فکر می کنیم تا زندگی کنیم
 
فکر می کنیم تا زندگی کنیم
جمعه 16 فروردین 1392 :: نویسنده : ا فکور
Hello,
Have we ever thought about the brain, thinking and their role in our life?
Do we know more than ninety percent of our daily works are habits and based on what we learnt?
How many minutes do we think daily about what we are going to do?
Do we really know the correct technique for thinking?
We make these topics as open discussion subjects to hear your ideas. The results can be useful for everybody.
As there is definitely a solution for any problem in the world, and we believe that this is the best way to find a solution, please share your idea with us.
.


سلام ایا تاکنون در مورد مغز و فکر کردن و نقش ان در زندگی خود فکر کردهایم؟
ایا می دانیم ما بیش از نود در صد کارهای روزانه خود را بر اساس عادت و اموخته ها انجام می دهیم و حتی از اموخته های خود بخوبی استفاده نمی کنیم؟
شما چند دقیقه در روز برای انجام کارهای خود فکر می کنید ؟ آیا راه و شیوه فکر کردن را به درستی اموخته ایم و یا شاید جزو کسانی هستیم که گمان می کنند
"فکر نکن پیر می شی" ؟
ما این موضوع را به بحث می گذاریم تا از نظر شما بهره مند گردیم و نتیجه ان برای همگان قابل استفاده باشد.
 چون راه حل تمام مشکلات عالم از همین مسیر بدست می اید و هیچ مشکلی بدون راه حل در عالم وجود ندارد.
لطفا نظر خود را اعلام فرمایید.




از دوستانی که به حسب علاقه یا کنجکاوی به این وبلاگ سر می زنند دعوت می کنم چنانچه علاقمند به مطلب خاصی هستند اعلام نمایند تا همان موضوع با همه در میان گذاشته شود همچنین اعتقاد بنده این است که عقل پایه و اساس زندگی است و کسی که از عقل خود استفاده می کند بهترین زندگی را خواهد
داشت و در زندگی چه در این دنیا و در اخرت برنده خواهد بود و مغز انسان قسمتی از قدرت لایزال الهی
است که ما باید از ان استفاده کنیم و تلاش بنده در این وبلاگ و در این ارتباط مشترک ان است که خودم و
دوستداران را بر مبنای عقلانیت و با استفاده از قدرت بی نهایتی که در اختیار ماست و کمتر انرا شناخته
ایم و از ان استفاده کرده ایم به کمال و سعادت کامل برسانم یا بهتر بگویم برسانیم چون ما همراه هستیم پس با هم برای استفاده از مغز خود و در اختیار گرفتن توان و قدرت ان حرکت می کنیم و به قسمتی از
قدرت لایزال الهیدر جهت خیر و صلاح و رسیدن به کمال دست خواهیم یافت با هم همراه شویم














نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 30 دی 1396 :: نویسنده : ا فکور
   همیشه گمان می کنیم ما بی عیب و نقص هستیم یا تصور می کنیم دیگران عیب دارند در حالیکه ما دیگران
هستیم همه ما دیگران هستیم در برابر دیگران و ما هستیم که ایراد داریم عیب داریم و در نتیجه جامعه دارای
عیب است و به معنای دیگر عیبهای جامعه را در خودمان بیابیم یا عیبهای خود را در ایینه جامعه ببینیم .
   چرا نمی خواهیم قبول کنیم که ما عیب داریم و اگر منتخبین ما دچار اشتباه یا خطای فاحش می شوند ان
را باید در رفتارهای خود و تربیت اجتماعی احاد جامعه جستجو کرد یک نفر نمی تواند با رانندگی بد یا ناحق از
بین تمام ارانندگان خوب بگریزد ولی اکثریت رانندگان اگر بد باشند کار و عرصه را برای ادمهای منضبط تنگ
می کنند انقدر تنگ که از روال صحیح بتدریج دور میشود و کم کم به دانسته های خود شک می کند و یا
یک ارباب رجوع متخلف با پیشنهاد رشوه به یک کارمند صدیق و درستکار باعث جرقه فساد می شود و یقینا
شرایط اقتصادی نا مناسب این جرقه را شعله ور خواهد کرد و ... .
   شما به راحتی می توانید تجربیات زیادی از انچه گفته شد بیان کنید و به جرات می توانم بگویم نونه های
بسیار قوق تر و روشنتری را از عیبهای تک تک ما مطلع و اگاه هستید ولی افسوس که نمی خواهیم
بپذیریم که انچه بر سرمان امده و میاید بخاطر ضعفهای خودمان است بخاطر کم ظرفیتی و بی جنبگی
ماست بخاط نداشتن صبر و مقاومت ماست و نهایتا بخاطر زرنگ انگاشتن خود و طمع فریبنده ماست و از
ماست که بر ماست و نه هیچ چیز دیگر .
   گاهی زمین و زمان را مقصر می کنیم که نپذیریم که ما انسان خوبی نیستیم و گاه تصور می کنیم اگر
گفتیم و پذیرفتیم که ما بد هستیم یعنی دیگران خوبند در حالیکه اینگونه نیست همه بدون هیچ شکی بد
هستیم کم و زیاد دارد علتش فرق می کند ولی سوخت و سوزی وجود ندارد و همه به اندازه سهم
خود مقصر و خطاکار و نادان و بی شعور و غافل هستیم و فهمیدن و درک این مطلب خیلی مهم است
در غیر اینصورت هرگز برای اصلاح خود قدم بر نمی دتریم و روز به روز وضع بدتری پیدا خواهیم نمود .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 دی 1396 :: نویسنده : ا فکور
   افت جان و مال ما فرهنگ غلط ارزشهای غلط و نفهمیدن و ... است چیزهایی که اغلب
می توانیم بفهمیم یاد بگیریم و اصلاح کنیم .
   همین ارزشهای غلط که هر جا باشد غلط است مثل احترام به ادمهای پولدار یا قدرت
مند یا زیبا روی یا دارای پست و مقام  م امثال اینها ایا بنظر شما اینها ارزش است انقدر
که ما او را بر سر خود بگذاریم و بزرگش کنیم و انقدر که از ما بیگاری و حمالی بکشد و
بکشند و ما نسل اندر نسل به فلاکت و نکبت گرفتار شویم ؟
   فرهنگ غلط غلط است اموزه غلط اگر هزاران نسل هم تکرار شده باشد غلط است و
ارزشهای غلط یا رفتار ها یا حتی گفتارهای بزرگان هم اگر غلط باشد یا امروز غلط باشد
غلط هستند و باید انها را اصلاح کرد اگر خواهان زندگی خوب رفاه و اسایش و سعادت
خود و فرزندانمان هستیم .
   شخصی را خودمان ساحب منصب و مقام و جاه می کنیم بعد با کرنش و احترام بیش
از حد او را بالا و بالتر می بریم انقدر که با اصل خویش فاصله می گیرد و بعد او برای ما
ارزش می شود بت می شود غافل از اینکه ارزش مهر و محبت است ارزش خدمت بی
توقع به مردم است ارزش تواضع و گذشت و صداقت است و ارزش کوچکی در مقابل
بزرگی جماعت است و ما از ارزشهای واقعی دور میشویم .
   صاحبان جاه و مقام را ما بزرگ کرده ایم وگذنه از خود چیزی ندارند زیبا را ما تایید کرده
ایم هنر را و ثروتمندات غالبا بر دوش ما به ثروت رسیده اند و هیچیک از انچه گفته شد
بدون خواست و تایید جماعت ارزش ندارد پس یاد بگیریم که ارزش ما هستیم با هم و
در کنار هم و هرچه که ما بخواهیم ارزش است و این یعنی راهی بسوی سعادت و رفاه
یعنی تامین اینده فرزندان این مرز و بوم یعنی حق خودمان .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 13 دی 1396 :: نویسنده : ا فکور
      زندگی خوب می خواهیم خوب به معنی انچه حقمان است که بهترین ها حقمان است
پس باید تلاش کرد با باطل و ناحق مبارزه نمود وگرنه حق همانی خواهد بود و تصور می
شود که تو راضی باشی و کم کم همین هم کم و کمتر می شود تا جایی که به زنده
بودن راضی شویم .
   بارها گفته ام بهترین نمونه های تلاش برای تغییر و زندگی بهتر مردم افریقا هستند که
دل و تن به دریا می زنند و بزرگترین خطر را می پذیرند و برای تغییر و بوجود اوردن یک زند
گی بهتر جان خود و فرزندانشان را روی دریا در قایقهای بی ارزش به قاچاقچیان انسان
می سپارند و برای این ریسک بزرگ تمام هستی مادی خود را حتی با قرض پرداخت می
نمایند و اینها نمونه های خواستن برای نغییر و زندگی بهتر است .
   براستی چرا نباید بین انسانها تفاوت انهم تفاوت فاحش وجود داشته باشد در حالیکه
این تفاوتها عین حق است  یا اگر بخواهیم صحیحتر بگوییم تفاوتهایی که بر اثر تلاش و
زمت یا تفکر و خطر پذیری و توانمندیهای انسانها بوجود می اید عین حق است و اگر این
تفاوتها نباشد تلاش و هنر و استعداد و خطر کردن و بطور کلی انگیزه زندگی از بین
خواهد رفت و این بسیار بد و نا عادلانه خواهد بود .
   پس انچه در اطرافمان بوقوع می پیوندد و یا خواستنهای خود را ملاک قرار دهیم
بفهمیم یا تلاش کنیم با دیدن بهترینها تا حدودی بفهمیم و به امید زندگی بهتر برای
خود و فرزندانمان انچه وظیفه داریم را بنحو شایسته عمل کنیم در غیر اینصورت از
همین که هستیم نیز هر روز بیش از پیش بدتر و بدتر خواهیم شد و ظالمان به راحتی
این حرکت و تلاش نکردن ما را به منزله رضایت خواهند پنداشت و انچه نعمت الهی
است را حق خود یا دلیل برتری خود می پندارند.















نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 4 دی 1396 :: نویسنده : ا فکور
   بعضی از ما خودمان را خیلی زرنگ یا خیلی با هوش و صاحب استعدادهای خارق العاده
می دانیم و البته اخیرا این امر را تا ژن خوب و خارق العاده هم البته بعضی خواص پیش
برده اند و با اتکا بر همین فرضیات می تازانند  غافل از اینکه جایی که در ان می تازند سنگ
لاخ است و اسب انها دیر یا زود نقش بر زمین خواهد شد و طبعا بر مبنای سرعت جاهلانه
صدمه خواهد دید و چه بسا صدمات جبران نا پذیری ببیند .
   در هیچ دین و مسلک و ایین و جامعه ای فریب و نیرنگ و کلاهبرداری و رانتخواری و دروغ
ارزش محسوب نمی شود و تاکنون در هیچ اجتماعی اینها را زرنگی ننامیده اند و قطعا
در همین عالم خلقت نیز برای فراریان از قانون بشری تدابیری اندیشیده شده است و بی
شک این تدابیر چه ما بفهمیم و چه متوجه نشویم یقه فراریان و متخلفین را خواهد گرفت
همانونه که بتدریج  در همین کشور خودمان پدران ساحبان ژن خوب ابرو و اعتبار خود را
از دست داده یا میدهند و زندگی بر چپاولگران فراری سرمایه های مردم بی پناه در خارج
از کشور هر روز سخت و سخت تر می شود تا انجا که ارزو می کنند ایکاش یک زندگی
عادی ولی شرافتمند داشتند .
   متاسفانه همه ما در جوامع عقب افتاده دچار اشتباهات جاهلانه و تکراری میشویم
و زمانی به واقعیت تلخ اشتباه خود پی می بریم که راه برگشت مناسبی باقی نمانده
است و تکرار و تکرار که این تکرار از موضوع پیچیده مرغ و تخم مرغ هم درد اورتر و غیر
قابل حل است و شاید با بیان تکراری دردها از مبتلا شدن افرار در یک زمان طولانی جلو
گیری شود و یا زلزله ای در قالب یک حرکت جهشی و یا حاکمانی دانا با حکم دانایی و
نه گسترش جهل و نا دانی از این اتفاقات دردناک جلوگیری کنند . شاید .
   به خود اییم که اینها زرنگی نیست و ما با سرعت نه در سر بالایی موفقیت بلکه در
سراشیبی نیستی و فلاکت حرکت می کنیم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 25 آذر 1396 :: نویسنده : ا فکور
   می گوییم کارد بخورد توی این دل غافل از اینکه دنیاست و این دل اگر دل نباشد حتی
خدا را نمی بینی یعنی این دل راه رسیدن است به زیبایی ها و نعمتهای خدا به سعادت
پس یک عالم و یک دل و باید ان را ارج بگذاریم و قدر بدانیم تا بازنده دنیا و اخرت نشویم
   پس دلم چه می خواهد در محدوده ارزشها و حریمها تا انجا که حسادت و ... نباشد
و تنها در عالم مجاز خودم زیباییها و نعمتهای بی انتهای الهی را جستجو کند و بخواهد
عشق بورزد و من دلم می خواهد صلح بر عالم سایه بگستراند و دشمنی ها در هر
قالب و اسمی ریشه کن شود دلم می خواهد غواصی کنم و دنیای زیرابها را ببینم و از
وجود نا شناخته انها لذت ببرم دلم می خواهد به فضا حداقل تا همین ماه خودمان بروم
و برگردم و جهان را از خارج ببینم دلم می خواهد بشر به خود اید و طبیعت را بیش از
این نابود نکند تا دوباره گلهای وحشی عطر خود را پراکنده کنند و پرندگان شدمان و سر
کش شوند در یک سفر دریایی چند روزه از دریاها همراه با شادی سایرین لذت ببرم
دلم می خواهد زورگویان نابود شوند و مهربانی و گذشت همه جا عیان دیده شود .
   و چقدر دلم می خواهد که مرزها برداشته شوند و کل عالم همان عالم خلقت شود
که همه ما در همه انچه هست سهیم باشیم و ... و شما چه می خواهید چه چیزی
دوست دارید خجالت نکشید هرچه دوست دارید در چهار چوب و قالب خودتان و بدون
اذیت شدن دیگران دوست داشتنهایتان را مرور کنید این حداقل خواستن است این حق
است و تا نخواهیم نخواهیم رسید .
   هرگز گمان نکنیم که نمی رسیم یا عیب است یا من ان اندازه نیستم نه این طرز
فکر غلط است این اشتباه بزرگ است و این یعنی نخواستن حق و این یعنی ظلم در
حق خود و زمانی که من در حق خود ظلم روا میدارم چرا دیگران اینکار را انجام ندهند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 14 آذر 1396 :: نویسنده : ا فکور
   خوشبحتی را برای خود با شناخت معنا کنیم کاری که کمتر انجام داده ایم . شما دقیقا
چه تعریفی از خوشبختی دارید ؟ سلامتی یا فرزندان سالم ایمان به خدا یا ارامش و یا مال
و ثروت فراوان پست و مقام و یا موقعیت هدایت دیگران و یا شاید همه اینها و یا قسمتی از
اینها یا دوستان خوب و ... هرچه تصور شما باشد قطعا کامل نیست .
   بحث من در اینجا چگونه بدست اوردن خوشبختی است و مقدمه گفته شده بحث ورود
اگاهانه به بحث است که هر کس چه تصویر اگاهانه ای از خوشبختی دارد و بنظر من باید
موفقیت را اساس تمام تصویرهای نهایی خوشبختی دانست چون تمام خواسته های ما
نتیجه موفقیت هستند و موفقیت کامل حاصل یک فرایند کامل از یک مجموعه کامل است
و این اساس خوشبختی است .
   بنظر من اساس خوشبختی خواستن است که بخواهی و برای این خواستن در قالب
حق تمام تلاش خود را بعمل اوری این اغاز خوشبختی است مثل باغی که در یک کویر
ساخته می شود و هر چقدر این باغ کاملتر شود شور و نشاط و لذت کامیابی حس
خوشبختی بیشتری در ما بوجود می اورد و این امر از سختیهای تبدیل صفر به عدد یا
همان وجود و یا بهتر است بگویم تبدیل ظرفیت وجود به تکامل  اغاز و تا بی نهایت یعنی
تا سعادت کامل می تواند ادامه یاد .
   در مبحث خواستن در قالب حق باید به حق خواهی نگاه ویژه ای داشت چون اگر
حقخواه نباشی همه چیز را از اساس از دست داده ای یعنی حتی انچه از غیر از راه
خواستن در قالب حق بدست می اوری به خوشبختی و سعادت منجر نخواهد شد و این
را نیز باید یاد بگیریم تا بازنده و تباه شده نباشیم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 6 آذر 1396 :: نویسنده : ا فکور
   قطعا اتفاقات خوب در راه است بی شک . از کجا معلو م ؟ از تلاش تو از نوشتن همین
مطلب از انتظارات جامعه و بی شک از حرکت موجود در عالم از وعده های خدادوند که از
زبان بزرگان در ادوار مختلف نقل شده است و هزاران دلیل دیگر که می توان اورد بی شک
 اتفاقات خوب در راه است و بدی نابود به فناست .
   سرنوشت ادمهای هم عصر خود را مورد بررسی قرار دهیم ادمهایی مثل مرحوم
هاشمی رفسنجانی یا خلخالی یا همین احمدی نژاد  اینها کسانی بودند و هستند که
هرگز گمان نمی شد این اتفاقات و ... برای انها حادث شود همین صدام و ... چه کسی
در بهترین حالت انچه اتفاق افتاد را پیش بینی می کرد بجز کسانی که به اتفاقات حق
در قالب خوب برای مردم به نوعی اعتقاد داشتند .
   اتفاقات خوب در قالب حرکت عالم حادث خواهد شد و ما نیز باید نقش موثر خود را برا
ی سرعت بخشیدن به انجام  انها ایفا نماییم فهمیدن درک کردن رفتارهای انسانی اگا
هی بخشین روشن کردن چراغی در ظلمت و ... اینها وظیفه ماست پس نباید وظیفه
خود را به فراموشی بسپاریم .
   از تاریخ زنده و جاری درس بگیریم و امید را در خود تقویت نماییم و هرگز از خواستن
دست نکشیم اتفاقات خوب در حال حادث شدن است .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 28 آبان 1396 :: نویسنده : ا فکور
   بسیاری از مشکلات ما همانطور که بارها گفته ام از فرهنگ و پیشینه و ضرب المثلها و
کلا اموزه های ماست چیزهایی که راه اصلاح انها معمولا یا بسته و یا بسیار دشوار است
و ما نا خود اگاه از انها تبعیت می کنیم .
   خود کرده را تدبیر نیست . چرا کدام عقل سلیمی این را می گوید یا تایید می کند اگر
انسان اشتباهی کرد یعنی دنیا به پایان رسیده است ؟ قطعا اینطور نیست و زندگی ادا
مه دارد همانگونه که میلیاردها سال است که زندگی با تمام اتفاقاتش ادامه یافته است
با وجود قدرتهای بزرگ ادمهای نابغه جنگهای بی سرانجام دیکتاتورهای غیر قابل توصیف
اتفاقاتی که هنوز برملا نشده اند و ... ولی زندگی هنوز ادامه دارد و کسانی ضرر کردند
که باور کردند خود کرده را تدبیر نیست در حالی که بقول دوستی وقتی راه توجیه با باشد
پیدا کردن راه حل هم امکانپذیر است .
   وقتی تو هنوز زنده ای و می توانی فکر کنی و از عقلت استفاده کنی یعنی می توانی
راه حل مناسب را پیدا نمایی و راه حل همیشه به معنی بدست اوردن تمام خواسته فرد
نیست چون این خود خواهی صرف است و من نمی گویم می توان خود خواهی را به سر
انجام رسانی چون موفقیت در ارضای خود خواهی نتیجه مناسب نیست .
   ایا تا کنون فکر کرده ایم اکثر اتفاقات بد و نا گوار نتیجه اشتباه خودمان است . ساده
لوحی بی فکری سستی و تبلی برای تحقیق اعتماد بی مورد مشورت نکردن با اهل فن
بی توجهی بهره نبردن از دانایی و علم خود غرور نا بجا و ... همه و همه عوامل اصلی
مشکلات تک تک ماست و به راحتی باید گفت اکثرا اتفاقات بد و ناگوار خود کرده است
و دیگران کمترین تقصیر را دارند .
   پس خود کرده را تا هستیم تدبیر هست باید اموخت و اشتباهات را اصلاح کرد و برای
مشکلات راه حل پیدا کرد .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 آبان 1396 :: نویسنده : ا فکور
   زنگی می کنی ؟ واقعا از زندگی خودت راضی هستی ؟ ایا این رضایت ناشی از تلاشی
است که کرده ای و نتایج این تلاش خستگی ناپذیر یک اورده حلال و شیرین است ؟ اگر
تمام پاسخها مثبت است بسیار عالی است و من امیدوارم شما در نعمتهای حلال و
دلچسب و گوارای خداوند بر اساس شایستگی و دانایی و تلاش خستگی ناپذیر غوطه ور
باشید و هرگز شادی از زندگیتان به هیچ دلیلی حتی مرگ دور نشود .
   مشکل زمانی بوجود میاید که ما ضعفهای خود را زیر ایرادهای مختلف به این و ان و
ناسپاسی از خداوند و چتر بی عدالتی پنهان می کنیم . در حالیکه کمتر می خواهیم
خودمان را علت عمده گرفتاریها بدانیم .
   قصد من از بیان این مطالب تاکید و یاد اوری قسمت دوم مطلب است گرچه قسمت اول
هم بحث زیادی دارد که در حال حاضر از ان چشم پوشی می کنیم .
   باید بیاموزیم که مشکلات زندگی را گردن این و ان نیندازیم و بدانیم برای بهبود زندگی
خود باید تلاش کنیم برای بهترینها برای بیشترینها و سعادتی که خداوند از ما خواسته
است این مهم است این شادی زندگی را به دنبال خواهد داشت .
   فهم ودرک خود را بالا ببریم کارهایمان را به خدا نسپاریم بلکه خدا را در کارهایمان
شریک و همراه کنیم و یقین کنیم خداوند قدرت و نیروی ما برای حرکت و تلاش و موفق
شدن است پس فکر و اندیشه و عقلانیت را برای بهبود زندگی خود بکار گیریم .
   مسوولیت خود را برای بهبود زندگیمان بپذیریم و بدانیم در مقابل خود و اعضای
خانواده و تک تک افراد جامعه مسوول هستیم و بهیچوجه امکان فرار از این مسوولیت
نداریم حتی اگر خود را به حماقت بزنیم . یقین داشته باشیم دنیا دارای نظمی اگاهانه
و غیر قابل تصور است که با ما همان خواهد کرد که ما با دیگران کرده ایم حتی اگر ما
ظاهرا نفهمیم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 11 آبان 1396 :: نویسنده : ا فکور
   قدیما اگر یادتون باشه که هست می گفتند طرف کره خر میاد و خر میره یا از دنیا میره
یا می گفتند خوش بحال دیوونه
و اینجور جملات و معنا ها که خوب شاید خیلی درکش نمی کردم
تا حالا که سنم بالا رفته و به همین دلیل تجربه لازم برای درک بعضی مثلها و منظورها را از جمله انچه
اشاره شد را پیدا کردم .
   فهمیدن با شنیدن خیلی فرق می کند به فاصله صفر تا سد وقتی شما یک جمله یا متنی را برای یک
نفر می گویی اگر کر مطلق نباشد حتما انرا می شنود همانطور که احتمالا یک حیوان بر اساس شنوایی
انرا می شنود ولی اینکه شنونده چقدر ان مطلب شما را بفهمد مهم است و البته به مطلب بستگی دارد
و این مشکل من و شما و جامعه ماست که ان جملات ریشه در این فهمیدن دارد .
   ادمهایی که می فهمند زجر می کشند چون در بین یک جمعیت بزرگی زندگی می کنند که انچه باید
بفهمند را به میزان لازم نمی فهمند مثل افرادی که به زور و علیرغم مخالفت بقیه سوار اسانسوری
می شوند که ظرفیتش تکمیل است و بهیچ عنوان نمی توانی به انها بفهمانی که اینکار صحیح نیست
و قرار نیست هر بار این اسانسور سقوط کند بلکه شرایط نا امن بوجود میاید و دلهره و استرس روزگار
همه را سیاه می کند و نتیجه نفهمیدن و استرس بلافاصله ظاهر نمی شود بلکه ریشه جامعه را بتدریج
خشک می کند و بازهم کسی دلیل گرفتاریها را نمی فهمد . خیلی ساده در مورد رانندگی و این همه
تصادف و این امار مرگ و میر و قطع عضو و هزینه های سر سام اور پزشکی و تعمیرات و ... و گوش
همه می شنود ولی همه نمی فهمند و کسی هم به این واقعیت توجه نمی کند .
   مشکل از زمانی اغاز می شود که می فهمی و حالا می خواهی بفهمانی و یا انتظار داری با وجود
این همه ادعای فهم و درک حداقل تا حدودی بفهمند ضرورت نظافت رعایت بهداشت رعایت حقوق
دیگران صرفه جویی در مصرف انرژی و ... احترام به عقاید یکدیگر دخالت نکردن در کار هم قضاوت نکر
دن دیگران و... ایا فهمیدن اینها کار سختی است ؟ البته بلافاصله همه به اتفاق می گوییم نه و ما که
خوب می فهمیم ولی اگر همه ما و یا اکثریت می فهمیدیم پس این همه مشکل چرا در جامعه وجود
دارد ؟ کمی واقع بین باشیم و صورت مساله را پاک نکنیم مشکل نفهمیدن من است این اصل مشکل
است و زمانی که من نفهمم نه تنها نمی توانم مشکل را حل کنم بلکه هر روز گره تازه ای بوجود می
اورم و نتیجه اش همین وضع است .  پس خوش بحال دیوونه البته نه کسانی که خودشان را به دیوو
نگی می زندد چون انها خوب می فهمند .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 9 آبان 1396 :: نویسنده : ا فکور
   عادات داریم از واقعیت فرار کنیم . نمی خواهیم مشکلات را قبول کنیم تا بشکلی انها را
حل نماییم و نتیجه اش می شود همین اش و همین کاسه ای که هست . حالا ریشه
مشکلات کجاست این را دریابیم .
   هر جامعه ای دارای فرهنگی است که همراه اوست و فرهنگ به معنی مجموعه عادات
و رفتارها و اموزه های ان جامعه که بصورت عمومی حاکم است و این فرهنگ بصورت ذاتی
ناخود اگاه و یا بهتر بگوییم در ژن ما همراه تک تک ماست و ما از انها تبعیت می کنیم .
   این فرهنگ در همه احاد جامعه تقریبا یکسان است مگر کسانی که به اشکال مختلف
از این فرهنگ فاصله گرفته اند و طبعا در بعضی رفتارها با عموم مردم متفاوتند مثلا کسی
که حدود ده سال از کشور و این فرهنگ فاصله گرفته و به کشور توسعه یافته هجرت کرده
است در بازگشت بعضی رفتارهای درست مثل رعایت بهداشت فردی و عمومی و یا رعا
یت حقوق عمومی و خصوصی افراد و یا نظم در رانندگی و دوری از غیبت و قضاوت در مورد
دیگران و پرهیز از دخالت در کار افراد جامعه و ... را از انها اموخته است و تا مدتی انها را
رعایت می کند ولی اثار فرهنگ ایرانی او بطور کامل از بین نرفته است و گاه ناخود اگاه
خصوصیات فرهنگی گذشته را در رفتارهای او می توان دید مثل منفعت طلبی فردی و ...
به تعبیری ساده باید گفت ما گرفتار فرهنگ غلط گذشتگان خود هستیم که باید انها را
در طول زمان اصلاح نماییم و این مربوط به همه افراد می گردد.
   شناخت منافع دراز مدت مدارا کردن با هم و حفظ حقوق تمام افراد جامعه احترام به
عقاید دیگران قضاوت نکردن و سرک نکشیدن در امور دیگران راست گویی و درست کردار
ی و معیارها و رفتارهای یک جامعه سالم چیزی است که باید بشناسیم و بین خود
تقویت کنیم و یقین بدانیم اگر اینگونه شود تمام مشکلات جامعه اعم از سیاسی و
اقتصادی و اجتماعی حل خواهد شد و رشد جامعه بسوی سعادت از انچنان شتابی
برخوردار خواهد شد که تصورش نیز سخت خواهد بود .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 4 آبان 1396 :: نویسنده : ا فکور
   زود فریبمان می دهند انقدر ساده که متوجه نمی شویم به این شیوه تمام هستیمان را
برده اند و این فریب با یک جمله پر احساس انجام میشود شما مردم خوبی هستید تو ادم
بسیار خوبی هستی به همین سادگی و من گول می خورم خر میشوم یا خرتر میشوم
چون اگر خر نبودم که عنان اختیارم را به ادمهای بی لیاقت واگذار نمی کردم .
   من چطور ادم خوبی هستم که حق دیگران را بسادگی می خورم و لذت هم می برم
و خودم را زرنگترین فرد می دانم در رعایت نظافت خیابان و شهر و ساحل دریا به اندازه
یک گاو فهم و شعور ندارم موقع رانندگی نه تنها حقی برای کسی قایل نیستم بلکه منا
فع خودم را هم تشخیص نمی دهم و و... .
   وقتی می خواهند مرا خر کنند و حقم را بخورند و من صدایم در نیاید طوری می گویند
شما انسان خوب و واذسته ای هستید که گویی من از عین بهشت امده ام و اصلا در این
کشور زندگی نکرده ام در حالیکه اگر بگویم چرا باید مشکل گرانی پیاز توی این کشور حل
نشود می گوین یعنی خودت نمی فهمی ؟ تو شعور نداری اگر داشتی برای پیاز حرف
نمی زدی این کشور این همه مشکل دارد حالا تو از پیاز حرف می زنی ؟
   من ادم خوبی نیستم بدون تعارف شما هم نیستید کم و زیاد دارد ولی ... چون ما
اینطور بار امدیم که به سادگی قبول کنیم راضی به رضای خدا باشیم بدون اینکه بدانیم
خداوند حقخواه است و هم او دستور داده که از حقت نگذر ولی ما خیلی راحت فریب می
خوریم مالمان را می برند و اختلاسهای نجومی صورت می گیرد چیزهایی که باور کردن
انها هم سخت است و ما براحتی قبول می کنیم و بخدا واگذار می کنیم و اینطوری
میشویم ادم بسیار خوب در حالیکه ما تصلا ادمهای خوبی نیستیم و همان دزدها و
چپاولگرها هم از ما هستند از جنس خودمان که فرصت گیرشان امده اگر همین فرصت
را ما هم پیدا کنیم چه بسا از انها بدتر هم باشیم .واقعا غیر از این فکر می کنید .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 آبان 1396 :: نویسنده : ا فکور
   درد زیاد است دردسر هم زیاد گرفتاری و بدبختی و نهایتا ناراحتی و نا امیدی و من می
خواهم امید را زنده نگهدارم خدا را .
   چگونه در تمام نا راحتیها و اوج نا امیدی خدا را داشته باشیم و شک نکنیم به ما کمک
خواهد شد ؟ این سوال سختی است که هر کس پاسخی از دریچه دیدگاه خود به ان می
دهد و من هم از پنجره دیدگاه خود می خواهم امید را یا همان خدا را در کنار خود حفظ
کنم ولی چگونه ؟ و شما چه راهی دارید ؟
   بهترین پیشنهادی که در این مورد دارم این است که خداوند مظهر شادی و موفقیت
است و ما این را باور کنیم خداوند مظهر شادی و موفقیت است .
   داشتم یک فیلم خانوادگی نگاه می کردم که به اشکال مختلف و با بیانهای متفاوت
بدبختیها را در نهایت زیبایی نشان می داد و در لابلای این همه بدبختی که گاهی در
به تصویر کشیدن انها با محدودیت روبرو بود همه چیز را به استیصال و ناتوانی می کشا
ند و راهی جز مرگ باقی نمی گذاشت در حالیکه این هدف زندگی نیست و گرچه انتها
ی زندگی در حال حاضر مرگ است ولی مرگ زمان مشخصی ندارد و می توان نتیجه
گرفت که زندگی ادامه دارد .
   چرا بدبختیها را نیز با حنده و شادی به رخ نکشیم ؟ چرا گرفتاریها را با شادی کمرنگ
نکنیم ؟ چرا با خنده و شادی سر یکدیگر داد نزنیم تا قابل تحمل شویم و نهایتا چرا خدا
را از کنار خود می رانیم و تمام بدبختیها با دور شدن خدا نمایان می شود .
   کمی مسخره یا بی معنی و یا سخت بنظر میرسد و خوبی پیشنهاد همین است
دلم می خواهد کمی فکر کنیم و این همه بدبختی را با خنده بگوییم و داد بزنیم
در اینحالت به کسی بر نمی خورد حتی اگر بگویند ما دیوانه ایم ولی دیوانه دانا
خیلی بهتر از عاقل نادان است . این هم جای فکر دارد .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 28 مهر 1396 :: نویسنده : ا فکور
   بعضی وقتها به ما دیگری خطاب می کنند مثل زمانی که در کشور دیگری هستیم و یا
ما خودمان را دیکری و غریبه می دانیم و بماند که گاهی در کشور خودمان ودر بین هموطنا
ن و همزبانان و همکیشان خودمان دیگری هستیم و این کشنده است .
   ولی واقعا ما کی و کجا دیگری هستیم دیگری واقعی ؟ ایا تا کنون به درستی در این مورد
فکر کرده ایم یا نه ؟ بنظر من در کشور دیگری بودن خیلی باعث دیگری بودن نمی شود زیرا
محل تولد و والدین متفاوت و زبان و اختلاف رنگ پوست اصل ادم و انسان بودن را زیر سوال
نمی برد پس من هم مثل همه یک انسان هستم که از مجرای خلقت پا به این جهان گذا
شته ام و ... و اگر کسی دلیلی بر رد این ادعا دارد ارایه نماید .
   انچه نعمت الهی در عالم بشکل معلوم یا پنهان از بدو خلقت تا کنون برای مخلوقات قرا
ر داده شده است متعلق به همه خصوصا کسانی است که برای انها تلاش می کنند و تلا
ش شرط خودی و دیگری بودن انهم با شرایطی خواهد بود نه هیچ چیز دیگری و ابلهانه
است اگر من حق خود را در مرزهای جغرافیایی و یا تقسیمات سیاسی محدود نمایم .
   دیگری من هرگز در هیچ جای این عالم دیگری نبوده و نخواهم بود مگر انکه حق خود را
نشناخته باشم و یا از اعتماد بنفس لازم برای احقاق حق خود بر خوردار نباشم که در هر
دو صورت مشکل از نادانب و ضعف من است و من باید تلاش نمایم این ضعفها را از بین
ببرم که هرچه می شود از مجرای همین ضعفهاست حتی زمانی که ظلمهای بزرگی بر
من اتفاق می افتد .
  وقتی ما حق خود را بدرستی نشناسیم و یا عنان اختیار خود را به غیر واگذارنماییم
و از اعتماد به نفس کافی برای احقاق حق خود برخوردار نباشیم نتیجه اش ان می
شود که برای گذران یک زندگی بخور و نمیر زیر یوغ ابلهانی قرار گیریم که تحمل وجود
انها غضب خداوند و سیاهی روزافزون زندگی را به همراه خواهد داشت پس من هرگز
دیگری نیستم و من دارای حق کامل الهی هستم .






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 21 مهر 1396 :: نویسنده : ا فکور
   در کشوری زندگی می کنیم که شعار و رجز خوانی سر به اسمان کشیده و گرچه نام خدا
همه جا گفته و دیده می شود ولی در کمتر جایی وجود خدا را احساس می کنی خدا به
معنای جمیع خوبی ها و زیباییها چرا ؟ ایا شما هم به این مساله پی برده اید ؟
   مگر نه اینکه خداوند منشا و جمع تمام خوبیهاست و دنیا با خوبی بسوی عدالت و سعاد
ت خواهد رفت و در نهایت به کمال که همان اوج خوبیها و عدالت که خداوند است خواهد
رسید پس چرا ما با خدا فاصله زیادی داریم ؟
   گذشت و مهربانی و محبت و عشق به انسان و انساتیت گم شده است و دیگر معنایی
ندارد در مقابل انتقام و نفرت و ظلم به دیگران با هر توجیهی و مال مردم خوردن و دزدی و
بی رحمی در جای جای شهرها  و حتی روستاها دیده می شود فقط به این دلیل که از
خداوند مظهر خوبیها دور شده ایم و شاید فقط به خداوند قاهر نزدیک شده ایم انهم قهاری
که در تصور و درک ماست و از قهر و غضب خداوند استفاده می کنیم تا امیال خود را انطور
که نفس شیطانی ما دستور می دهدبذاورده کنیم و این یعنی بدبختی مطلق بدون باز
گشت راهی به اسفل السافلین .
   چه فرهنگ و عاداتی بر این مردم حاکم شده است ؟ اخلاق در کدام قسمت این جامعه
اجرا می شود ؟ کجا می توانیم روابط انسانی را ببینیم ؟ کدام روز ما بدونتهمت و افترا و
غیبت و سرزنش دیگران سپری شده است ؟ صله رحم و محبت بی چشم داشت را می
شناسیم؟ تظاهر و تظاهر تا کی در حالیکه فقر و فلاکت هر روز تعداد بیشتری را به نابود
ی می کشاند ؟
   خدای واحد انقدر مهربان و رحمان و رحیم است که نعمتهای بیشمار خود را قبل از
خلقت برای ما قرار داده است و دینی که برای هدایت ما فرستاده است بهترین و کامل
ترین است ولی چرا ما چهره دیگری از دین و خدا که این همه زیبایی و نعمت و برکت
زندگی هستند نشان می دهیم ؟ و این ریشه بی اخلاقی ها و دور شده از اخلاق
است چیزی که همه باید با ان مبارزه کنیم و ابتدا باید انرا بشناسیم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 61 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :