
یا بیهوده این بحث را مطرح کردم به هر حال چه درست و جه غلط مثل همه کارهای دیگر
حالا شده است اصلا مثل شراکت ما حالا شده است و بنده با شما شریکم .
   هر چقدر فکر می کنم غم شما را بیشتر می بینم گرچه شما چیزی نمی گویید و حتی
به روی خودتان هم نمی اورید گرانی دروغ مدیران نالایق هوای الوده نا امنی اقتصادی  و
امثال اینها افزایش قیمتهایی که تصورش را هم نمی شود کرد همین پیاز که کسی به داد
ان نمی رسد مرغی که می گوید به تخمم و هم خودش در این تابستان و هوای گرم ارج
و قرب پیدا کرده و هم تخمش که نگو و نپرس و البته با خنک شدن هوا باید خودش و تخم
ان را روی سر گذاشت و من نمی دانم این را باید کجای دلم قرار دهم .
   بی احترامی ها قضایای احمدی نژاد و بقایی و یا ادعاهای عجیب و غریب که هرکدام
برای اعصاب خردی شما کافی بوده است رفتارهای اجتماعی متناقض من و امثال من
همه برای شما اسایش و ارامشی باقی نگذاشته است ولی ما پوستمان کلفت شده
است و شاید اصلا پوست کلفتی را برای همین زمانها درست کرده اند و ما هم از ان
کمال استفاده یا سوء استفاده را می کنیم البته گرم شدن کره زمین شرایطی را بوجود
اورده است که پوست گلفت هم باعث نابودی ادم می شود و گرما ما را از بین می برد .
   خنده ها هم مصنوعی شده است و یا  حاصل فریبکاری است کسانی که می خندند
نه به علت شادی دیگران است و نه به دلیل امید و رسیدن به ارزوهای بلند بلکه به
این دلیل است که موفق شده اند با پیدا کردن راهی از این مخمصه ها کمی امیدوار
شوند و به خود می بالند که در فریب دیگران موفق شده اند در حالیکه نمی دانند این
فریبکاری و موفقیت در فریب دیگران طنابی دیگر بر دست و پای همه است .
   و من در غم شما شریک هستم و به خودم و شما تسلیت می گویم چون با هم
هستیم و من یک طرف طناب را می کشم و شما طرف دیگرش را بدون انکه بدانیم هر
دو ان را محک و محکمتر می کنیم و رنگ طناب و نوع ان مهم نیست مهم این است
که باعث نابودی خواهد شد .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 60 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :