تبلیغات
فکر می کنیم تا زندگی کنیم
 
فکر می کنیم تا زندگی کنیم
جمعه 16 فروردین 1392 :: نویسنده : ا فکور
Hello,
Have we ever thought about the brain, thinking and their role in our life?
Do we know more than ninety percent of our daily works are habits and based on what we learnt?
How many minutes do we think daily about what we are going to do?
Do we really know the correct technique for thinking?
We make these topics as open discussion subjects to hear your ideas. The results can be useful for everybody.
As there is definitely a solution for any problem in the world, and we believe that this is the best way to find a solution, please share your idea with us.
.


سلام ایا تاکنون در مورد مغز و فکر کردن و نقش ان در زندگی خود فکر کردهایم؟
ایا می دانیم ما بیش از نود در صد کارهای روزانه خود را بر اساس عادت و اموخته ها انجام می دهیم و حتی از اموخته های خود بخوبی استفاده نمی کنیم؟
شما چند دقیقه در روز برای انجام کارهای خود فکر می کنید ؟ آیا راه و شیوه فکر کردن را به درستی اموخته ایم و یا شاید جزو کسانی هستیم که گمان می کنند
"فکر نکن پیر می شی" ؟
ما این موضوع را به بحث می گذاریم تا از نظر شما بهره مند گردیم و نتیجه ان برای همگان قابل استفاده باشد.
 چون راه حل تمام مشکلات عالم از همین مسیر بدست می اید و هیچ مشکلی بدون راه حل در عالم وجود ندارد.
لطفا نظر خود را اعلام فرمایید.




از دوستانی که به حسب علاقه یا کنجکاوی به این وبلاگ سر می زنند دعوت می کنم چنانچه علاقمند به مطلب خاصی هستند اعلام نمایند تا همان موضوع با همه در میان گذاشته شود همچنین اعتقاد بنده این است که عقل پایه و اساس زندگی است و کسی که از عقل خود استفاده می کند بهترین زندگی را خواهد
داشت و در زندگی چه در این دنیا و در اخرت برنده خواهد بود و مغز انسان قسمتی از قدرت لایزال الهی
است که ما باید از ان استفاده کنیم و تلاش بنده در این وبلاگ و در این ارتباط مشترک ان است که خودم و
دوستداران را بر مبنای عقلانیت و با استفاده از قدرت بی نهایتی که در اختیار ماست و کمتر انرا شناخته
ایم و از ان استفاده کرده ایم به کمال و سعادت کامل برسانم یا بهتر بگویم برسانیم چون ما همراه هستیم پس با هم برای استفاده از مغز خود و در اختیار گرفتن توان و قدرت ان حرکت می کنیم و به قسمتی از
قدرت لایزال الهیدر جهت خیر و صلاح و رسیدن به کمال دست خواهیم یافت با هم همراه شویم














نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 29 مرداد 1396 :: نویسنده : ا فکور
   وقتی توی جامعه بین مردم مشکلات را می بینم از خودم بدم میاید چون ریشه تمام بدی
ها و زشتیها را در خودم می بینم . بدبینی حسادت نفرت نادانی جهل کم جنبه بودن  یا
حتی کوچک بودن و حقارت همه و همه در من است که به این جامعه نسری یافته است .
 فقط عادت کرده ام نق بزنم مسوولان را مقصر بدانم خدا و پیامبر را به وسط بکشم و همه
را مقصر کنم که مقصر واقعی که خودم هستم معلوم نشود . بنظر شما این کار صحیح و
پسندیده است / با این شیوه مشکل حل میشود در طول تاریخ این کشور که ما نسبت به
ان بی اطلاع هستیم و هرکس هرچه گفته ما قبول کرده ایم و انطرف چرخیده ایم کجا می
توانید پیدا کنید که من و شما بعنوان اعضای این جامعه درست عمل کرده باشیم ؟ نگرد
بخودت زحمت نده نیست در طول تاریخ ما ادمهای نادان و ساده لوح و ... بوده ایم و جز
ادعا و غرور کاذب هیچ چیز نداشته ایم و این شامل همه ما می شود از بزرگ و کوچک با
مسوولیت و بی مسوولیت فرقی نمی کند تنها باید قبول کنیم .
   مشکل این است که این غرور کاذب که نمی دانم ریشه ژنتیک ان کجاست ما را رها
نمی کند سفت و سخت به ما چسبیده است و شاید دشمنان ما هم این را فهمیده
باشند چون انها هم با ما طوری رفتار می کنند که این خصیصه تقویت شود و ما در این
گرداب روانی همچنان دست و پا بزنیم و هر روز بیشتر فرو برویم وگرنه تا کنون بعد از
چند نسل باید این خصوصیت از بین رفته باشد که اینطور نیست و نه تنها از بین نرفته
بلکه تقویت هم شده و شده ایم جریان ملانصرالدین کخ خودش هم باورش شده بود .
   تمام مسوولان ما مثل خود ما هستند یعنی هیچ فرقی بین ما نیست فرض کنید
یکی را برداشته اند و من را گذاشته اند این من هر یک از وزرا یا معاونین یا مدیران کل
و یا هر رده کارکنان دولت است من هم زیر کار در می روم منافع خود را بر منافع جمع
ترجیح می دهم خود سر و حسود هستم و منافع بلند مدت خود را نمی شناسم و
گمان می کنم دانا تر از من در این عالم وجود ندارد و زمانی که من را کنار می گذارند
یا کنار می روم تا اخر عمر تصور می کنم بعد از من همه چیز در حال نابودی است و من
برای اثبات خود به نابودی کشور کمک می کنم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 27 مرداد 1396 :: نویسنده : ا فکور
   تا کنون به معنی سراب دقت کرده ای ؟ شاید یک مفهوم خاص و کلی از این کلمه در ذهن
داشته باشی که اشکالی هم ندارد ولی معنای واقعی کلمه فریب است فریبی بر مبنای
خواسته من و تو انچه که از ته دل و با توجه به شرایط می خواهیم .
   معمولا ادمهای گرتار را خیلی زود میشود فریب داد یک انسان درمانده به هر شکل ان
مالی جسمی روحی و ... هر دروانده و مستاصلی را به راحتی می شود فریب داد و سراب
ساختن برج ارزوهای اوست تامین نیاز او در بهترین شکل است بهشتی بی نظیر .
   کسی که بیمار است به هر راهی وارد میشود شاید خود را برهاند مالباخته حتی به
رمالی و طالع بینی و فال قهوه و ... با وجود قبول نداشتن متوسل میشود چون راه بهتری
سراغ ندارد یا کسی که خطایی حتی غیر عمد مرتکب شده است یا گرسنه یا تشنه ای
که شرایط غیر قابل تحمل دارد گاهی انچه می خواهد را به ظاهر می بیند وای بحال زمانی
که متقلبی و فریبکاری بخواهد او را به دنبال خود بکشد و از او سوء استفاده کند .
   و اما چرا این بحث را مطرح کردم به این دلیل که یک زمان در حال مرگ هرچه بگویند
قبول می کنیم اشکالی ندارد چون راه و انتخاب دیگری نداریم و یا فرقی نمی کند ولی
خیلی وقتها امکان ساختن و یا زمان تلاش دلریم و یا اکثر مواقع پذیرش ما نه بر اثر
اضطرار بلکه به دلیل بی مسوولیتی و ... است و این به هیچ شکلی نه در دنیا و نه حتی
در اخرتی که به نوعی به ان اعتقاد داریم قابل پذیرش نیست و خدایی که عقل و نیرو و
امکانات بی انتهای خلقت را برای استفاده ما قرار داده است نخواهد پذیرفت که ما به
سادگی دنباله رو کسانی شویم که فریبمان می دهند و ما را از نعمتهای خدا به اشکال
مختلف دور می کنند برویم و به حداقلهایی قانع شویم که اسم ان را نمی شود زندگی
گذاشت و این سرابی است از بهشتی که برای ما می سازند تا خود از اینهمه نعمت
خداداد بهره ببرند و بهترین زندگی را داشته باشند وقطعا مسوول ساده لوحی و بی
مسوولیتی ما نیستند . سراب را بشناسیم و فریب فریبکاران دنیاپرست  را نخوریم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 19 مرداد 1396 :: نویسنده : ا فکور
   دلم می خواهد بنویسم حتی اگر گمان کنم کسی ان را نمی خواند . در ذهنم گذشت
نوشتن من مثل انداختن تکه نانی بر روی زمین است خواه ناخواه این نان به کسی تعلق
خواهد گرفت نهایتا مورچه ها و یا خود زمین نوشتن هم همین است و یا الان بگویم هر
اثری در جهان همینگونه ماندگار و اثر گذار است و هرگز نابود نخواهد شد .
   نوشتن گفتن به هر شکلی که باشد حتی اگر دستت را برای کار خیری تکان می دهی
و یا قدمی و ... به هر شکلی بخواهی اثر خیر و مثبتی در این جهان بگذاری حتما اثر گذار
خواهد بود و هرگز نابود نخواهد شد بلکه اثر خود را خواهد داشت همانگونه که برای کار
شر و منفی نیز چنین است .
   شاید ارزش و اهمیت قدم خیر به هر شکل ان در مقابله با شر و نهایتا غلبه بر ان و نا
بودی شر باشد که قطعا همینطور است چون خیر و شر به معنای کلی انها همیشه در
تضاد و قدرت نمایی بوده اند و ما باید به خیر کمک کنیم به هر میزان که می توانیم البته
این کم به معنی واقعا کم نیست بلکه معنی ان این است که در اوج ناتوانی مالی و فکری
و کلامی و ... می توانم در حد توان به میزان کم حتی با نگاه خیر سرمان را حرکت دهیم
و هیچ عاملی نمی تواند مانع این حداقل گردد .
   برای خود می نویسم که اعتقادات خود را بیشتر باور کنم شکها را از خود دور نمایم
چون بعضی وقتها این شکها اعتقادات را مثل خوره می خورند و انسان را به نا کجا اباد
که متاسفانه الان برای خودش یک جای اباد شده است ولی در زیر این ظاهر فریبنده
هنوز نا کجا اباد است می کشاند و این درد وحشت ناکی است که تحملش سخت می
شود سخت و گاهی غیر قابل تحمل .
   دلم خوش است که همه چیز در عالم ماندگار است و خوبیها بدیها را به ناکجا اباد
می برند به جایی که مردم از زیانهای انها در امان باشند .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
   نمی دانم تا کنون فکر کرده اید که انسان تنها در مقابل کارهایی که انجام می دهد مسوول
نیست و گاهی در مقابل کارهایی که انجام نمی دهد نیز مسوول است ؟
   شاید مبهم بنظر برسد ولی نه بسیار روشن است نهی یا اثبات خیلی از کارها را ما باید
برای رسیدن به یک زندگی بهتر و یا فراهم کردن شرایط بهتر برای فرزندان و یا نسلهای اینده
باید انجام دهیم و با انجام ندادن انها ذر مقابل خود و جامعه مسوول هستیم همانونه که در
مقابل اعمال و رفتار خود مسوول هستیم .
   زمانی که در مقابل حرف غلط و یا یک رفتار نادرست و یا ظلم بر مظلومی سکوت میکنیم
ظاهر مسوول نیستیم چون کاری نکردیم  شاید کسی متوجه حضور ما نشود ولی اثر این
سکوت تا نسلها باقی خواهد ماند و بسادگی قابل جبران نیست .
   اگر نابینایی در حال سقوط در دره ای باشد . من و شما هیچ عکس العملی نشان ندهیم
و تلاشی برای جلوگیری از این اتفاق انجام ندهیم چه مسوولیتی متوجه ما خواهد بود و یا
اگر در کوچه و خیابان  شاهد یک گرانفروشی و یا ظلم در حق یک ارباب رجوع بانک یا اداره
دولتی بودیم و هیچ عکس العملی از خود نشان ندادیم چه اثری بر جامعه ما خواهد داشت ؟
   گاهی سکوت ما نابود کننده است گاهی سکوت ما نسلهایی را متاثر خواهد کرد و یا
موقعیتهایی را از نسلهایی خواهد گرفت و یا به زبانی ساده تر جامعه ساکت و تابع هرگز
به سعادت نخواهد رسید و ارامش ان جامعه ارامش مردگان است و هیچ زنده ای به دنبال
ارامش مردگان نیست مگر ارامش جاهلانه .
   مطمین باشیم اگر به اخرت اعتقاد داریم در انجا نیز ما را در مقابل مسوولیتهایمان که
انجام نداده ایم مواخذه خواهند کرد و در مقابل انها متحمل کیفر خواهیم شد و اگر به ان
اعتقاد راسخی نداشته باشیم شک نکنیم تاوان سکوتهای احمقانه  و بی مسوولیتهای
خود را در همین دنیا و در زندگی خود و فرزندانمان خواهیم داد . به همین سادگی .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 10 مرداد 1396 :: نویسنده : ا فکور
   گاهی انسان فقط ناملایمات را بسوی خود می کشاند گاهی فقط سختی ها را می بیند
در حالیکه زندگی این نیست سختی هست ولی عبور از سختی لذت بخش است دشواری
هست ولی عبور از دشواری شیرین و لذت بخش است و با دیدی دیگر اگر صورت مساله ای
نباشد راه حل اصلا معنا ندارد .
   گاهی انقدر برای خود سیاهی و تاریکی و سختی درست می کنیم که ارتفاع انها از برج
میلاد هم بلندتر می شود و بدبختانه این ارتفاع بلند را بر دوش خود قرار می دهیم غافل از
هرگز نباید دشواریها را بر دوش خود قرار دهیم بلکه این ما هستیم که سختیها را زیر پای
خود قرا می دهیم و جشن پیروزی را بر انچه سخت بود برگزار می نماییم .
   برگردیم به صورت مساله اگر صورت مساله ای نباشد راه حل معنا ندارد یا اگر سربالایی
نباشد سرازیری بوجود نمی اید اگر کوهستنهای سربفلک کشیده نباشند مناظر زیبای کوه
خود را به رخ نمی کشند و ما هرگز از این مناظر زیبا که بی مانند بودن انها در ارتفاع و شکل
انها پنهان است لذت نمی بریم پس سختیها بوجود اورنده شادیها ههستند بدون شک .
   این مطلب به معنی ترویج سختی نیست ولی به معنی تلاش و زندگی است خیلی ارام
ولی عمیق نمی خواهم بگویم باید سختی کشید ولی می گویم ما باید معنی تلاش و
پشتکار را بفهمیم ما باید قدر داشته ها را بدانیم ما باید حق را درک کنیم و بالتر از همه
زیباییها را بشناسیم گاهی ما تاریکی را در روشنایی برای خود بوجود می اوریم و این به
معنای ان است که سختی را می می سازیم و گرنه ... .
طی کردن عمر را چه می نامید اگر این را خوب درک کنید یا درک کنیم بقیه مشکل حل
می شود ما باید مسیر را طی کنیم و این طی کردن به معای تلاش و پشتکار و داشتن ا
امادگی جسمانی و روحی برای طی کردن مسیر و موفق شدن است و این یعنی هرچه
هست شادی است و با شادی بدبختیها نابود می شوند .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 5 مرداد 1396 :: نویسنده : ا فکور
   شاید بهتر بود بگویم من در نابودی شما شریکم یا اصلا چرا من باید با شما شریک باشم
یا بیهوده این بحث را مطرح کردم به هر حال چه درست و جه غلط مثل همه کارهای دیگر
حالا شده است اصلا مثل شراکت ما حالا شده است و بنده با شما شریکم .
   هر چقدر فکر می کنم غم شما را بیشتر می بینم گرچه شما چیزی نمی گویید و حتی
به روی خودتان هم نمی اورید گرانی دروغ مدیران نالایق هوای الوده نا امنی اقتصادی  و
امثال اینها افزایش قیمتهایی که تصورش را هم نمی شود کرد همین پیاز که کسی به داد
ان نمی رسد مرغی که می گوید به تخمم و هم خودش در این تابستان و هوای گرم ارج
و قرب پیدا کرده و هم تخمش که نگو و نپرس و البته با خنک شدن هوا باید خودش و تخم
ان را روی سر گذاشت و من نمی دانم این را باید کجای دلم قرار دهم .
   بی احترامی ها قضایای احمدی نژاد و بقایی و یا ادعاهای عجیب و غریب که هرکدام
برای اعصاب خردی شما کافی بوده است رفتارهای اجتماعی متناقض من و امثال من
همه برای شما اسایش و ارامشی باقی نگذاشته است ولی ما پوستمان کلفت شده
است و شاید اصلا پوست کلفتی را برای همین زمانها درست کرده اند و ما هم از ان
کمال استفاده یا سوء استفاده را می کنیم البته گرم شدن کره زمین شرایطی را بوجود
اورده است که پوست گلفت هم باعث نابودی ادم می شود و گرما ما را از بین می برد .
   خنده ها هم مصنوعی شده است و یا  حاصل فریبکاری است کسانی که می خندند
نه به علت شادی دیگران است و نه به دلیل امید و رسیدن به ارزوهای بلند بلکه به
این دلیل است که موفق شده اند با پیدا کردن راهی از این مخمصه ها کمی امیدوار
شوند و به خود می بالند که در فریب دیگران موفق شده اند در حالیکه نمی دانند این
فریبکاری و موفقیت در فریب دیگران طنابی دیگر بر دست و پای همه است .
   و من در غم شما شریک هستم و به خودم و شما تسلیت می گویم چون با هم
هستیم و من یک طرف طناب را می کشم و شما طرف دیگرش را بدون انکه بدانیم هر
دو ان را محک و محکمتر می کنیم و رنگ طناب و نوع ان مهم نیست مهم این است
که باعث نابودی خواهد شد .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 28 تیر 1396 :: نویسنده : ا فکور
   شاید برای بقا باید ارزشمند باشیم البته این شاید به منظوری استفاده شده است و
معمولا عاقلان برای پوشش تمام احتمالها و موارد از کلمات بهتر استفاده می کنند . به
هر حال در اصل عبارت شک چندانی نیست که اصل بقا بر ارزشمندی استوار است .
   پرندگان زیبا و نادر کمتر شکار می شوند و حیوانات با هوش و مفید از جایگاه ویژه ای
در حیات خد برخوردارند و اگر به دنیای غیر زنده ها یعنی اجسام و ... وارد شویم گرانبها
ترین اجسام بخوبی نگهداری و ... می شوند .
   انسان نیز خارج از این بحث و دیدگاه نیست و در جهان روزانه انسانهای زیادی در جنگ
های مختلف و یا به شیوه های گوناگون و نه مرگ طبیعی از بین می روند و اکثر انها مردم
بی هدفی هستند که از ارزش زیادی برای جامعه یا خواص برخوردار نبوده و نیستند .
   ارزش انسان را هدف او مسیری که به سمت هدف طی می کند بوجود می اورد و این
ارزش زندگی و جایگاه او را تعیین می کند و این جایگاه در نهایت بطور مستقیم و یا غیر
مستقیم میزان دخالت او در تصمیم گیریها را و تصمیم گیریهای سرنوشت ساز را تعیین
می کند و این مطلبی است که باید بدانیم و از ان غافل نشویم گرچه عموما هستیم .
   بنظر شما روزانه چند نفر بر اثر گرسنگی و فقر و تصادفات و بیماریهای مختلف خود
ساخته  و طبیعی و یا جنگ و اختلاف کشته می شوند و یا از نقش فعال در زندگی
خارج می شوند ؟ و چه تعدادی از انهایی که زندگی می کنند واقعا زندگی می کنند  و
از ارزش لازم برای زندگی برخوردارند ؟
   به دلایل مختلف از ذکر مصادیق خود داری می کنم و تنها با این اشاره ها شما و خود
را از خواب غفلت یا نادانی بیدار می کنم و یا تلاش می کنم که بیدار شویم و ارزشمند
شویم و این ارزشمندی ضامن بقای ما گردد در غیر اینصورت هرچه هست سختی و نا
بودی است چیزی که هیچکس خواستار ان نیست .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
   شاید این عنوان کمی غلو امیز یا دور از دسترس یا خوشبینانه بنظر برسد ولی این  ظاهر
امر است و در باطن و نگاه واقعی عین واقعیت است که ما تا کنون ان را درک نکرده ایم .
   همیشه فساد فساد می اورد بیماریها از فساد شروع می شوند و ناراحتی باعث ترویج و
سرعت رشد غیر قابل تصور ناراحتی می شود چرا ؟ کمی فکر کنیم تمیزی برای چیست و
بهداشت برای چیست کدامیک جای کدامیک را می گیرند کافی است از این زاویه نگاه کنیم
خیلی ساده است ولی زاویه نگاه مهم است . بهداشت اجازه رشد میکرب را نمی دهد
خیلی پیچیده نیست وقتی همه جرا تمیز نگاه داری بیماری اجازه نفوذ نمی یابد ولی زمان
ی که دروغ به هر شکل و به هر دلیلی جاری شد یعنی ریشه فساد و یا توجیه کننده ان و
این اغاز تمام فسادهاست البته من الان راجع به دروغ بحث نمی کنم .
   راه مبارزه با شر راه مبارزه با ظلم این موضوع بحث ماست و باید این را تاکید کنیم اگر
مایل هستید و هستیم که به یک جامعه ایده ال برسیم باید با شر مبارزه کنیم باید با
ظلم ملارزه کنیم و این کار سختی نیست خیر را ترویج کنیم خود بخود شر نابود می شود
چون شناخته می شود نمی تواند خودش را پنهان کند جای مخفی شدن پیدا نمی کند
خیلی ساده است بحجای انکه تلاش کنید شر را رسوا کنید کاری کنید که خودش اشکار
شود به همین سادگی .
   مشکل ما از زمانی اغاز می شود که ما منافعمان را نمی شناسیم و یا فریب می خور
یم و منافع خود را به بهای ناچیز می فروشیم و این اغاز فریب و گمراهی ماست و طبیعی
است کسی که گمراه شد دچار شر و ظلم می شود اگر فکر کنیم متوجه می شویم مارا
فریب می دهند به اشکال مختلف و خیلی ساده و ارزان .
   سعی کنیم خودمان انسانهای شایسته ای باشیم و بدانیم ونافع ما در خیر و عدل
است و بی عدالتی نه برای منافع من و شما برای برای ترویج و تضمین منافع ظالمین
است  .
  




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 12 تیر 1396 :: نویسنده : ا فکور
   ما از بدی رنج می کشیم منظورم هر نوع بدی و ظلم است و طوری هم تربیت شده ایم
که معمولا زود عصبانی می شویم و عکس العمل نشان می دهیم و معلوم نیست در زمان
عصبانیت چقدر عکس العملمان صحیح باشد .
   گاهی به هیچ شکلی نمی توان بدی را نابود کرد مگر با نابودی و این یعنی مجوزی برای
نبودی که خودش پایه گذار و توجیه کننده بدیهای بعدی است که عقلانی بنظر نمی رسد
پس باید چکار کرد و چگونه با صدمه کمتر با بدی و ظالم مبارزه نمود ؟ و این بحث حال
حاضر است راه حلی که دنبال ان می گردیم .
   وقتی می خواهیم بیابات زدایی کنیم بیابان ریشه کن نمی کنیم بلکه به ان محبت
شان می دهیم و او را اصلاح می نماییم تا جایی که محبت ما شکل زبایی از بیابان بوجود
می اورد و از ان بیابان غیر قابل تحمل و سخت محلی زیبا و دلنشین حاصل می شود و
حتی دیگر ان را بیابان نمی نامند .
   در سرزمین عجایب نیز که امروز سرزمین واقعی ماست باید به همین شیوه عمل کرد
و ییابانها را باید با محبت اصلاح نمود و خشکیها را با توجه تغییر داد و نتیجه گرفت و سر
زمین عجایب زیباییهای خود را باز گرداند کاری بزرگ با زحمتی کم سرمایه ای ناچیز .
   تکرار و تکرار سختی کار همین است که شروع کنیم بجای انکه نفرین کنیم که بدی
نابود شود دعا نماییم که خوبی رشدی سریع یابد و از برکت برخوردار شود بجای انکه با
گریه کننده برخورد کنیم اشکهای او را پاک کنیم و خنده را ترویج کنیم و بجای انکه و...
بجای انکه دیوارهای بلند سیمانی و سیمهای خاردار بکشیم ولی از شیون و هیاهو رنج
ببریم دیوارهای محبت بکشیم و هلهله شادی و محبت سر دهیم تا از زندگی لذت ببریم
و گرجه سخت بنظر می رسد ولی در عمل اسان است انقدر که تصورش سخت است.
   از امروز شروع کنیم خوبها را ترویج و خوبها را تقویت نماییم از بدی و بدها دوری نما
ییم تا خوبیها خود را نشان دهند  . این بحث را بازهم ادامه خواهم داد .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 3 تیر 1396 :: نویسنده : ا فکور
   تا کنون بسیار این دو کلمه شنیده اید خیر و شر و معمولا در ذهن خود معنایی برای انها
بوجود اورده ایم یا بوجود امده است حالا بر گردیم و بیاد اوریم چه معنا یا معانیی خیلی
ساده انقدر ساده که واقعا از اب خوردن ساده تر .
خیر را به تعابیر نیکی مهربانی گذشت بخشش و ... می شناسیم در حالیکه شاید بهتر
باشد این تعابیر را تا بهشت ادامه دهیم بهشت به معنای بهترین نیکویی ها و شر را در
مقابل ان از فساد و بدی و ظلم و... تا جهنم ادامه دهیم در این حالت قبول بهشت و جهنم
نیز بسیار راحت و ساده خواهد شد .
   نمی دانم تا کنون معنا و تعابیر این دو کلمه را اینقدر ادامه داده بودید و یا برعکس دو
کلمه بهشت و جهنم را در مقابل دوکلمه خیر و شر قرار داده بودید تا معنای واقعی انها
را بخوبی درک کنید ؟ وقتی شما در عمق خیر فرو می روید و یک زندگی سراسر خیر
داشته باشد سراسر ان را خوبی فرا خواهد گرفت چون تمام بازگشتها خیر و نیکی و
احسان در و دیوار و انسانها یعنی همه خلقت خواهد بود و اگر بدی و یا شری بسوی
ما برگردد قطعا نتیجه عمل اشتباهی است که مرتکب شده ایم و اگر ر عمق شر دست
و پا بزنیم و با گرانفروشی و کم کاری و استفاده از نادانی دیگران و تسلط نا حق بر انها
زندگی را بگذرانیم که سراسر ان را ظلم و سیاهی فرا گرفته باشد شک نکنیم که از در
و دیوار جهان و همه خلقت بر ما شر خواهد باید گاهی در اوج لذتها و اگر در جایی خیر
ی بر ما ببارد قطعا نتیجه عمل خوبی است که گاه بدون اگاهی مرتکب شده ایم و کل
زندگی برای ما بهشت و جهنم خواهد شد که گاه از خدا و همه خلقت می خواهیم
به ما فرصتی دوباره برای جبران اعمالمان داده شود و چه زیانبار و جاهلانه خواهد بود
که نفهمیده این دنیا را ترک کنیم بدون انکه فرصت پشیمانی داشته باشیم گرچه این
فرصت نیز معمولا چیزی را تغییر نخواهد داد .
   خیر و شر را در زندگیمان بهتر بشناسیم و انها را در زندگی ببینیم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 31 خرداد 1396 :: نویسنده : ا فکور
   مشکل بزرگ ما این است که زندگی را نشناسیم . کسی که شناختی از زندگی و معنا
ی ان نداشته باشد و فقط زنده بودن را یاد گرفته باشد شک نکنید که یک ریسمانی را به
اوداده اند و او در امتداد این ریسمان ادامه حیات می دهد و حتی چند متر انطرف تر یا این
طرفتر را هم حداقل نگاه نمی کند یعنی حوزه دیدش بسیار حدود است و نمی دانم چرا
بایداین را زندگی نامید .
   فاصله ادمی که زنده بودن را زندگی می نامد و کسی که به دنبال سفر به ماه است و
کسی که برای سفر بی بازگشت به مریخ و یا سایر کرات ثبت نام کرده است بنظر شما
چقدر است مثالی زدم که شاید بتوانیم فاصله دیدگاه را تشخیص دهیم .
   و دعا یعنی پر کردن همین فاصله از شناخت و خواستن تا شناخت و خواستن  اشتباه
نکنید من تکراری ننوشتم شناخت و خواستن از زنده بودن تا سفر بی بازگشت به سایر
کرات معنا دارد و دعا فاصله این دو را و تا جایی که شناخت ادامه یابد و توانا شود و
خواستن در ادامه ان قطعا بیاید پر خواهد کرد همین دعایی گکه گاهی معنای ان فقط با
دین و مذهب به ذهن ما خواهد رسید و اشکالی هم ندارد مهم دعا به معنی خواستن
است خواستنی که باید در ادامه شناخت و دانستن باید باشد .
   وقتی قدرت شناخت و رسیدن به دانایی را پیدا کنیم دریچه های جدیدی را  پیدا خوا
هیم کرد و باز شدن انه یعنی هر لحظه زیبایی و عشق را دوباره تجربه خواهیم نمود
و نمی دانم این یعنی چه عظمتی و مهم نیست این عظمت را تشخیص دهیم یا نه
مهم این است که ما به این عظمت خواهیم رسید .
   کسی که دامنه دیدش محدود باشد و یا به توانایی شناخت و درک نرسد و یا این
دامنه بسته و کم باشد حرکتهای تکراری را با لذت انجام میدهد و متاسفانه اوج دانایی
او روشن فکری دوری از معنای کلمات خواهد بود و تنها در این به اصطلاح دانایی گرفتار
خواهد شد غافل از اینکه این بحث دریچه ای به حرکت است .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 26 خرداد 1396 :: نویسنده : ا فکور
   در جوامع مختلف انهایی که انسانها را به قانع بودن دعوت می کنند یا معنای قناعت و
قانع بودن را روشن نمی کنند و یا منافع خاصی را شخصا دنبال می نمایند و به تعبیری
دیگر منافع بی حد و اندازه خود را از این راه تامین می کنند .
   اگر در دینی و یا جامعه ای قانع بودن را به معنای راه جلوگیری از فساد و حرص غیر قابل
کنترل و ازار دهنده بشر و ضامن سلامت جامعه  اموزش دهند بسیار معنای مقدس و
قابل احترام و الهی است زیرا این معنا از یک سو باعث سلامت و امنیت اجتماعی و ارا
مش اجتماعی خواهد شد و از سوی دیگر مانع تلاش و کوشش برای دستیابی بیشتر
به نعمتهای الهی و تولید و طی کردن راه کمال  نخواهد شد .
   با نعریفی که در بالا از قانع بودن کردیم و بی شک تمام انسانهای عاقل با این تعریف
در یک محدوده مشخص هم عقیده و هم نظر هستند تلاش و کوشش و خواستن نیز
به معنایی در همین قانع بودن جای خواهد گرفت چون انسان قانع زمانی قانع خواهد
شد که به خواسته خود دست یابد و در این صورت حرکت بسوی خواسته که کمال و
سعادت انسان است هرگز متوقف نخواهد شد زیرا ... .
   این روزها ایام ماه مبارک رمضان و خصوصا لیالی قدر است و به همین مناسبت دعا
و نیایش جایگاه خاصی دارد که اگر انسان این فرصت را از دست بدهد قطعا دچار ضرر
جبران ناپذیر شده است پس باید از این مناسبتها نهایت استفاده را برد و برای دعا و
خواستن تلاش کرد لحظه لحظه .
   اگر دعا را به معنای لق لقه زبان بدون درک و اندیشه تصور کنیم ذره ای ارزش نخوا
هد داشت و قطعا خداوند متعال نیز اجرا پاداش چندانی به ان نخواهد داد ولی اگر دعا
را به معنای خواستن بر مبنای شناخت و اندیشه بدانیم باید برای ان حرص زد و به
دنبال ان بود که عامل حرکت و رشد انسان است و انسانی که نداند چه می خواهد
هدفی ندارد و کسی که هدفی ندارد به جایی نخواهد رسید .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 23 خرداد 1396 :: نویسنده : ا فکور
   این ادمها کجا گناهکار شدند ؟ کی و چه کسی به انان یاد داد؟ معملا ما با اولین خطا
یک فرد را خطاکار می دانیم که اری طبیعی نیز هست ولی کمتر از خود سوال کرده یا می
کنیم که ایا واقعا او که خطا کرده است خطاکار است یا خطاکار شخص یا اشخاصی است
که اورا خطا کار بار اورده اند ؟ به همین سادگی یا یک سوال ساده و البته سوالی که به
ان حتی فکر هم نمی کنیم یا اینکه دیدن خطا کار در زمان خطا ساده ترین قضاوت است .
   تا کنون با خود فکر کرده اید که یک ادم در زمان تولد با یک سری خصوصیات ژنتیک در
یک محلی که خودش نمی داند کجاست پا به این جهان ناشناخته می گذارد و در محیط
ی که اصلا در انتخاب ان و شرایطش هیچ نقش و گریزی ندارد و توسط اشخاصی تربیت
می شود که مطلقا اگاهی انان معلوم نیست و هیچکس این توانایی و اگاهی را تایید
نکرده است و در کنار این تربیت از شرایط تغذیه و اموزشی برخوردار خواهد شد که گاه
به او یاد داده اند برای لقمه نان خشکی باید خدایی را شکر کند که نعمتهای بی حدی
برای ادمها قرار داده است .
   چرا ما فکر نمی کنیم که یک ادم خطا کار و بهتر بگویم گناهکار خود بی گناهی است
که باید دادخواهی کند و از انچه بر او رفته سخن بگوید تا او را نه تنها خطا کار ندانند بل
باید اورا کمک کرد تا راه زندگیش را بدرستی باز یابد و زیانهای اورا جبران کنند باز هم به
همین سادگی ولی به معنای تمام عالم .
   اینکه چرا این اتفاق بوقوع می پیوندد در توان و تخصص من نیست و شاید هرگز نتوا
نیم به دلایل وچگونگی ان دست یابیم ولی قطعا می توانیم با درک و شناخت بهتر از
این عالم که من و شما هم جزیی از ان هستیم شرایط بهتری برای ادامه حیات بهتر
فراهم کنیم و اینکار نه نیاز به فلسفه دارد و نه نیاز به تلاش و فهم غیر قابل انجام گاه
فقط با مطالعه و کمی فکر می توانیم راه های خوب را پیدا کنیم و انهم به همین ساد
گی و شاید بسیار ساده تر از این نوشته .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 خرداد 1396 :: نویسنده : ا فکور
   سوالی به ظاهر ساده ولی هدفی شوم پشت این سادگی مثل خیلی از زمانها انگاه که
می خواهند گمراهت کنند فریبت دهند ولی در یک قالب زیبا و فریبنده ولی دایره وار که از
هر طرف بچرخی بازهم سر جای اولت و در قعر قرار می گیری خوب دقت کنیم در ظرفی
زیبا ولی دایره وار و گردان . نتیجه اش معلوم است .
   حالا شما می خواهی ظالم باشی یا مظلوم ؟ پاسخت هرچه باشد بازنده ای فرقی
نمی کند خیلی از راه های زندگی به اینجا ختم می شوند ولی نه راه های واقعی زندگی
بلکه راه های ساخته شده بدست دکانداران به دست منعت جویان بدست فریبکاران و
سوداگران همان ظالمین واقعی که از صداقت و مهربانی مردم سوء استفاده می کنند.
   اگر بگویی می خواهم مظلوم باشم که کاری پست و ناشی از ضعف انجام داده ای و
زندگی را از اساس نابود نموده ای واگر بگویی می خواهم ظالم باشم که ضربه ای چبران
ناپذیر بر انسان و انسانیت زده ای که تا نسلها همه تاوان این حرف و نیت را خواهند
پرداخت پس این بازی دو سر باخت است و تها برنده ان سوال کننده  بازیگر اصلی است
که برای چپاول بشریت نقشه کشیده است .
   من نه می خواهم ظالم باشم و نه مظلوم و نه وجود ظلم را قبول دارم و اعتقاد دارم
همه ما در گردابی گرفتار شده ایم که فرار از ان امکانپذیر نیست و همه بازنده اعمال
خود هستیم یا اعمال گذشتگان که اغلب نا دانسته زیباییهای زندگی و نعمتهای الهی
را ندیده اند و کفران نعمتهای الهی بدون شناخت انها نموده اند و ان شده است که
می بینیم و این طبیعی ترین تعریفی است که می توان از انچه هست نمود .
   ما می توانیم خود را از گرداب ظالم و مظلوم خارج کنیم با نفی ظلم با دوست
داشتن و مهر ورزیدن با گذشت صحیح و احقاق حق با انتخاب علم و دانش و با وقبول
واقعیتها و حقیقت خیلی کار سختی نیست فقط باید خودمان را دوست داشته باشیم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 12 خرداد 1396 :: نویسنده : ا فکور
   صحبت از قدرت خدایی کردیم که باورش بسیار مشکل است و اصلی ترین دلیل این باور
نکردن اموزه های ماست یعنی انچه در ضمیر اگاه و نا خود اگاه ماست و برای موفقیت باید
این اموزه ها را تغییر داد و اموزه های جدید جایگزین انها نمود .
   ما به راحتی در علوم خصوصا علم فیزیک تغییر را می پذیریم نظریه های انشتین یا هر
دانشمند دیگری را بعد از سالها به راحتی نمی پذیریم و رد یا اصلاح می کنیم ولی موضوع
غرق بودن خود در یک انرزی بی کران را به راحتی نمی پذیریم و ضعف جسمانی بی
دلیل خود را که از یک زمانی به دلیل گوشت نرم و استخوانهای ظریف و زیبایی موجود
شخص یا اشخاصی به ما گفته اند باور کرده ایم و به هیچ شکلی از مغز و باور ما خارج یا
اصلاح نمی شود یا نمی گذارند بشود یا شرایط اصلاح را از بین می برند . چرا ؟
   معلمان ما در معنی کلی انان که می داستند یا نمی دانستند انان که می فهمیدند
یا نمی فهمیدند انان که از این راه نان می خوردند یا به دلیل درک نکردن و کوچکی مغز
اینگونه می گفتند بشر را از قدرت عظیم موجود در عالم جدا کردند و او را به موجودی
ضعیف و بی پناه و محتاج به کمک و درمانده تبدیل کردند در حالیکه این نبوده و نیست .
   تا کنون چند فیلم از عالم موجود دیده اید ؟ و تصور شما از اندازه کره زمین در این
عالم چقدر است ؟ و این یعنی قدرت غیر قابل تصور قدرت بی کران و بی انتها قدرتی
که من و شما جزء ان هستیم به همین راحتی یعنی من و شما در هیچ صورتی
نمی توانیم از ان خارج شویم حتی وقتی می میریم و تنها از شکلی به شکل دیگری
تبدیل می شویم به همین سادگی ولی چرا این مطلب ساده را باور نمی کنیم این
مشکل اصلی ماست .
   من و شما هرچقدر قدرت و توانایی داشته باشیم تا توان فکری و هدایتی ان را
نداشته باشیم ان قدرت نه تنها بکار نخواهد امد بلکه ممکن است بودنش هم باعث
مزاحمت باشد دقیقا وجود قدرت عظیم خدایی در من و شما نیز تا مغزمان باور
نکند و هدایت انرا بدست نگیرد بکار نخواهد امد و می تواند اسباب زحمت شود .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 59 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :