فکر می کنیم تا زندگی کنیم
 
فکر می کنیم تا زندگی کنیم
جمعه 16 فروردین 1392 :: نویسنده : ا فکور
Hello,
Have we ever thought about the brain, thinking and their role in our life?
Do we know more than ninety percent of our daily works are habits and based on what we learnt?
How many minutes do we think daily about what we are going to do?
Do we really know the correct technique for thinking?
We make these topics as open discussion subjects to hear your ideas. The results can be useful for everybody.
As there is definitely a solution for any problem in the world, and we believe that this is the best way to find a solution, please share your idea with us.
.


سلام ایا تاکنون در مورد مغز و فکر کردن و نقش ان در زندگی خود فکر کردهایم؟
ایا می دانیم ما بیش از نود در صد کارهای روزانه خود را بر اساس عادت و اموخته ها انجام می دهیم و حتی از اموخته های خود بخوبی استفاده نمی کنیم؟
شما چند دقیقه در روز برای انجام کارهای خود فکر می کنید ؟ آیا راه و شیوه فکر کردن را به درستی اموخته ایم و یا شاید جزو کسانی هستیم که گمان می کنند
"فکر نکن پیر می شی" ؟
ما این موضوع را به بحث می گذاریم تا از نظر شما بهره مند گردیم و نتیجه ان برای همگان قابل استفاده باشد.
 چون راه حل تمام مشکلات عالم از همین مسیر بدست می اید و هیچ مشکلی بدون راه حل در عالم وجود ندارد.
لطفا نظر خود را اعلام فرمایید.




از دوستانی که به حسب علاقه یا کنجکاوی به این وبلاگ سر می زنند دعوت می کنم چنانچه علاقمند به مطلب خاصی هستند اعلام نمایند تا همان موضوع با همه در میان گذاشته شود همچنین اعتقاد بنده این است که عقل پایه و اساس زندگی است و کسی که از عقل خود استفاده می کند بهترین زندگی را خواهد
داشت و در زندگی چه در این دنیا و در اخرت برنده خواهد بود و مغز انسان قسمتی از قدرت لایزال الهی
است که ما باید از ان استفاده کنیم و تلاش بنده در این وبلاگ و در این ارتباط مشترک ان است که خودم و
دوستداران را بر مبنای عقلانیت و با استفاده از قدرت بی نهایتی که در اختیار ماست و کمتر انرا شناخته
ایم و از ان استفاده کرده ایم به کمال و سعادت کامل برسانم یا بهتر بگویم برسانیم چون ما همراه هستیم پس با هم برای استفاده از مغز خود و در اختیار گرفتن توان و قدرت ان حرکت می کنیم و به قسمتی از
قدرت لایزال الهیدر جهت خیر و صلاح و رسیدن به کمال دست خواهیم یافت با هم همراه شویم














نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 15 آذر 1395 :: نویسنده : ا فکور
   در جهان امروز برنامه ریزی یک اصل برای موفقیت است و هرگز کسی تصور نمی کند که
بدون برنامه بتواند به موفقیت مناسب دست یابد ولی در کشور ما اینگونه نیست بلکه
کسی برنامه ریزی را نمی شناسد و برنامه معنا و مفهومی ندارد . چرا ؟
   کسانی که موفقیت واقعی را درک نکرده اند هرگز نمی توانند نیازهای ان را نیز تشخیص
دهند بعنوان مثال برای ما بسیار سخت است که تصور کنیم یک فضا پیما در مسیر کره
مریخ چند سال سفر کند مسیری که انسان هرگز نرفته است و بعد انجا فرود اید و از ان
فاصله بعید اطلاعات بفرستد و کاوش نماید و .. چرا برای ما سخت است چون ما برنامه
و برنامه ریزی را نمی شناسیم و تنها با سعی و خطا کار کرده ایم انهم کارهایی که هر
نتیجه ای بدست امده باشد خود را موفق می دانیم . اگر خوب و منصفانه فکر کنیم
قطعا این نظریه را تایید خواهیم نمود .
   جهان امروز انقدر حسابگر شده است که دیگر کمترین سرمایه خود را هدر نخواهد
داد و بر عکس برای هر ریال یا سنت ان حساب و کتاب دارد یعنی برنامه دارد و بیشتر
ین منافع را از ان طلب می کند در خالیکه ما اینگونه نیستیم بلکه هرچقدر بدست
اوردیم می گوییم خدا برکت بدهد .
   چرا چینی ها کالا های خود را ارزان تولید می کنند ایا فقط بخاطر کارگر ارزان است
قطعا نه زیرا کارگر ایرانی نیز بیکار است و از بیکاری رنج می برد یا از راههای نا صواب
امرار معاش می کند یعنی در درامدهای نا مشروع شریک می شود در هر صورت
دلیل اصلی ارزانی کالای خوب جینی کارگر ارزان نیست بلکه یک کار مدون و با برنا
مه است به همین دلیل در حال تسلط اقتصادی بر جهان است . اصل برنامه ریزی و
عمل به برنامه بر اساس اعتقاد یا اجبار است در غیر اینصورت از چرخه اقتصاد و گاه
زندگی حذف خواهیم شد . کمی تامل کنیم  از امکانات خود بیشترین استفاده را
ببریم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 5 آذر 1395 :: نویسنده : ا فکور
   خیلی وقتها بدنبال دلیل اتفاقات رومره زندگی می گرذیم حتی دلایل عکس العملها ولی
کمتر به تفاوتها توجه کرده یا می کنیم چون همه از نظر ظاهر مثل هم هستیم فقط ممکن
است ازنظر رنگ پوست و یا چروکیدگی ان و یا قد و وزن و سن و امثال اینها متفاوت بنظر
برسیم در حالیکه باید باور کنیم همانطور که در ظاهر با هم متفاوت هستیم در باطن نیز
با هم تفاوت داریم .
   به دلیل تفاوتهای باطنی عکس العملهای ما نسبت به اتفاقات و در واقع عملهای حادث
شده متفاوت است و حتی بعضی زودتر و بعضی دیرتر عکس العمل نشان می دهند یعنی
سرعت انتقال و درک و بازگشت افراد نیز متفاوت است و این یک امر کاملا طبیعی است
همان گونه که این تفاوتها را در اختلافات علمی و پیشرفت افراد به راحتی درک می کنیم
در بقیه موارد در زندگی روزمره باید درک کنیم و با این پذیرش افراد را قضاوت نماییم .
   چگونه است که عکس العملهای یک فرد غیر ایرانی را به دلیل فرهنگ متفاوت درک
می کنیم در مورد سایر افراد ایرانی و همشهری و هم محاه ای و حتی خواهر و برادر
خودمان این تفاوتها را درک کنیم که امری کاملا طبیعی است همانگونه که شما یک
غذا را دوست دارید و خواهر یا برادر شما همان غذا را دوست ندارد همین تفاوت در
سایر موارد نیز ممکن است وجود داشته باشد .
   تلاش ما برای رسیدن و داشتن یک زندگی خوب در یک جامعه خوب است ولی غالبا
تنها می خواهیم و حتی تلاش می کنیم ولی این خواستن و تلاش را از راه درست و
بر اساس علم و اطلاع صحیح انجام نمی دهیم در اینصورت تلاشها تنها به خستگی
و گاه به سرخوردگی منجر می شود .
   وقتی واقعیها را بپذیریم و با درک درست و شناخت خوب انسانهای دیگر توقع خود را
درست تنظیم نماییم در این حالت بتدریج جامعه اصلاح خواهد شد و امید به تحقق
انچه می خواهیم تقویت خواهد گردید .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 30 آبان 1395 :: نویسنده : ا فکور
   از فرصتهایمان استفاده کنیم زیرا برای زندگی زمان زیادی نداریم اگر امروز اربعین حسینی
است و جمع کثیری بسوی کربلای معلی رفته اند پس این امکان در ما وجود دارد که بدون
اختلافات سیاسی و روشهای اجرایی در کنار هم قرار گیریم و برای اینده ای بهتر دعا کنیم
و از خدا بخواهیم قدرتی عنایت فرماید تا در کنار هم ایرانی اباد و زندگی مرفه و بدون جنگ
و دشمنی برای خود و فرزندانمان بسازیم و این کمترین حق مردم است .
   چرا از مناسبتهایمان استفاده نکنیم قطعا اقا امام حسین (ع) از با هم بودن مردم و
محبت و دوستی انان به یکدیگر و ساختن کورشان بسیار خشنود خواهد شد و یا اگر به
مناسبت روز کوروش و یا هر مناسبت دیگری دور هم جمع می شویم تلاش کنیم دور هم
و با هم بودن را تمرین کنیم و فراموش نکنیم تفرقه و دوری از یکدیگر تها خواست دشمن
است و هرگز به پیروزی ما ختم نخواهد شد .
   اگر یا بگیریم از اشتباهات یکدیگر بگذریم و تواناییهای خود را تقویت کنیم اگر یاد بگیر
یم به عقاید یکدیگر احترام بگذاریم و از عادتهای خصوصی افراد سوال نکنیم اگر بیاموزیم
که همه دچار نقاط ضعف و قدرت هستند و هیچکس از این امر مستثنی نیست انگاه
با هم بودن را بیشتر درک می کردیم و از ان بهره می بردیم و یا اگر منتظر ظهور امام
زمام (عج) هستیم فراموش نکنیم ظهور ان امام نیز در صورت فراهم شدن شرایط
محقق خواهد شد و یکی از شرایط همین با هم بودن و گذشت ما نسبت به یکدیگر
است چون در غیر اینصورت شرایط برای ظهور فراهم نخواهد بود .
   همه افراد باید از خود شروع کنند و از همین الان اگر قرار باشد دیگران شروع کنند هر
گز هیچ اغازی بوجود نخواهد امد و این اغاز بزرگ باید از من صورت گیرد تا دیگران نیز
بیاموزند اگر من ادعای دانستن و فهمیدن دارم .
   خود را برای زندگی اماده کنیم و در زندگی امتحانهای الهی و بزرگ بدهیم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 24 آبان 1395 :: نویسنده : ا فکور
   نمی دانم چرا ولی یاد نگرفته ایم اول من ارزش دارم بعد بقیه به همین سادگی اگر من
نباشم بودن بقیه برای من ارزش نخواهد بود و اگر بقیه بخاطر بی ارزش شدن من ارزش
مند شوند من همه چیزم را از دست داده ام پس این عقل نیست شرافت نیست خدایی
هم نیست اصلا انسانی نیست .
   من کمر خم کنم که به کسانی سواری دهم که هرگز به من سواری نخواهند داد و نه
تنها سواری نخواهند داد بلکه حتی دست مرا نخواهند گرفت تا کمر راست کنم ایا این
کار درست و انسانی است . کمی با خود فکر کنیم خیلی ها را من و شما بزرگ کردهایم
و نتیجه اش چی بوده است انها سواره و من و شما با کمرهای خمیده پیاده .
   جامعه ای که یک مطلب به این سادگی را نتواند تشخیص دهد راه به جایی نخواهد
برد و همیشه در حال خسران و بیچارگی است .
   حاکمان را ما بزرگ می کنیم با انتخاب خود و بعد با ارزشهای زیادی که برای انها قایل
می شویم هنرپیشه ها هنرمندان کسانی که از راه های نا مشروع ثروت اندوخته اند و
خیلی کسان دیگر بزرگ کردنهای بی دلیل و نتیجه اش چی ؟
   کسانی که انسانیت را فراموش کرده اند و خدمتهایشان برای اعتلای جامعه نیست
و تنها بر ثروت اندوزی و رفاه بیشتر خود اصرار دارند نباید مورد ستایش قرار گیرند بلکه
برای راست ایستادن باید ارزشهای خود و جامعه را تغییر داد .
   برجهای بلندی که با ثروت مردم به هر اسم و نامی بنا شده اند باید بی ارزش قلم
داد شوند و مورد بی مهری مردم قرار گیرند و هر گز نباید ارزشمند و معجزه گر تصور
شوند بلکه بر عکس بناهای دست ساز انسان اگر برای رفاه عموم نبوده باشد مظهر
ظلم بر مردم است و شخص یا اشخاصی کمرهایی را خمیده کرده اند تا بناهای ظلم
بر پا کنند و افسوس اگر من خود کمر خم کنم این اوج جهالت و حماقت است .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 21 آبان 1395 :: نویسنده : ا فکور
   در مطلب قبل از انحطاط اخلاق در جامعه گفتم و قطعا همه به ان اعتقاد داریم ولی ایا این
اعتقاذ برای حل مشکل کافیست ؟ قطعا نه بلکه نیاز به درک اهمیت موضوع داریم در عیر
اینصورت تا کنون مشکل حل شده بود و زجر مضاعف نمی کشیدیم .
   اخبار امریکا را دقیق گوش می کنیم ولی اخبار سیاسی یا قیمت دلار و روند روزانه بالا
رفتن ان را دنبال می کنیم و یا مسایل و مشکلات اجتماعی را خوب می دانیم و از وجود
مشکلات در ظاهر و اغلب در باطن زجر می کشیم ولی فکر و توجهی برای پیدا کردن راه
حل نمی کنیم چرا ؟
   تمام بحثهای مطرح شده و بسیار مطالبی که قطعا شما بهتر از من میدانید ناشی از
این اقعیت است که ما زندگی را نمی شناسیم ما تصوری از کوتاهی عمر خود نداریم
و معنی این عبارت که اگر کوتاهی عمر را می فهمیدیم از کفش بندی استفاده نمی
کردیم را در نمی کنیم و بظاهر چیزی که زیاد داریم وقت است در حالیکه چیزی که با
هیچ پول و شرایطی نمی شود بدست اورد وقت است و وقت یعنی طول عمری که ما
نمی توانیم از پایان ان جلو گیری کنیم با هر ثروت و امکاناتی .
   وقتی درک صحیح و درستی از عمر و زندگی نداشته باشیم بازنده ای خواهیم بود
که زمانی دچار اه و حسرت می شود که از دست هیچکس کاری بر نمی اید نه پدر
نه مادر و همسر و فرزند و نه برجها و پولهای موجود در بانکهای داخلی و یا خارجی و
نه بهترین پزشکان و یا جادوگران از هیچکس هیچ کاری ساخته نیست و تنها ما می
توانیم در طول عمر خود سعی ا کنیم این واقعیت تلخ را درک کنیم گه عمر و زندگی
برای هر فرد بسیار محدود است و باید قدر و ارزش لحظه های محدود را دانست .
   اگر خود را برای زندگی مهیا کنیم و ارزش لحظه ها را بدانیم از تمام صحنه های
زندگی لذت خواهیم برد چون ما سازنده تمام لحظه ها هستیم این یعنی زندگی .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 13 آبان 1395 :: نویسنده : ا فکور
   بی شک اگر اخلاق که مبنای روابط صحیح و اتصال قوی یک جامعه است ضعیف شود و
یا از بین برود ان جامعه به یک اجتماع نا همگون و ضربه پذیر و متزلزل و ... تبدیل خواهد
شد که در هیچ شرایطی امکان زندگی  برای افراد فراهم نخواهد شد و متاسفانه جامعه
ما در این کشور در حال حاضر اگر نگوییم قطعا اینگونه شده است ولی یقینا با سزعت
به این سمت پیش می رود .
   متاسفانه به دلایل روشن و نا معلوم ریشه های اخلاق در کشور ما بسیار سست و
غیر قابل اتکا شده است دروغ غیبت تهمت بی اعتمادی فریبکاری کلاهبرداری دزدی
اختلاس تعرض به حقوق یکدیگر بی احترامی به حقوق دیگران و یا قایل نشدن حق
برای دیگران و ... از جمله موادی است که قابل کتمان نیستند و هر روز بیشتر ریشه
می دوانند و در این شرایط امکان رشد و یا زندگی سالم بطور کلی از بین خواهد رفت .
   اگر بگوییم مسایل سیاسی و تعفن قدرت طلبی جایی برای اخلاق و روابط سالم با
فی نگذاشته است اغراق نکرده ایم و اگر بگوییم راه را گم کرده و در بیراه با سرعت به
سمت پرتگاه می رویم اغراق نکرده ایم و اگر بگوییم معنای زندگی را فراموش کرده ایم
و در شعارهای خود گرفتار شده ایم اغراق نکرده ایم و در این شرایط بی اغراق باید
نگران خود و فرزندانمان باشیم که همه چیز را یعنی دنیا و اخرت خود را نابود کرده ایم
حتی اگر هنوز در شعارهای خود گرفتار باشیم و واقعیت را نبینیم .
   وقتی قسم اعتبار خود را از دست داده باشد یا زمانیکه افراذ برای تامین معاش خود
به هر شیوه ای متوسل شدند و خداوند را قادر به تامین رزق و روزی خود ندانستند
باید بپذیریم که خداوند از جامعه دور خواهد شد و حتی زحمت او نیز کم و کمتر خواهد
شد چیزی که خیلی وقتها انرا فراموش می کنیم .
   از انحطاط اخلاقی جامعه جلو گیری کنیم و اجازه ندهیم به هر دلیلی اینده خود و
فرزندانمان به دلیل نادانی و بی توجهی نابود شود .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 6 آبان 1395 :: نویسنده : ا فکور
   هستند کسانی که زندگی کردن را اموخته اند از کجا مهم نیست ولی این بسیار اهمیت
دارد که اموخته اند پس قدر این مهم را باید بدانند که از این مهمتر در این عالم وجود ندارد و
مهم اموختن چگونه زندگی کردن و معنای زندگی است .
   وقتی معنای زندگی را اموختی و ارزش انرا درک کردی حتی یک لحظه انرا از دست نخوا
هی داد چون می دانی نها چیزی که بر نخواهد گشت و با هیچ پولی و به هیچ شکلی قابل
قابل بدست اوردن نیست همین زندگی به همین شکل موجود با تمام بالا و پایین رفتنها
و گرفتاریها و احیانا بیماریهاست چون حتی دنیای اخرت قطعا به این شکل نخواهد بود پس
این زندگی همین است و قابل تکرار نیست به همین دلیل و اهمیت هزار سال ان کم است
   اموختن زندگی لیاقت می خواهد معرفت و شعور می خواهد و یا شانس و فرصت می
خواهد یا همه را نمی دانم ولی مهم این است که ما در حهان سوم قدر زندگی را نمی
دانیم و شاید تفاوت اساسی ما با جوامع پیشرفته همین باشد یا بزرگترین اختلاف ما نه
در تکنولوژی و علم و معرفت انها بلکه در همین شناخت زندگی باشد و بقیه برعکس
تصور ما زاییده همین شناخت باشد که انها را به همه چیز رسانده است .
   چه کسی گفته است زندگی کردن گناه است و چرا باید ما این لطف و نعمت خدا را
به کفران تبدیل کنیم اگر قرار بود ما زندگی نکنیم ما را خلق نمی کرد یا می توانست
به هر شکل دیگری و در هر زمان دیگری و با شرایط دیگری خلق کند ولی اینگونه صلاح
دیده است که ما این زمان پا به این دینا بگذاریم و زندگی کنیم و درک نکردن این مطلب
ساده کفران نعمت است جهالت است و یا جماقت نمی دانم هرچه هست نادانی
کفر امیزی است که باعث نابودی دنیا و اخرت و تمام اعتقادات می گردد.
   امروز به چشم خود داعش و افکار داعشی را می بینیم ادمهایی که فریب خورده
اند و دچار گمراهی دینی شده اد و راه را گم کرده اند و برای سعادتی که از همین راه
می گذرد خود و دیگران را نابود می کنند و این یعنی عدم شناخت زندگی .
  




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 2 آبان 1395 :: نویسنده : ا فکور
   همیشه این باور را داشته باشیم که دنیا دارای نظم و بر اساس همین نظم قانون است
چه بخواهیم چه نخواهیم چه خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید به هر شکل دنیا دارای
نظم غیر قابل انکاری است که طبق ان میلیاردها سال از عمر ان می گذرد .
   نقش خود را که پایه و اساس دنیا هستیم بشناسیم مگر می شود انسان به تعبیر
تمام ادیان ازخداوند قدرت گرفته باشد و در حال حاضر دارای این قدرت خیره کننده باشد
ولی نتواند هیچ نقشی در دنیا داشته باشد و خود منفعل باشد این یعنی نشناختن خود
نشناختن جایگاه خود در این عالم بظاهر بی انتها در حالیکه این خود تو هستی که بی
انتها هستی و هیچ محدودیتی برای قدرت الهی تو وجود ندارد و قادر به انجام هر کاری
هستی و با توان فکری و بهره برداری از مغز خود به تمام سوالها پاسخ خواهی داد .
   در این عالم هستی به ظاهر بی انتها ارتباط تنگاتنگی بین اجزاء ان وجود دارد که
اصلی ترین نقش را انسان دارد و انسان بعنوان قدرتمند ترین و کاملترین موجودی که
تکامل ان با سرعت در حال انجام است با تکیه بر قدرت خدایی خود نقش جانشینی
خداوند را در این عالم ایفا می نماید نقشی که انتهایی ندارد .
   ما تا کنون نتوانسته ایم قدرت خود را بشناسیم در مورد قدرت ماورالطبیعت شنیده
ایم در مورد وجود قدرت های خارق العاده در بعضی انسانها حتی عبور از دیوار بعضی
افراد شنیده ایم و یا در مورد اتفاقات نادر در این عالم بارها شنیده ایم ولی کمتر با
یقین باور کرده ایم که این امکان برای انسان دارای قدرت الهی دارای قدرت مبتنی
بر انرژی بی انتهای موجود در این عالم همه چیز امکان پذیر است تنها باید قدرت خود
را باور کنیم و انرا به خدمت بگیریم .
   اگر امروز علم پیشرفت غیر قابل تصوری در تمام عرصه ها دارد یقینا بر اساس باور
انسانهایی است که قدرت خود را باور کرده ان و بر همین اساس حرکت می کنند .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 26 مهر 1395 :: نویسنده : ا فکور
   در مورد نذر و غذاهای نذری که همه نذر های ما تقریبا در ایام محرم وصفر که به شکل غذا
ادا می شود مطالبی اندک و گذرا نوشتم و در ادامه جا دارد به ازادگی امام نیز بپردازیم کاری
که یک درس است درس بزرگ زندگی و غافل شدن از این درس ضررهای غیر قابل جبرانی
بدنبال خواهد داشت که گاه نمی فهمیم چرا ضررهای غیر قابل جبران کرده ایم .
   انسانهای دیندار چون دینها ظاهرا منشا خدایی دارنداز خصوصیات الهی نیز باید برخوردار
باشند و یا حداقل اینگونه باشد و از جمله خصوصیات خدایی اخلاق است چیزی که ما را
بسوی سعادت دنیا و اخرت هدایت می کند .
   گرچه در اخلاق بخشندگی و گذشت از ارکان اصلی حرکت بسوی سعادت هستند ولی
احقاق حق و ظلم ستیزی نیز رکن اولیه حیات است و اگر انسان از حق حیات و زندگی
خود دفاع نمی کرد تا کنون حداقل توسط حیوانات ریشه کن و نابود شده بود پس انسان
بشکل ذاتی برای حق حیات و سعادت خود یاد گرفته است که از ظلم و جور و زور تبعیت
نکن هرچند امروز ... .
   دینداری و ازادگی زیر بار ظلم رفتن و زندگی با ذلت داشتن اشکالی از زندگی را در
ذهن ما متصور می سازند که گاه از انها نفرت داریم و گاه به انها افتخار می کنیم و انچه
در واقعه کربلا می شنویم و می بینیم نمود عینی دینداری و ازادگی است نتیجه اخلاق
نتیجه اتصال به خدا نتیجه نوشیدن و سیراب شدن از چشمه زلال و خشک نشدنی و
ما باید این درس را بخوبی یاد بگیریم و نذرها ادای دین اخلاقی برای اموزش دینداری و
ازادگی باشد .
   دیندار هرگز نمی تواند ازاده نباشد . دیندار هرگز نمی تواند زیر بار ظلم و جور به هر
شکل ان برود و دیندار در برابر زور گویی قدرتمندان لب فرو نخواهد بست و این درس
عاشوراست اگر عاشورایی هستیم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 23 مهر 1395 :: نویسنده : ا فکور
   داستان غذاهای نذری را همه می دانیم چه شکلها و چه فخر فروشیها و چه لذتهایی که
از انجام اینکار می بریم نه بخاطر خدا و نه بخاطر سیر کردن شکم گرسنه ای نه فقط بخاطر
نشان دادن خود یا دیده شدن خود و خود اقنایی .
   چرا نذرهای ما در مکانها و زمانهای مورد نیاز انجام نمی شود و چرا نیاز مندان را شامل
نمی شود ؟ ایا تا کنون در صفهای طویل نذری بگیران بوده ایم و حرفهای انها را شنیده ایم
ایا شما فکر می کنید این جماعت توی صف یادی از دلیل واقعه کربلا و نیت امام حسین
(ع) می کنند ؟ بعید می دانم بدون تعصب توی این صفها به انچه می گذرد توجه کرده
باشید چون در انصورت این رفتارهارا هرگز تحمل نخواهید کرد و یقین خواهید نمود که نه
تنها امام حسین (ع) نیز با این نوع رفتارها بنام او راضی نیست بلکه هیچ عقل سلیمی
نیز این روش هدر دادن سرمایه های ملت در زمانی که نیازمندان بی شماری در همین
کشور برای دو قاشق غذا چشم انتظار دست مهربانی هستند و اگر این دست مهربان
بنام خدا و بخاطر خدا و برای پاسداشت مبارزه با ظلم و جور اینکار را انجام دهد قطعا
ارزش بیشتری برای ان نیازمند خواهد داشت و او این رزش را بیشتر از هرکسی درک
خواهد کرد تایید نمی کند .
   هر نذری برای بهبود شرایط زندگی است و در غیر اینصورت جنبه شرعی نخواهد دا
شت حتی اگر نذر کنیم که فلان تعداد صلوات بفرستیم نتیجه اش تمرکز بر خواسته و
رسیدن به ان است و در اینصورت قطعا به خواسته خود نزدیک خواهیم شد و با تلاش
بیشتر به ان خواهیم رسید پس کمی عاقلانه رفتار کنیم و رفتارهایمان را با شاخص
موفقیت در زندگی مطابقت دهیم در غیر اینصورت بازنده زندگی و عمر خود خواهیم
بود و تصور نمی کنم کسی خواهان هدر دادن عمر خود باشد مگر از حهل و نادانی.
   از امروز نذر کنیم و با خود و خدای خود عهد ببندیم که در تمام کارهایمان حتی در
رابطه با خدای خود عقلانی رفتار کنیم و این رضایت خالق را نیز بدنبال دارد .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 21 مهر 1395 :: نویسنده : ا فکور
   عادتها یا سنتها هرکدام بدانیم فرقی نمی کند مهم نتیجه کار است که ما می دانیم نتیجه
خوب و درستی نگرفته ایم و هیچکس از این وضعیت راضی نیست .
   واقعه کربلا یک درس برای تمام نسلهای بشر در طول تاریخ برای تداوم انسانیت است و
هیچ شکی در این مورد وجود ندارد که اگر ازادگی نباشد زندگی معنا و تداوم نخواهد داشت
و با ارزشترین درس ازادگی و رهایی از ظلم و تلاش برای سعادت واقعه کربلاست .
   پاسداشت و ارج نهادن به واقعه کربلا و گرامیداشت یاد و مقام امام حسین (ع) و یارانش
ایجاد روح و نیروی حرکت تمام نسلهای بشر خواهد بود که ما نیز از ان بهره مند هستیم
ولی باید این پاسداشت و بهره برداری از ان بنحوی باشد که ارزشهای اصیل ان به شعار
های ظاهری و عوام فریب تبدیل نشوند از جمله نذوراتی که در این ایام مرسوم است .
   ماه محرم و صفر بیش از انکه به ماه قیام علیه ظلم و جور شناخته شود در کشور ما
به ماه نذر و غذاهای رنگارنگ و صفهای طویل نذری بگیران تبدیل شده است و در سایه
این نذورات عده ای نیز به مداحیهای حزن الود و اشک در بیار می پردازند بنحوی که برای
انجام اینکار مهم از بیان هیچ مطلبی به هر شکل و شیوه ای ابا ندارند .
   بحث کنونی در مورد هزینه هایی است که به اسم نذورات در این ماه ها انجام می
شود و در ذات ان نیز نه تنها اشکالی وجود ندارد بلکه بسیار خوب است که جامعه به
مناسبتهای مختلف و با دلیل و بی دلیل برای ریشه کنی فقر و پیشگیری از تبعات ان
و بطور کلی کم کردن فاصله های طبقاتی و اصلاح خود اقدام کند و اینکار در هر جامعه
و در هر دین و ایینی ارزشمند و ستوده است و قطعا در کشور ما نیز بسیار ارزشمند و
قابل ستایش است ولی نه به گونه ای که در حال حاضر عمل می شود .
   در حال حاضر نذر کنندگان یقین ندارند که خداوند ناظر بر اعمال خیر انان است به
همین دلیل سعی می کنند با دخالت دادن افراد در انجام کار خیر خود شاهد داشته
باشند تا بدینوسیله خداوند بر اساس شهادت شهود به انان پاداش عنایت نماید .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 20 مهر 1395 :: نویسنده : ا فکور
   عمر کوتاه است و چشم بهم بزنیم تمام شده است پس ظلم بر خود است که از فرصتها
که می توانند ما را یاری رسانند استفاده نکنیم و انها غافل شویم در این حالت خسارت
سنگینی متوجه خود کرده ایم و شاید هرگز جبران نشود .
   به فرزندم جهت یاداوری می گفتم از تمام فرصتها استفاده کن بدون تردید بدون کم رویی
بدون خجالت کشیدن و بدون اینکه برایت مهم باشد سود کم می بری یا زیاد چون کم یا
زیاد در مقایسه با هم معنی پیدا می کند ولی کم در قیاس با خود و زحمتی که برای ان
می کشی قابل بررسی است پس از هر فرصتی باید استفاده نمود .
   ایام عزاداری برای امام حسین (ع) است و حال و هوا و شرایط خود را دارد در این ایام
فرصت یاد اوری حق طلبی و مبارزه با ظلم فراهم است که درس بزرگی است و شاید
بزرگترین معنای زندگی باشد و هیچ لذتی در دنیا جای لذت حق طلبی و مبارزه با ظلم
و دفاع از مظلوم را نداشته باشد .
   فرصت دوم در این ایام مبارزه با بدعتهایی است که برای اشک مردم را در اوردن گذا
شته شده است و مداح ها به هر شکل و شیوه ای برای گریاندن مخاطبان خود متو
سل می شوند و ... که که حتی الامکان باید سعی کنیم با گفتار و کردار خود فلسفه
قیام عاشورا را انچنان که حق است و بوده است بگوییم و
و اما فرصت سوم بهره مندی از اطعمه و اشربه ای است که در این ایام به وفور تحت
عنوان نذر بین اغنیا و بطور کلی مردم و گاهی بین نیازمندان توزیع می شود که البته
در هر صورت به من و شما هم تعلق می گیرد و اگر برای ثواب و تبرک ان هم باشد
که گمان نمی کنم انچه به من و شما داده می شود برای بانی ان ثوابی داشته
باشد ولی به هرحال ما می خوریم و دعا می کنیم خداوند بانی ان را عاقل و به راه
صحیح هدایت کند و هر سال توفیق داشته باشد ما رابیشتر از غذاهای خوب بهره
مند گرداند تا روزی که کلا این بساط نذرهای عام و بدون هدف نیازمندی جمع شود
و بانیان و دارندگان مالهای حلال مال خود را بخاطر خدا و ادای دین به نیازمندان
برسانند و خداوند را با اینکار خرسند نمایند البته مقدم بر اینکار بزرگ جمع اوری و
مال اندوزی از راه های حلال و خدا پسندانه است و با این بذل و بخششها هرگز مال
حرام حلال نخواهد شد و شاید مردم نیز با خوردن مال حرام دچار مشکل شوند .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 18 مهر 1395 :: نویسنده : ا فکور
   همه ما گرفتار و دربند نادانیهایمان هستیم و یک امر طبیعی است چون از مکان و زمانی
امده ایم که هیچ اطلاعی از ان نداریم و هیچ اطلاعی از جای اینده نیز ذز اختیار قرار نداده
بودند و گویی قرار بر این بوده و هست که خود ببینیم و بیاموزیم و طبق اموخته ها زندگی
کنیم ولی چگونه می توان با عبور از این همه نادانی موفق شد .
   مغز و توان ما این گنجایش را دارد که تمام نادانسته ها را بداند ولی این امکان با توجه
به محدودیتهای مکانی و زمانی انسان به هیچ وجه حداقل در زمان کنونی فراهم نیست
پس تکلیف چیست و چگونه عمل کنیم تا از خطرات نادانی ها در امان بمانیم .
   هر روز به شکلی در این زندگی کلاهمان را بر می دارند و فریبمان می دهند بالاخره
عده ای سوارند و عده کثیری نزدیک به همه پیاده اند عده ای انقدر خورده اند که در حال
ترکیدن هستند و عده ای از فرط گرسنگی نای حرکت ندارند و عده ای انقدر سرخوشند
که هیچ خدایی را نمی شناسند و عده ای از فرط بدبختی به درگاه خدایان متعدد پناه
می برند شاید کمی از الامشان کاسته شود .
   و درد اینجاست که همه نتیجه گرفتار شدن در دریای نادانی است و نادانی افت زند
گی است که این افت گاه ما را به نابودی می کشاند .
   یاد بگیریم اولا برای دانستن تلاش کنیم دانستنی که از شاخص مفید بودن برای زند
گی تبعیت کند سپس بر اساس دانسته های مفید برای زندگی حرکت کنیم تا از حال
و اینده مطمینی برخوردار باشیم کاری که سخت نیست و اگر سخت بنظر رسید بیاد
داشته باشیم که همین امر ساده را عده ای برایمان سخت می کنند در حالیکه ساد
ه است بسیار ساده اگر نمی دانیم عمل نکنیم و تنها بعد از اطمینان و دانستن قدم
بر داریم .
   عده ای منفعتشان نا اگهی و بی اطلاعی مردم و یا دانستن مردم تنها بر مبنای
خواسته و نظرات انهاست و این بدترین نوع جهل است که از ندانستن بسیار زیانبار
تر است و بهتر است که انسان نداند تا خواسته و نظر دیگران را دانستن تصور کند .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 16 مهر 1395 :: نویسنده : ا فکور
   یک اشتباه بزرگ نشناختن قدرت خود و دیگران است . وقتی من قدرت خود را نشناسم
هرگز قادر به اسفاده از ان نیستم و زمانی که این قدرت را در شما باور نداشته باشم بی
شک هیچ زمینه ای برای دریافت و جذب کمک و یاری از شما در من نخواهد بود در نتیجه
هیچ اتفاق مثبتی بین ما بوجود نخواهد امد .
   من در مطالب خود بارها به امکان کمک توسط من به شما اشاره کرده ام حالا سوالی
که بوجود می اید این است که ایا شما این را باور کرده اید ؟ بنظرم یا باور نکرده اید و یا
بسیار اندک بسیار انقدر که اهمیت چندانی نداشته است چون هیچ نظر و یا ارتباطی
بین من و شما رد و بدل نشده است .
   چرا نمی خواهیم قدرت عظیم خود را باور کنیم چیزی که وجود دارد و منشا ان خدایی
است یعنی همان قدرتی که در این عالم به اسم انرژی می شناسیم و به ان باور داریم
ولی همین انرژی را در خودمان در حد توانایی ها و امکان بالقوه قبول نداریم چرا ؟ چرا
ما قدرت الهی و یا به معنای دیگر قدرت ذاتی و همراه خود را قبول نداریم تا انجا که این
قدر نه تنها به فعل تبدیل نمی شود بلکه به تدریج بی اثر می گردد .
   ما دگر دیسی دنیا را به چشم خود می بینیم تبدیل از شکلی به شکل دیگر و تبدیل
به شرایط موجود امری طبیعی در عالم خلقت است ولی فراموش می کنیم وقتی ما
قدرت خود را بی اثر می کنیم این قدرت از بین می رود در حالیکه علم امروز به اشکال
مختلف این قدرت را باور و به اسم انرژی درمانی تله پاتی تماسهای مختلف روحی و
... بر ان صحه می گذارد و بالتر از همه این که در این عالم انرژی و ماده از بین نمی
رود بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل می شود .
   در این مورد بحث بسیار است و حتما بارها خواهیم گفت ولی اگر قرار است موفق
شویم باید باور کنیم که می توانیم با تکیه بر قدرت ذاتی موجود در خود به خود و
دیگران کمک کنیم امری که بسیلر مهم و بسیار ساده و اسان است انقدر که انرا
باور نداریم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 11 مهر 1395 :: نویسنده : ا فکور
   می گوید همه اش همین مزه را می دهد . این را یکی از بستگان در مورد طعم و مزه غذا
می گوید البته شاید در مورد سایر طعم و مزه ها هم بگوید دقیق نمی دانم که امکان دارد
زیرا این نظر اوست و از یک جهت درست هم می گوید یک غذا از لقمه اول تا لقمه اخر یک
مزه دارد شاید هم نه کم کم طعم ان غذا و لقمه ها کمتر هم خواهد شد چون لقمه اولی
انسان گرسنه تر است و طعم غذا را خیلی بهتر و دقیقتر حس می کند می فهمد ولی به
تدریج که گرسنگی کمتر و کمتر شد این طعم لذت خود را از دست خواهد داد .
   حالا همین امر را در سایر لذایذ زندگی تعمیم دهیم مثلا حض بصری شما به یک منطقه
زیبا سفر می کنید و در بدو ورود مبهوت زیبایی ان خواهید شد بخصوص اگر قبلا وصف انرا
شنیده باشید و با اشتیاق به انجا سفر کرد باشید قطعا در ان صورت این زیبایی در بدو
ورود و در ساعات اولیه بسیار لذت بخش خواهد بود ولی به تدریج این زیبایی کم رنگ و
کم رنگ خواهد شد تا جایی که بعد از یک یا چند روز ترجیح می دهید این زیبایی کم و
بی نظیر را رها کرده و به جای دیگری سفر کنید پس ... .
   حالا در مورد کل سفر زندگی چه نظری دارید ایا ان هم همینطور است یا نه ؟ ایا کل
زندگی تکراری است و تمامش یک طعم و مزه دارد ؟ ایکاش اینگونه نباشد یا هرگز این
گونه نشود چون در این حالت اصل را از دست خواهیم داد و اگر اصلی نباشد بقیه هیچ
معنا و مفهومی نخواهند داشت و زیبایی بطور کلی بی معنا خواهد شد .
   تفاوت دیدگاه ها از همین بحث به ظاهر بسیار ساده ولی در واقع بسیار عمیق اغاز
می گردد بحث بودن من و یا نبودن من و با بودن من بودن بقیه معنا پیدا خواهد کرد یا
به تعبیری دیگر اگر من نباشم گویی هیچ چیز نیست و زیبایی و لذت در احساس من
معنا یافته است همانگونه که ممکن است همان لذت و زیبایی در احساس دیگری بی
معنا یا کم معنا باشد به همین سادگی پس در مورد زندگی باید قضاوتی دیگر داشت.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 56 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :