فکر می کنیم تا زندگی کنیم
 
فکر می کنیم تا زندگی کنیم
جمعه 16 فروردین 1392 :: نویسنده : ا فکور
Hello,
Have we ever thought about the brain, thinking and their role in our life?
Do we know more than ninety percent of our daily works are habits and based on what we learnt?
How many minutes do we think daily about what we are going to do?
Do we really know the correct technique for thinking?
We make these topics as open discussion subjects to hear your ideas. The results can be useful for everybody.
As there is definitely a solution for any problem in the world, and we believe that this is the best way to find a solution, please share your idea with us.
.


سلام ایا تاکنون در مورد مغز و فکر کردن و نقش ان در زندگی خود فکر کردهایم؟
ایا می دانیم ما بیش از نود در صد کارهای روزانه خود را بر اساس عادت و اموخته ها انجام می دهیم و حتی از اموخته های خود بخوبی استفاده نمی کنیم؟
شما چند دقیقه در روز برای انجام کارهای خود فکر می کنید ؟ آیا راه و شیوه فکر کردن را به درستی اموخته ایم و یا شاید جزو کسانی هستیم که گمان می کنند
"فکر نکن پیر می شی" ؟
ما این موضوع را به بحث می گذاریم تا از نظر شما بهره مند گردیم و نتیجه ان برای همگان قابل استفاده باشد.
 چون راه حل تمام مشکلات عالم از همین مسیر بدست می اید و هیچ مشکلی بدون راه حل در عالم وجود ندارد.
لطفا نظر خود را اعلام فرمایید.




از دوستانی که به حسب علاقه یا کنجکاوی به این وبلاگ سر می زنند دعوت می کنم چنانچه علاقمند به مطلب خاصی هستند اعلام نمایند تا همان موضوع با همه در میان گذاشته شود همچنین اعتقاد بنده این است که عقل پایه و اساس زندگی است و کسی که از عقل خود استفاده می کند بهترین زندگی را خواهد
داشت و در زندگی چه در این دنیا و در اخرت برنده خواهد بود و مغز انسان قسمتی از قدرت لایزال الهی
است که ما باید از ان استفاده کنیم و تلاش بنده در این وبلاگ و در این ارتباط مشترک ان است که خودم و
دوستداران را بر مبنای عقلانیت و با استفاده از قدرت بی نهایتی که در اختیار ماست و کمتر انرا شناخته
ایم و از ان استفاده کرده ایم به کمال و سعادت کامل برسانم یا بهتر بگویم برسانیم چون ما همراه هستیم پس با هم برای استفاده از مغز خود و در اختیار گرفتن توان و قدرت ان حرکت می کنیم و به قسمتی از
قدرت لایزال الهیدر جهت خیر و صلاح و رسیدن به کمال دست خواهیم یافت با هم همراه شویم














نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 30 دی 1395 :: نویسنده : ا فکور
   تا کنون به زندگی  عمیق و از زاویه ای دیگر فکر کرده اید که زندگی یعنی بودن و بودن
یعنی همه چیز و زمانی که نیستی نیستی با تمام معانیش .
   شاید بد نباشد به معنی نبودن فکر کنیم و به این واقعیت برسیم که تا هستیم باشیم
خیلی وقتها حتی به معانی این دو نیز خیلی دقیق فکر نمی کنیم اگر غیر از این بود و
فکر می کردیم و می فهمیدیم ان زمان خیلی از انچه هست و خیلی ساده می بینیم
دیگر نبود مثل زندانها مثل بیکاریها و بطالت ها و ... و در واقع کوتاهی و نا یابی عمر را با
تمام وجود درک و حس می کردیم و خیلی چیزها فراوان بود راستگویی احترام محبت
دوست دتشتن در کنار یکدیگر بودن و ... و در واقع در می یافتیم فرصت همین است که
هست همین پس نباید یک ثانیه را نیز از دست داد ولی افسوس که درک نمی کنیم
و چیزی که بی ارزش است در این کشور عمر است دقیق از اب بی ارزش تر چون همان
ابی که یک روز در این کشور سمبل بی ارزشی و اسانی بود امروز جایگاهی رفیع یافته
است ولی عمر کوتاه انسان که گرانبها ترین است هنوز بی ارزش باقی مانده است .
   اگر در کشورهای پیشرفته زندگی اسان شده است و شرایطی برای ارامش انسانها
بوجود اورده اند و اگر درگیریها کاسته شده است و اگر ... بخاطر این است که می دانند
هرچه هست در این عالم همین است و حتی در دنیای دیگر شکل و روابط و چگونگی
قطعا به گونه ای دیگر و کاملا متفاوت است پس باید این دنیا را به این شیوه قدر بدانیم
و ثانیه ثانیه اش یا لحظه لحظه اش غیر قابل تکرار است .
   شما در مورد زندگی چگونه فکر می کنید ؟ مثل اب یا از اب بی ارزشتر به گمان شما
انقدر وقت اضافه داریم که نمی دانیم چکارش کنیم حوصلیمان سر می رود عصرهای
جمعه چقدر دلگیر است و ... ؟ غافل از اینکه این دلگیری نه از عصر جمعه بلکه از نادانی
من است حوصله سر رفتن از جهل من است وگرنه ... .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 دی 1395 :: نویسنده : ا فکور
   راست می گویی یغنی چه ؟ چگونه باید باشیم ؟ چگونه یعنی چه ؟ اتفاقا سوال همین
است که چگونه یعنی چه ؟ این را  فراموش کرده ایم . اتفاقات مختلف شنیدن و دیدن خبر
مردن ادمهای بزرگ و کوچک در اطرافمان تخریب و ساخته شدن اسمانخراشهای منعدد و
خشکسالی و دلهره های عمیق اتفاقات عجیب در انتخابات امریکا و انتخاب فردی غیر
متعارف و ... وبسیاری که به دلایل معلوم و نامعلوم از ذکر انها خود داری می کنم معنی
چگونه را بوجود می اورند با شکلی خاص در ذهن هریک از ما و این مهم است .
   ادمهایی که به زندان می روند و گاه برای من و شما فریاد می زنند و عده زیادی که به
اسم من و شما ولی برای خودشان فریاد می زنند و عده زیادی که در همین شرایط هم
استانبول و شهرهای ترکیه را غافل نمی شوند و خوشحال هستند که قیمت سفرها
بسیار ارزان شده است و مراسم و کنسرتهایشان در بندر عباس و شهرهای مختلف
ایران و ترکیه با کم و زیاد بر پاست و چگونه بودن برایشان معنی ندارد همین هستند
که سوارند و این سواری برایشان بهترین است اصلا تلاش کرده اند از راه  درست و
غلط حلال که نمی شناسند حرام و کم حرام که سوار شوند تا روزگار را خوشی غیر
قابل فهم بگذرانند و ... .
   و شما چگونه بودن را در این میان مشخص کنید تا چگونه باشیم از قدیم می گفتند
چیزی بنام وجدان که امروز کمتر از ان اسم برده می شود یا خریدار دارد ولی هرچیزی
که شما می شناسید را باید کمی تکان داد زنده کرد تا معنی چگونه را دوباره پیدا
کنیم و و دو چگونه را بسازیم .
   شاید معنی چگونه مشکل ماست ولی هرچه هست مشکل از اینجا شروع اغاز
می شود و باید تلاش کنیم مشکل این کلمه را حل کنیم تا دوباره بخود اییم و خود را
در این هیاهو و جنجالهای عمدا فریبنده پیدا کنیم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 17 دی 1395 :: نویسنده : ا فکور
   اگر برای شما بنویسم دلم می سوزد که احساسم را فکرم را تجربیاتم را با شما در میان
گذاشته ام ولی شما بجای همراهی فقط از ان عبور کرده اید بدون انکه نوشته هایم را که
از جانم اب می خورند نگاه کرده باشید یا ... .
   و تلاش می کنم از امروز برای دل خودم بنویسم و برایم تفاوتی نداشته باشد که کسی
انها را می خواند یا نه کسی به انها فکر می کند یا نه مهم نیست خواندن و فکر کردن
شکل مادی اثرات دنیاست که تا کنون برای ما قابل تشخیص و فهم بوده است و اشکالی
هم ندارد .
   من با دلم صادقانه حرف می زنم افکارم را درمیان می گذارم درد دلهایی که گاهی به
دلایلی نمی توانم برای شما بیان کنم را می گویم حتی راحت می توانم داد بزنم و فکر
می کنم هم او می فهمد و هم این دنیا چون دلم با دنیا ارتباط خوبی دارد .
   شاید دنیا که با دلم ارتباط خوبی دارد او هم حرفهایم را بفهمد که به تصورم خواهد
فهمید و امیدوارم شما نیز از معنا و اث حرفهای من بی بهره نباشید چون شما هم در
ظرف این دنیا قرار دارید و امکان گریز از اتفاقات ان میسر نیست .
   پس برای دلم می نویسم که ناراحت نشود ما نوشته ها را نخوانده اید و به سادگی
عبور کرده اید بدون انکه به رنگها نیز توجه نکرده اید به اوازها طنین صدای قبر و یا صدای
خم شدن کمرها به هیچ هم توجه نکرده اید .
   پس برای خودم می نویسم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 15 دی 1395 :: نویسنده : ا فکور
   مثل خیلی چیزهای دیگر نوشتن من هم فایده ای ندارد چون در این کشور یاد نگرفته ایم
اصلا مسوولیت را یاد نگرفته ایم چرا ؟ چه ربطی دارد ؟ ربطش این است که مسوولیت ما
کلی است در مقابل تمام زندگی در مقابل همه چیز حتی اگر سنگی از انجا که نمی دانیم
کجاست افتاد روی زمین و من و یا شما اتفاقی انجا بودیم و دیدیم باید نسبت به این اتفاق
عکس العمل نشان دهیم چون این اتفاق در زندگی ما افتاده است و در مقابل ان مسوول
هستیم . پس شما مسوول بودن را چگونه معنا می کنید ؟
   وقتی نوشتن فایده نداشته باشد گفتن بی فایده باشد فیلم و عکس سخنرانی و ...
تاثیری نداشته باشد و فقط دور هنرپیشه ها و توی کنسرتها و مجالس خوش بودنها که
البته لازم هم هست جمع شویم چون اگاهی نمی خواهد فکر نمی خواهد چه اتفاقی
خواهد افتاد .
  شما دلیل این همه سرقت و اختلاس و عدم پیشرفت وسر و صداهای سیاسی و یا
خیلی چیزهای دیگر که احتیاج به فکر دارد چه می دانید ؟ یعنی واقعا فکر می کنید بی
دلیل یا از روی هوای نفس و تریبت بد و ... بوجود امده است نه باور کنیم اینگونه نیست
دلیل اصلی تمام مسایل خود ما هستیم جماعتی که نفهمید به هر مصیبتی حتی
خشکسالی و ... مبتلا می شود شما حتی بیماریها را دنبال کنید همین ایدز معروف
در جایی و جامعه ای رشد می کند که فهم و شعور در ان بسیار کم است و اینها با هم
رابطه عکس دارند وقتی فهم بیشتر می شود بیماری و بدبختی پایین می اید و ... .
   حالا شما فکر می کنی جامعه ای که نمی فهمد از کجا معلوم است ؟ از کتاب و روز
نامه نخواندن از استدلال نداشتن از گردهمایی علمی نداشتن از عدم حضور و یا
حضور در سخنرانی ها و مراسم مختلف سیاسی و اجتماعی ... .
 نمی نویسم که نخوانی می نویسم که وظیفه ام را انجام داده باشم دلم نمی خوا
هد من هم مسوولیتم را فراموش کنم . خوش بودن تنها نیاز اولیه برای انجام مسوو
لیت است و همه خوشی ها لازم است تا بیمار نشویم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 4 دی 1395 :: نویسنده : ا فکور
   پهلوانان هم می میرند وقتی می گویم پهلوانان در ذهنمان تمام کسانی را که برای رفاه
یا سعدت یا افتخار و بزرگی من و شما تلاش می کنند یا کرده اند و یا نخبه های اجتماع
خود را بیاد اوریم و تنها در ذهنمان افراد کشتی گیر و ... تداعی نشود .
   شعرای بزرگ از فردوسی که جوانان امروز شناخت چندانی از او ندارند و از اشعار او ده
بیت را درست و پشت سر هم بخاطر ندارند تا سعدی و حافظی که با هرهنگ گذشته ما
بنوعی اجین بودند تا شعرای معاصر و کسانی که می شناختیمشان مهدی اخوان ثالث
تا همین اقای هالو که اگر هالو نبود برای من و شما مطالب روز را در قالب طنزی دوست
داشتنی بیان نمی کرد تا ما از کیف شنوایی برخوردار شویم . همه اینها و بسیاری که
بعنوان پزشکان سرشناس اقتصاد دانهای شاخص اساتید برجسته جهانی و یا مخترعین
و مبتکرین و یا رزمندگان جسور و یا فرماندهان خلاق و برنامه ریز و یا بسیاری که از ذهن
و قلم من نیز در حال حاضر خارج هستند همه شامل پهلوانان این مرز و بومند که با همه
تلاشهایشان شاید یکی دو بار رسمی و غیر رسمی مورد تویق گروهی مجبور یا عاشق
قرار گیرند ولی در نهایت در خلوت زندگی محدود خانوادگی خود شاید در فقر و با ناراحتی
این جهان را ترک کنند و ما حتی محل دفن انان را هرگز ندانیم .
   این واقعیت کنونی جامعه ماست واقعیتی تلخ که باید با شنیدن ان حزن و اندوه تمام
وجودمان را فرا گیرد و خون گریه کنیم زیرا انان ضرر نخواهند کرد بلکه من و شما و این
جامعه ای که ادعا دارد و خواهان رفاه و سعادت برای خود و فرزندانش است ضرر خواهد
کرد و خدا کند این ندانستنها که اکنون فراگیر شده است و هیچ اهمیتی در بین جوانان
ما ندارد به دانستنها و عشق و علاقه و تشویق و قدرانی و اهمیت دادن به پهلوانان
این مردم و جامعه تبدیل شود وگرنه حتی ریشه محبت به یکدیگر هم بتدریج خشک
خواهد شد همانگونه که این ریشه الان بسیار ضعیف و غیر بارور شده است .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 30 آذر 1395 :: نویسنده : ا فکور
   شک نکن همه می میرند منظورم از مرن ترک این دنیای فانی نیست چون من هم در این
مورد شک ندارم و گرچه به طول عمرزیاد هم علاقه دارم و هم اعتقاد ولی بر این باور یقین
دارم که همه خواهند مرد .
   می گوید سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز    مرده ان است که نامش به نکویی نبرند نمی
دانم ریشه این شعر از کجا اب خورده است شاید در ذهن سعدی اثار کار افراد بوده است
که در مورد اثار کار افراد این مطلب می تواند صادق باشد انهم چه ماری باشد شرط است
مثلا تا زمانیکه مدرسه ساخته شده باشد و نام سازنده را عوض نکرده باشند افرادی که
ان را می بینند سازنده را خواهند شناخت و ممکن است یادی از او بکنند یا کتابی که
نوشته شده است به همین صورت تا زمانیکه منتشر می شود و حکومتها انرا ممنوع
نکرده باشند خوانندگان ان یادی از نویسنده خواهند کرد حتی پیامبران و مصلحین و همه
شامل این محدودیتها خواهند شد چه برسد به پهلوان .
   پهلوانی که خصلتهای مردانگی و انسانی و دوستی و محبت و راستگویی و ... را یاد
داده است براستی چقدر نام او باقی خواهد ماند ؟ شما بگویید یک نسل دو نسل سه
نسل یا بیشتر اگر هر نسل را ده سال بدانیم فکر نمی کنم بعد مرگ جسمانی بیشتر
از دو نسل کسی از او یاد کند . می گویید غیر از این است ؟ همین الان چقدر ادمهای
زحمتکش هنوز زنده اند ولی کسی در این مملکت وقتی می گوییم در این مملکت
یعنی ادمهای دور و بر خودمان - انها را نمی شناسند ادمهایی که سالها در این کشور
زحمت کشیده اند صادقانه به عشق مردم در پستهای مختلف در ورزش یا هنر یا رسا
نه یا مدیریت دستگاههای دولتی یا خصوصی خدمت کرده اند ولی کسی از انها به ندر
ت یاد می کند حتی با همه خدماتشان از نداری به دلیل دزدی نکردن و نداشتن کیسه
گرفتار هستند ولی من و شما حتی به یاد انها که هیچ حتی اسمشان را نیز نمی
دانیم . می گویید نه یا تصور می کنید غیر از این نباید باشد ؟ پس پهلوانان هم می
میرند حتی اگر نام نیکو داشته بودند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 27 آذر 1395 :: نویسنده : ا فکور
   در مورد وجود مشکلات عدیده گفتم والبته بسیار کم گفتم و به گمانم برای شما که عاقل
هستید کافیست و امیدوارم انان که باید توجه کنند و شامل همه ما میشود توجه کنند و
توجه کنیم چون زمان بسرعت می گذرد و فرصت اندک است .
   می گویند مار تا راست نشود توی سوراخ نمی رود مگر انکه سوراخش خیلی سوراخ
باشد که دیگر نباید انرا سوراخ نامید بلکه چیزی شبیه به غار است و غار حکم دیگری دارد
و برای ما سوراخ خیلی مهم نیست مگر سوراخ خاصی باشد که از ان هم می شود گذ
شت پس برای ما مار مهم است که اگر می خواهد وارد سوراخ شود نه غار باید حتما را
ست شود این راست شود در مورد ادمها یعنی درست شود انسان شود و شرایط انسا
نی پیدا کند تا در جامعه خوب پا بگذارذ تا در زندگی خوب وارد شود تا از اسایش و رفاه
برخوردار شود تا دیگران به او اعتماد کنند و در یک کلام تا او را انسان بدانند .
   مقصر هم هم مردم خودشان هستند و هم مردم نیستند ولی چرا هستند ؟ چون
باید به فکر خودشان باشند کسانی که بفکر خودشان نباشند و به زندگیشان اهمیت
ندهند لایق زندگی خوب و رفاه و اسایش نیستند و برای لایق بودن خواستن و تلاش
اهمیت دارد ولی چرا مردم مقصر نیستند ؟ زیرا مسوول مردم با انتخاب درست یا غلط
مسوولین یا حاکمان هستند مسوولینی که در برابر خدا تاریخ و ... باید جوابگو باشند
و بدانند بار کج به مقصد نخواهد رسید حتی اگر به ظاهر در حال گذر باشد و این تصور
باید از بین برود که بار کج به مقصد خواهد رسید و بنا بر همان ضرب المثل مار ا راست
نشود توی سوراخ نمی رود .
   این یک رفت و برگشت همیشگی است و باید شرایطش را فراهم نمود یعنی تا مردم
نخواهند مسوولین بی خیال یا با تصور حتما اوضاع خوب است ادامه خواهند داد و به
قول میروف تا طفل گریه نکند مادر به او شیر نمی دهد پس باید طفل بخواهد و مردم از
مادر دلسوزتر نیستند و اصل بر خواستن و لایق بودن مردم است .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 26 آذر 1395 :: نویسنده : ا فکور
   مشکلات این کشور و مردمش یکی دوتا نیست هیچ جای سالمی باقی نمانده است و
کسی نمی تواند با یک نسخه یک روز و دوروز ان را درمان کند چون نیاز به تشخیص صحیح
و درمان ریشه ای دارد .
   مدیریت ما در این کشور مشکل دارد و مدیران ما به دلایل روشن تن به مسوولیت پذیری
نمی دهند و از موقعیت خود اگر نگوییم سوء استفاده می کنند ولی حتما نهایت استفاده
را می برند بدون انکه ترسی از پاسخگویی داشته باشن و به همین دلیل تصمیمات انها بر
اساس منافع پیش بینی شده خودشان است دستگاه قضای این کشور اگر خوش بینانه
نظر بدهیم فرصت خارج کردن عدل و عدالت از هجمه کارهای با ربط و بی ربط و فشارهای
مختلف ارباب رجوع پیدا نمی کند و افرادی تحت عنوان وکیل و یا کاچاق کن زمینه ای سا
خته اند که شاید تصورش بسیار سخت باشد ضمن اینکه گرفتاری قضات محترم در مشکلا
ت مدیریتی و نظری را نیز نباید از نظر دور داشت .
   مشکلات فرهنگی وگرفتاری مردم بخصوص جوانان در نفوذ فرهنگی به اصطلاح دشمن
و یا ضعف تشخیص و یا نالایقی مدیر منصوب شده به واسطه لابی گری و پارتی بازی کلا
ف سردر گمی است که از هر طرف کشیده می شود فقط عرصه تنگتر می گردد و انداختن
تقصر بر گردن دشمن تا کنون راهگشا نبوده است .
مشکلات اقتصادی که راه را برای هرنوع فسادی در جامعه باز کرده است قبح تمام زشتی
ها زا شکسته است و جامعه را به اتش کده ای برای نابودی تبدیل کرده است وتمام زیر
ساختهای معنوی و پیوند دهنده یک جامعه مثل صداقت راست گویی تلاش خدمت انصاف
محبت رحم کمک به یکدیگر و ... را از بین برده است و تنها یک رقابت حیوان صفتانه باقی
مانده است و طبعا در این رقابت چیزی بعنوان جامعه باقی نمانده است و تنها عده ای
بعنوان اجتماع بر اساس پیشینه در کنار هم باقی مانده اند که انها نیز تکلیف خود را
غالبا نمی دانند .حال راه حل را چه کسی باید بپذیرد و چه اسمی باید روی ان گذاشت .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 19 آذر 1395 :: نویسنده : ا فکور
   حتما شما هم تا کنون پازل دیده اید و انرا تکمیل نموده اید و یا تلاش کرده اید در کمترین
زمان ان را کنار هم قرار دهید .
   حالا زندگی را به شکل یک پازل نگاه کنیم پازلی که باید قطعات منفصل را که دانه دانه
به ما میدهند و یا گاه چند قطعه را همزمان در اختیارمان قرار می دهند درست سر جای
خودش قرار دهیم بدون انکه کل صفحه پازل را در اختیار داشته باشیم چون صفحه پازل
زندگی زمان است اگر در زمان خودش قطعه داده شده را در جای مناسب قرار ندهی بلا
فاصله محل واقعی ان قطعه از جلوی دید شما عبور خواهد کرد و وقت شما به اتمام خوا
هد رسید و بدتر از ان اینست که شما یک قطعه خواهید داشت که نگهداشتن ان نه تنها
هیچ سودی برای شما نخواهد داشت بلکه مرتب باعث یاداوری فرصت از دست رفته و
رنجش شما خواهد شد و در این حالت عقل حکم می کند وقتی زمان را از دست دادی
همزمان قطعه گذشته را نیز رها کنی و به فکر حال یعنی انچه به تو می دهند باشی.
   حتما عبارت فرصتهای زندگی یا شانس یا کلمات مشابه را بارها شنیده اید ؟ دقیقا
فرصتها و شانس یعنی همزمانی قطعه داده شده و جای ان که هر دو در اختیار شما
قرار می گیرد و انسانهای عاقل از ان کمال استفاده را خواهند برد و امتیاز کامل ان را
خواهند گرفت .
   مطمینا هیچ انسانی پازل زندگی را بطور کامل تکمیل نخواهد کرد بلکه همه انسان
ها در طول زندگی خود امتیاز تکمیل پازل یعنی قرار دادن قطعه یا تعدادی قطعه در جا
ی مناسب یا نزدیک به جای مناسب که دارای امتیاز است خواهند گرفت و این تفاوت
انسانهاست و این تفاوت در فکر کردن اندیشدن خود اتکایی مشورت در زمان مناسب
و ...اغاز و در نتیجه زندگی خود را نشان می دهد چه ما قبول کنیم یا زندگی را به
شانس و اقبال و تقدیر و ... واگذار کنیم . باید پازل زندگی را تکمیل کنیم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 15 آذر 1395 :: نویسنده : ا فکور
   در جهان امروز برنامه ریزی یک اصل برای موفقیت است و هرگز کسی تصور نمی کند که
بدون برنامه بتواند به موفقیت مناسب دست یابد ولی در کشور ما اینگونه نیست بلکه
کسی برنامه ریزی را نمی شناسد و برنامه معنا و مفهومی ندارد . چرا ؟
   کسانی که موفقیت واقعی را درک نکرده اند هرگز نمی توانند نیازهای ان را نیز تشخیص
دهند بعنوان مثال برای ما بسیار سخت است که تصور کنیم یک فضا پیما در مسیر کره
مریخ چند سال سفر کند مسیری که انسان هرگز نرفته است و بعد انجا فرود اید و از ان
فاصله بعید اطلاعات بفرستد و کاوش نماید و .. چرا برای ما سخت است چون ما برنامه
و برنامه ریزی را نمی شناسیم و تنها با سعی و خطا کار کرده ایم انهم کارهایی که هر
نتیجه ای بدست امده باشد خود را موفق می دانیم . اگر خوب و منصفانه فکر کنیم
قطعا این نظریه را تایید خواهیم نمود .
   جهان امروز انقدر حسابگر شده است که دیگر کمترین سرمایه خود را هدر نخواهد
داد و بر عکس برای هر ریال یا سنت ان حساب و کتاب دارد یعنی برنامه دارد و بیشتر
ین منافع را از ان طلب می کند در خالیکه ما اینگونه نیستیم بلکه هرچقدر بدست
اوردیم می گوییم خدا برکت بدهد .
   چرا چینی ها کالا های خود را ارزان تولید می کنند ایا فقط بخاطر کارگر ارزان است
قطعا نه زیرا کارگر ایرانی نیز بیکار است و از بیکاری رنج می برد یا از راههای نا صواب
امرار معاش می کند یعنی در درامدهای نا مشروع شریک می شود در هر صورت
دلیل اصلی ارزانی کالای خوب جینی کارگر ارزان نیست بلکه یک کار مدون و با برنا
مه است به همین دلیل در حال تسلط اقتصادی بر جهان است . اصل برنامه ریزی و
عمل به برنامه بر اساس اعتقاد یا اجبار است در غیر اینصورت از چرخه اقتصاد و گاه
زندگی حذف خواهیم شد . کمی تامل کنیم  از امکانات خود بیشترین استفاده را
ببریم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 5 آذر 1395 :: نویسنده : ا فکور
   خیلی وقتها بدنبال دلیل اتفاقات رومره زندگی می گرذیم حتی دلایل عکس العملها ولی
کمتر به تفاوتها توجه کرده یا می کنیم چون همه از نظر ظاهر مثل هم هستیم فقط ممکن
است ازنظر رنگ پوست و یا چروکیدگی ان و یا قد و وزن و سن و امثال اینها متفاوت بنظر
برسیم در حالیکه باید باور کنیم همانطور که در ظاهر با هم متفاوت هستیم در باطن نیز
با هم تفاوت داریم .
   به دلیل تفاوتهای باطنی عکس العملهای ما نسبت به اتفاقات و در واقع عملهای حادث
شده متفاوت است و حتی بعضی زودتر و بعضی دیرتر عکس العمل نشان می دهند یعنی
سرعت انتقال و درک و بازگشت افراد نیز متفاوت است و این یک امر کاملا طبیعی است
همان گونه که این تفاوتها را در اختلافات علمی و پیشرفت افراد به راحتی درک می کنیم
در بقیه موارد در زندگی روزمره باید درک کنیم و با این پذیرش افراد را قضاوت نماییم .
   چگونه است که عکس العملهای یک فرد غیر ایرانی را به دلیل فرهنگ متفاوت درک
می کنیم در مورد سایر افراد ایرانی و همشهری و هم محاه ای و حتی خواهر و برادر
خودمان این تفاوتها را درک کنیم که امری کاملا طبیعی است همانگونه که شما یک
غذا را دوست دارید و خواهر یا برادر شما همان غذا را دوست ندارد همین تفاوت در
سایر موارد نیز ممکن است وجود داشته باشد .
   تلاش ما برای رسیدن و داشتن یک زندگی خوب در یک جامعه خوب است ولی غالبا
تنها می خواهیم و حتی تلاش می کنیم ولی این خواستن و تلاش را از راه درست و
بر اساس علم و اطلاع صحیح انجام نمی دهیم در اینصورت تلاشها تنها به خستگی
و گاه به سرخوردگی منجر می شود .
   وقتی واقعیها را بپذیریم و با درک درست و شناخت خوب انسانهای دیگر توقع خود را
درست تنظیم نماییم در این حالت بتدریج جامعه اصلاح خواهد شد و امید به تحقق
انچه می خواهیم تقویت خواهد گردید .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 آبان 1395 :: نویسنده : ا فکور
   از فرصتهایمان استفاده کنیم زیرا برای زندگی زمان زیادی نداریم اگر امروز اربعین حسینی
است و جمع کثیری بسوی کربلای معلی رفته اند پس این امکان در ما وجود دارد که بدون
اختلافات سیاسی و روشهای اجرایی در کنار هم قرار گیریم و برای اینده ای بهتر دعا کنیم
و از خدا بخواهیم قدرتی عنایت فرماید تا در کنار هم ایرانی اباد و زندگی مرفه و بدون جنگ
و دشمنی برای خود و فرزندانمان بسازیم و این کمترین حق مردم است .
   چرا از مناسبتهایمان استفاده نکنیم قطعا اقا امام حسین (ع) از با هم بودن مردم و
محبت و دوستی انان به یکدیگر و ساختن کورشان بسیار خشنود خواهد شد و یا اگر به
مناسبت روز کوروش و یا هر مناسبت دیگری دور هم جمع می شویم تلاش کنیم دور هم
و با هم بودن را تمرین کنیم و فراموش نکنیم تفرقه و دوری از یکدیگر تها خواست دشمن
است و هرگز به پیروزی ما ختم نخواهد شد .
   اگر یا بگیریم از اشتباهات یکدیگر بگذریم و تواناییهای خود را تقویت کنیم اگر یاد بگیر
یم به عقاید یکدیگر احترام بگذاریم و از عادتهای خصوصی افراد سوال نکنیم اگر بیاموزیم
که همه دچار نقاط ضعف و قدرت هستند و هیچکس از این امر مستثنی نیست انگاه
با هم بودن را بیشتر درک می کردیم و از ان بهره می بردیم و یا اگر منتظر ظهور امام
زمام (عج) هستیم فراموش نکنیم ظهور ان امام نیز در صورت فراهم شدن شرایط
محقق خواهد شد و یکی از شرایط همین با هم بودن و گذشت ما نسبت به یکدیگر
است چون در غیر اینصورت شرایط برای ظهور فراهم نخواهد بود .
   همه افراد باید از خود شروع کنند و از همین الان اگر قرار باشد دیگران شروع کنند هر
گز هیچ اغازی بوجود نخواهد امد و این اغاز بزرگ باید از من صورت گیرد تا دیگران نیز
بیاموزند اگر من ادعای دانستن و فهمیدن دارم .
   خود را برای زندگی اماده کنیم و در زندگی امتحانهای الهی و بزرگ بدهیم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 24 آبان 1395 :: نویسنده : ا فکور
   نمی دانم چرا ولی یاد نگرفته ایم اول من ارزش دارم بعد بقیه به همین سادگی اگر من
نباشم بودن بقیه برای من ارزش نخواهد بود و اگر بقیه بخاطر بی ارزش شدن من ارزش
مند شوند من همه چیزم را از دست داده ام پس این عقل نیست شرافت نیست خدایی
هم نیست اصلا انسانی نیست .
   من کمر خم کنم که به کسانی سواری دهم که هرگز به من سواری نخواهند داد و نه
تنها سواری نخواهند داد بلکه حتی دست مرا نخواهند گرفت تا کمر راست کنم ایا این
کار درست و انسانی است . کمی با خود فکر کنیم خیلی ها را من و شما بزرگ کردهایم
و نتیجه اش چی بوده است انها سواره و من و شما با کمرهای خمیده پیاده .
   جامعه ای که یک مطلب به این سادگی را نتواند تشخیص دهد راه به جایی نخواهد
برد و همیشه در حال خسران و بیچارگی است .
   حاکمان را ما بزرگ می کنیم با انتخاب خود و بعد با ارزشهای زیادی که برای انها قایل
می شویم هنرپیشه ها هنرمندان کسانی که از راه های نا مشروع ثروت اندوخته اند و
خیلی کسان دیگر بزرگ کردنهای بی دلیل و نتیجه اش چی ؟
   کسانی که انسانیت را فراموش کرده اند و خدمتهایشان برای اعتلای جامعه نیست
و تنها بر ثروت اندوزی و رفاه بیشتر خود اصرار دارند نباید مورد ستایش قرار گیرند بلکه
برای راست ایستادن باید ارزشهای خود و جامعه را تغییر داد .
   برجهای بلندی که با ثروت مردم به هر اسم و نامی بنا شده اند باید بی ارزش قلم
داد شوند و مورد بی مهری مردم قرار گیرند و هر گز نباید ارزشمند و معجزه گر تصور
شوند بلکه بر عکس بناهای دست ساز انسان اگر برای رفاه عموم نبوده باشد مظهر
ظلم بر مردم است و شخص یا اشخاصی کمرهایی را خمیده کرده اند تا بناهای ظلم
بر پا کنند و افسوس اگر من خود کمر خم کنم این اوج جهالت و حماقت است .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 21 آبان 1395 :: نویسنده : ا فکور
   در مطلب قبل از انحطاط اخلاق در جامعه گفتم و قطعا همه به ان اعتقاد داریم ولی ایا این
اعتقاذ برای حل مشکل کافیست ؟ قطعا نه بلکه نیاز به درک اهمیت موضوع داریم در عیر
اینصورت تا کنون مشکل حل شده بود و زجر مضاعف نمی کشیدیم .
   اخبار امریکا را دقیق گوش می کنیم ولی اخبار سیاسی یا قیمت دلار و روند روزانه بالا
رفتن ان را دنبال می کنیم و یا مسایل و مشکلات اجتماعی را خوب می دانیم و از وجود
مشکلات در ظاهر و اغلب در باطن زجر می کشیم ولی فکر و توجهی برای پیدا کردن راه
حل نمی کنیم چرا ؟
   تمام بحثهای مطرح شده و بسیار مطالبی که قطعا شما بهتر از من میدانید ناشی از
این اقعیت است که ما زندگی را نمی شناسیم ما تصوری از کوتاهی عمر خود نداریم
و معنی این عبارت که اگر کوتاهی عمر را می فهمیدیم از کفش بندی استفاده نمی
کردیم را در نمی کنیم و بظاهر چیزی که زیاد داریم وقت است در حالیکه چیزی که با
هیچ پول و شرایطی نمی شود بدست اورد وقت است و وقت یعنی طول عمری که ما
نمی توانیم از پایان ان جلو گیری کنیم با هر ثروت و امکاناتی .
   وقتی درک صحیح و درستی از عمر و زندگی نداشته باشیم بازنده ای خواهیم بود
که زمانی دچار اه و حسرت می شود که از دست هیچکس کاری بر نمی اید نه پدر
نه مادر و همسر و فرزند و نه برجها و پولهای موجود در بانکهای داخلی و یا خارجی و
نه بهترین پزشکان و یا جادوگران از هیچکس هیچ کاری ساخته نیست و تنها ما می
توانیم در طول عمر خود سعی ا کنیم این واقعیت تلخ را درک کنیم گه عمر و زندگی
برای هر فرد بسیار محدود است و باید قدر و ارزش لحظه های محدود را دانست .
   اگر خود را برای زندگی مهیا کنیم و ارزش لحظه ها را بدانیم از تمام صحنه های
زندگی لذت خواهیم برد چون ما سازنده تمام لحظه ها هستیم این یعنی زندگی .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 13 آبان 1395 :: نویسنده : ا فکور
   بی شک اگر اخلاق که مبنای روابط صحیح و اتصال قوی یک جامعه است ضعیف شود و
یا از بین برود ان جامعه به یک اجتماع نا همگون و ضربه پذیر و متزلزل و ... تبدیل خواهد
شد که در هیچ شرایطی امکان زندگی  برای افراد فراهم نخواهد شد و متاسفانه جامعه
ما در این کشور در حال حاضر اگر نگوییم قطعا اینگونه شده است ولی یقینا با سزعت
به این سمت پیش می رود .
   متاسفانه به دلایل روشن و نا معلوم ریشه های اخلاق در کشور ما بسیار سست و
غیر قابل اتکا شده است دروغ غیبت تهمت بی اعتمادی فریبکاری کلاهبرداری دزدی
اختلاس تعرض به حقوق یکدیگر بی احترامی به حقوق دیگران و یا قایل نشدن حق
برای دیگران و ... از جمله موادی است که قابل کتمان نیستند و هر روز بیشتر ریشه
می دوانند و در این شرایط امکان رشد و یا زندگی سالم بطور کلی از بین خواهد رفت .
   اگر بگوییم مسایل سیاسی و تعفن قدرت طلبی جایی برای اخلاق و روابط سالم با
فی نگذاشته است اغراق نکرده ایم و اگر بگوییم راه را گم کرده و در بیراه با سرعت به
سمت پرتگاه می رویم اغراق نکرده ایم و اگر بگوییم معنای زندگی را فراموش کرده ایم
و در شعارهای خود گرفتار شده ایم اغراق نکرده ایم و در این شرایط بی اغراق باید
نگران خود و فرزندانمان باشیم که همه چیز را یعنی دنیا و اخرت خود را نابود کرده ایم
حتی اگر هنوز در شعارهای خود گرفتار باشیم و واقعیت را نبینیم .
   وقتی قسم اعتبار خود را از دست داده باشد یا زمانیکه افراذ برای تامین معاش خود
به هر شیوه ای متوسل شدند و خداوند را قادر به تامین رزق و روزی خود ندانستند
باید بپذیریم که خداوند از جامعه دور خواهد شد و حتی زحمت او نیز کم و کمتر خواهد
شد چیزی که خیلی وقتها انرا فراموش می کنیم .
   از انحطاط اخلاقی جامعه جلو گیری کنیم و اجازه ندهیم به هر دلیلی اینده خود و
فرزندانمان به دلیل نادانی و بی توجهی نابود شود .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 57 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :