فکر می کنیم تا زندگی کنیم
 
فکر می کنیم تا زندگی کنیم
جمعه 16 فروردین 1392 :: نویسنده : ا فکور
Hello,
Have we ever thought about the brain, thinking and their role in our life?
Do we know more than ninety percent of our daily works are habits and based on what we learnt?
How many minutes do we think daily about what we are going to do?
Do we really know the correct technique for thinking?
We make these topics as open discussion subjects to hear your ideas. The results can be useful for everybody.
As there is definitely a solution for any problem in the world, and we believe that this is the best way to find a solution, please share your idea with us.
.


سلام ایا تاکنون در مورد مغز و فکر کردن و نقش ان در زندگی خود فکر کردهایم؟
ایا می دانیم ما بیش از نود در صد کارهای روزانه خود را بر اساس عادت و اموخته ها انجام می دهیم و حتی از اموخته های خود بخوبی استفاده نمی کنیم؟
شما چند دقیقه در روز برای انجام کارهای خود فکر می کنید ؟ آیا راه و شیوه فکر کردن را به درستی اموخته ایم و یا شاید جزو کسانی هستیم که گمان می کنند
"فکر نکن پیر می شی" ؟
ما این موضوع را به بحث می گذاریم تا از نظر شما بهره مند گردیم و نتیجه ان برای همگان قابل استفاده باشد.
 چون راه حل تمام مشکلات عالم از همین مسیر بدست می اید و هیچ مشکلی بدون راه حل در عالم وجود ندارد.
لطفا نظر خود را اعلام فرمایید.




از دوستانی که به حسب علاقه یا کنجکاوی به این وبلاگ سر می زنند دعوت می کنم چنانچه علاقمند به مطلب خاصی هستند اعلام نمایند تا همان موضوع با همه در میان گذاشته شود همچنین اعتقاد بنده این است که عقل پایه و اساس زندگی است و کسی که از عقل خود استفاده می کند بهترین زندگی را خواهد
داشت و در زندگی چه در این دنیا و در اخرت برنده خواهد بود و مغز انسان قسمتی از قدرت لایزال الهی
است که ما باید از ان استفاده کنیم و تلاش بنده در این وبلاگ و در این ارتباط مشترک ان است که خودم و
دوستداران را بر مبنای عقلانیت و با استفاده از قدرت بی نهایتی که در اختیار ماست و کمتر انرا شناخته
ایم و از ان استفاده کرده ایم به کمال و سعادت کامل برسانم یا بهتر بگویم برسانیم چون ما همراه هستیم پس با هم برای استفاده از مغز خود و در اختیار گرفتن توان و قدرت ان حرکت می کنیم و به قسمتی از
قدرت لایزال الهیدر جهت خیر و صلاح و رسیدن به کمال دست خواهیم یافت با هم همراه شویم














نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 28 آبان 1396 :: نویسنده : ا فکور
   بسیاری از مشکلات ما همانطور که بارها گفته ام از فرهنگ و پیشینه و ضرب المثلها و
کلا اموزه های ماست چیزهایی که راه اصلاح انها معمولا یا بسته و یا بسیار دشوار است
و ما نا خود اگاه از انها تبعیت می کنیم .
   خود کرده را تدبیر نیست . چرا کدام عقل سلیمی این را می گوید یا تایید می کند اگر
انسان اشتباهی کرد یعنی دنیا به پایان رسیده است ؟ قطعا اینطور نیست و زندگی ادا
مه دارد همانگونه که میلیاردها سال است که زندگی با تمام اتفاقاتش ادامه یافته است
با وجود قدرتهای بزرگ ادمهای نابغه جنگهای بی سرانجام دیکتاتورهای غیر قابل توصیف
اتفاقاتی که هنوز برملا نشده اند و ... ولی زندگی هنوز ادامه دارد و کسانی ضرر کردند
که باور کردند خود کرده را تدبیر نیست در حالی که بقول دوستی وقتی راه توجیه با باشد
پیدا کردن راه حل هم امکانپذیر است .
   وقتی تو هنوز زنده ای و می توانی فکر کنی و از عقلت استفاده کنی یعنی می توانی
راه حل مناسب را پیدا نمایی و راه حل همیشه به معنی بدست اوردن تمام خواسته فرد
نیست چون این خود خواهی صرف است و من نمی گویم می توان خود خواهی را به سر
انجام رسانی چون موفقیت در ارضای خود خواهی نتیجه مناسب نیست .
   ایا تا کنون فکر کرده ایم اکثر اتفاقات بد و نا گوار نتیجه اشتباه خودمان است . ساده
لوحی بی فکری سستی و تبلی برای تحقیق اعتماد بی مورد مشورت نکردن با اهل فن
بی توجهی بهره نبردن از دانایی و علم خود غرور نا بجا و ... همه و همه عوامل اصلی
مشکلات تک تک ماست و به راحتی باید گفت اکثرا اتفاقات بد و ناگوار خود کرده است
و دیگران کمترین تقصیر را دارند .
   پس خود کرده را تا هستیم تدبیر هست باید اموخت و اشتباهات را اصلاح کرد و برای
مشکلات راه حل پیدا کرد .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 آبان 1396 :: نویسنده : ا فکور
   زنگی می کنی ؟ واقعا از زندگی خودت راضی هستی ؟ ایا این رضایت ناشی از تلاشی
است که کرده ای و نتایج این تلاش خستگی ناپذیر یک اورده حلال و شیرین است ؟ اگر
تمام پاسخها مثبت است بسیار عالی است و من امیدوارم شما در نعمتهای حلال و
دلچسب و گوارای خداوند بر اساس شایستگی و دانایی و تلاش خستگی ناپذیر غوطه ور
باشید و هرگز شادی از زندگیتان به هیچ دلیلی حتی مرگ دور نشود .
   مشکل زمانی بوجود میاید که ما ضعفهای خود را زیر ایرادهای مختلف به این و ان و
ناسپاسی از خداوند و چتر بی عدالتی پنهان می کنیم . در حالیکه کمتر می خواهیم
خودمان را علت عمده گرفتاریها بدانیم .
   قصد من از بیان این مطالب تاکید و یاد اوری قسمت دوم مطلب است گرچه قسمت اول
هم بحث زیادی دارد که در حال حاضر از ان چشم پوشی می کنیم .
   باید بیاموزیم که مشکلات زندگی را گردن این و ان نیندازیم و بدانیم برای بهبود زندگی
خود باید تلاش کنیم برای بهترینها برای بیشترینها و سعادتی که خداوند از ما خواسته
است این مهم است این شادی زندگی را به دنبال خواهد داشت .
   فهم ودرک خود را بالا ببریم کارهایمان را به خدا نسپاریم بلکه خدا را در کارهایمان
شریک و همراه کنیم و یقین کنیم خداوند قدرت و نیروی ما برای حرکت و تلاش و موفق
شدن است پس فکر و اندیشه و عقلانیت را برای بهبود زندگی خود بکار گیریم .
   مسوولیت خود را برای بهبود زندگیمان بپذیریم و بدانیم در مقابل خود و اعضای
خانواده و تک تک افراد جامعه مسوول هستیم و بهیچوجه امکان فرار از این مسوولیت
نداریم حتی اگر خود را به حماقت بزنیم . یقین داشته باشیم دنیا دارای نظمی اگاهانه
و غیر قابل تصور است که با ما همان خواهد کرد که ما با دیگران کرده ایم حتی اگر ما
ظاهرا نفهمیم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 11 آبان 1396 :: نویسنده : ا فکور
   قدیما اگر یادتون باشه که هست می گفتند طرف کره خر میاد و خر میره یا از دنیا میره
یا می گفتند خوش بحال دیوونه
و اینجور جملات و معنا ها که خوب شاید خیلی درکش نمی کردم
تا حالا که سنم بالا رفته و به همین دلیل تجربه لازم برای درک بعضی مثلها و منظورها را از جمله انچه
اشاره شد را پیدا کردم .
   فهمیدن با شنیدن خیلی فرق می کند به فاصله صفر تا سد وقتی شما یک جمله یا متنی را برای یک
نفر می گویی اگر کر مطلق نباشد حتما انرا می شنود همانطور که احتمالا یک حیوان بر اساس شنوایی
انرا می شنود ولی اینکه شنونده چقدر ان مطلب شما را بفهمد مهم است و البته به مطلب بستگی دارد
و این مشکل من و شما و جامعه ماست که ان جملات ریشه در این فهمیدن دارد .
   ادمهایی که می فهمند زجر می کشند چون در بین یک جمعیت بزرگی زندگی می کنند که انچه باید
بفهمند را به میزان لازم نمی فهمند مثل افرادی که به زور و علیرغم مخالفت بقیه سوار اسانسوری
می شوند که ظرفیتش تکمیل است و بهیچ عنوان نمی توانی به انها بفهمانی که اینکار صحیح نیست
و قرار نیست هر بار این اسانسور سقوط کند بلکه شرایط نا امن بوجود میاید و دلهره و استرس روزگار
همه را سیاه می کند و نتیجه نفهمیدن و استرس بلافاصله ظاهر نمی شود بلکه ریشه جامعه را بتدریج
خشک می کند و بازهم کسی دلیل گرفتاریها را نمی فهمد . خیلی ساده در مورد رانندگی و این همه
تصادف و این امار مرگ و میر و قطع عضو و هزینه های سر سام اور پزشکی و تعمیرات و ... و گوش
همه می شنود ولی همه نمی فهمند و کسی هم به این واقعیت توجه نمی کند .
   مشکل از زمانی اغاز می شود که می فهمی و حالا می خواهی بفهمانی و یا انتظار داری با وجود
این همه ادعای فهم و درک حداقل تا حدودی بفهمند ضرورت نظافت رعایت بهداشت رعایت حقوق
دیگران صرفه جویی در مصرف انرژی و ... احترام به عقاید یکدیگر دخالت نکردن در کار هم قضاوت نکر
دن دیگران و... ایا فهمیدن اینها کار سختی است ؟ البته بلافاصله همه به اتفاق می گوییم نه و ما که
خوب می فهمیم ولی اگر همه ما و یا اکثریت می فهمیدیم پس این همه مشکل چرا در جامعه وجود
دارد ؟ کمی واقع بین باشیم و صورت مساله را پاک نکنیم مشکل نفهمیدن من است این اصل مشکل
است و زمانی که من نفهمم نه تنها نمی توانم مشکل را حل کنم بلکه هر روز گره تازه ای بوجود می
اورم و نتیجه اش همین وضع است .  پس خوش بحال دیوونه البته نه کسانی که خودشان را به دیوو
نگی می زندد چون انها خوب می فهمند .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 9 آبان 1396 :: نویسنده : ا فکور
   عادات داریم از واقعیت فرار کنیم . نمی خواهیم مشکلات را قبول کنیم تا بشکلی انها را
حل نماییم و نتیجه اش می شود همین اش و همین کاسه ای که هست . حالا ریشه
مشکلات کجاست این را دریابیم .
   هر جامعه ای دارای فرهنگی است که همراه اوست و فرهنگ به معنی مجموعه عادات
و رفتارها و اموزه های ان جامعه که بصورت عمومی حاکم است و این فرهنگ بصورت ذاتی
ناخود اگاه و یا بهتر بگوییم در ژن ما همراه تک تک ماست و ما از انها تبعیت می کنیم .
   این فرهنگ در همه احاد جامعه تقریبا یکسان است مگر کسانی که به اشکال مختلف
از این فرهنگ فاصله گرفته اند و طبعا در بعضی رفتارها با عموم مردم متفاوتند مثلا کسی
که حدود ده سال از کشور و این فرهنگ فاصله گرفته و به کشور توسعه یافته هجرت کرده
است در بازگشت بعضی رفتارهای درست مثل رعایت بهداشت فردی و عمومی و یا رعا
یت حقوق عمومی و خصوصی افراد و یا نظم در رانندگی و دوری از غیبت و قضاوت در مورد
دیگران و پرهیز از دخالت در کار افراد جامعه و ... را از انها اموخته است و تا مدتی انها را
رعایت می کند ولی اثار فرهنگ ایرانی او بطور کامل از بین نرفته است و گاه ناخود اگاه
خصوصیات فرهنگی گذشته را در رفتارهای او می توان دید مثل منفعت طلبی فردی و ...
به تعبیری ساده باید گفت ما گرفتار فرهنگ غلط گذشتگان خود هستیم که باید انها را
در طول زمان اصلاح نماییم و این مربوط به همه افراد می گردد.
   شناخت منافع دراز مدت مدارا کردن با هم و حفظ حقوق تمام افراد جامعه احترام به
عقاید دیگران قضاوت نکردن و سرک نکشیدن در امور دیگران راست گویی و درست کردار
ی و معیارها و رفتارهای یک جامعه سالم چیزی است که باید بشناسیم و بین خود
تقویت کنیم و یقین بدانیم اگر اینگونه شود تمام مشکلات جامعه اعم از سیاسی و
اقتصادی و اجتماعی حل خواهد شد و رشد جامعه بسوی سعادت از انچنان شتابی
برخوردار خواهد شد که تصورش نیز سخت خواهد بود .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 4 آبان 1396 :: نویسنده : ا فکور
   زود فریبمان می دهند انقدر ساده که متوجه نمی شویم به این شیوه تمام هستیمان را
برده اند و این فریب با یک جمله پر احساس انجام میشود شما مردم خوبی هستید تو ادم
بسیار خوبی هستی به همین سادگی و من گول می خورم خر میشوم یا خرتر میشوم
چون اگر خر نبودم که عنان اختیارم را به ادمهای بی لیاقت واگذار نمی کردم .
   من چطور ادم خوبی هستم که حق دیگران را بسادگی می خورم و لذت هم می برم
و خودم را زرنگترین فرد می دانم در رعایت نظافت خیابان و شهر و ساحل دریا به اندازه
یک گاو فهم و شعور ندارم موقع رانندگی نه تنها حقی برای کسی قایل نیستم بلکه منا
فع خودم را هم تشخیص نمی دهم و و... .
   وقتی می خواهند مرا خر کنند و حقم را بخورند و من صدایم در نیاید طوری می گویند
شما انسان خوب و واذسته ای هستید که گویی من از عین بهشت امده ام و اصلا در این
کشور زندگی نکرده ام در حالیکه اگر بگویم چرا باید مشکل گرانی پیاز توی این کشور حل
نشود می گوین یعنی خودت نمی فهمی ؟ تو شعور نداری اگر داشتی برای پیاز حرف
نمی زدی این کشور این همه مشکل دارد حالا تو از پیاز حرف می زنی ؟
   من ادم خوبی نیستم بدون تعارف شما هم نیستید کم و زیاد دارد ولی ... چون ما
اینطور بار امدیم که به سادگی قبول کنیم راضی به رضای خدا باشیم بدون اینکه بدانیم
خداوند حقخواه است و هم او دستور داده که از حقت نگذر ولی ما خیلی راحت فریب می
خوریم مالمان را می برند و اختلاسهای نجومی صورت می گیرد چیزهایی که باور کردن
انها هم سخت است و ما براحتی قبول می کنیم و بخدا واگذار می کنیم و اینطوری
میشویم ادم بسیار خوب در حالیکه ما تصلا ادمهای خوبی نیستیم و همان دزدها و
چپاولگرها هم از ما هستند از جنس خودمان که فرصت گیرشان امده اگر همین فرصت
را ما هم پیدا کنیم چه بسا از انها بدتر هم باشیم .واقعا غیر از این فکر می کنید .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 آبان 1396 :: نویسنده : ا فکور
   درد زیاد است دردسر هم زیاد گرفتاری و بدبختی و نهایتا ناراحتی و نا امیدی و من می
خواهم امید را زنده نگهدارم خدا را .
   چگونه در تمام نا راحتیها و اوج نا امیدی خدا را داشته باشیم و شک نکنیم به ما کمک
خواهد شد ؟ این سوال سختی است که هر کس پاسخی از دریچه دیدگاه خود به ان می
دهد و من هم از پنجره دیدگاه خود می خواهم امید را یا همان خدا را در کنار خود حفظ
کنم ولی چگونه ؟ و شما چه راهی دارید ؟
   بهترین پیشنهادی که در این مورد دارم این است که خداوند مظهر شادی و موفقیت
است و ما این را باور کنیم خداوند مظهر شادی و موفقیت است .
   داشتم یک فیلم خانوادگی نگاه می کردم که به اشکال مختلف و با بیانهای متفاوت
بدبختیها را در نهایت زیبایی نشان می داد و در لابلای این همه بدبختی که گاهی در
به تصویر کشیدن انها با محدودیت روبرو بود همه چیز را به استیصال و ناتوانی می کشا
ند و راهی جز مرگ باقی نمی گذاشت در حالیکه این هدف زندگی نیست و گرچه انتها
ی زندگی در حال حاضر مرگ است ولی مرگ زمان مشخصی ندارد و می توان نتیجه
گرفت که زندگی ادامه دارد .
   چرا بدبختیها را نیز با حنده و شادی به رخ نکشیم ؟ چرا گرفتاریها را با شادی کمرنگ
نکنیم ؟ چرا با خنده و شادی سر یکدیگر داد نزنیم تا قابل تحمل شویم و نهایتا چرا خدا
را از کنار خود می رانیم و تمام بدبختیها با دور شدن خدا نمایان می شود .
   کمی مسخره یا بی معنی و یا سخت بنظر میرسد و خوبی پیشنهاد همین است
دلم می خواهد کمی فکر کنیم و این همه بدبختی را با خنده بگوییم و داد بزنیم
در اینحالت به کسی بر نمی خورد حتی اگر بگویند ما دیوانه ایم ولی دیوانه دانا
خیلی بهتر از عاقل نادان است . این هم جای فکر دارد .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 28 مهر 1396 :: نویسنده : ا فکور
   بعضی وقتها به ما دیگری خطاب می کنند مثل زمانی که در کشور دیگری هستیم و یا
ما خودمان را دیکری و غریبه می دانیم و بماند که گاهی در کشور خودمان ودر بین هموطنا
ن و همزبانان و همکیشان خودمان دیگری هستیم و این کشنده است .
   ولی واقعا ما کی و کجا دیگری هستیم دیگری واقعی ؟ ایا تا کنون به درستی در این مورد
فکر کرده ایم یا نه ؟ بنظر من در کشور دیگری بودن خیلی باعث دیگری بودن نمی شود زیرا
محل تولد و والدین متفاوت و زبان و اختلاف رنگ پوست اصل ادم و انسان بودن را زیر سوال
نمی برد پس من هم مثل همه یک انسان هستم که از مجرای خلقت پا به این جهان گذا
شته ام و ... و اگر کسی دلیلی بر رد این ادعا دارد ارایه نماید .
   انچه نعمت الهی در عالم بشکل معلوم یا پنهان از بدو خلقت تا کنون برای مخلوقات قرا
ر داده شده است متعلق به همه خصوصا کسانی است که برای انها تلاش می کنند و تلا
ش شرط خودی و دیگری بودن انهم با شرایطی خواهد بود نه هیچ چیز دیگری و ابلهانه
است اگر من حق خود را در مرزهای جغرافیایی و یا تقسیمات سیاسی محدود نمایم .
   دیگری من هرگز در هیچ جای این عالم دیگری نبوده و نخواهم بود مگر انکه حق خود را
نشناخته باشم و یا از اعتماد بنفس لازم برای احقاق حق خود بر خوردار نباشم که در هر
دو صورت مشکل از نادانب و ضعف من است و من باید تلاش نمایم این ضعفها را از بین
ببرم که هرچه می شود از مجرای همین ضعفهاست حتی زمانی که ظلمهای بزرگی بر
من اتفاق می افتد .
  وقتی ما حق خود را بدرستی نشناسیم و یا عنان اختیار خود را به غیر واگذارنماییم
و از اعتماد به نفس کافی برای احقاق حق خود برخوردار نباشیم نتیجه اش ان می
شود که برای گذران یک زندگی بخور و نمیر زیر یوغ ابلهانی قرار گیریم که تحمل وجود
انها غضب خداوند و سیاهی روزافزون زندگی را به همراه خواهد داشت پس من هرگز
دیگری نیستم و من دارای حق کامل الهی هستم .






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 21 مهر 1396 :: نویسنده : ا فکور
   در کشوری زندگی می کنیم که شعار و رجز خوانی سر به اسمان کشیده و گرچه نام خدا
همه جا گفته و دیده می شود ولی در کمتر جایی وجود خدا را احساس می کنی خدا به
معنای جمیع خوبی ها و زیباییها چرا ؟ ایا شما هم به این مساله پی برده اید ؟
   مگر نه اینکه خداوند منشا و جمع تمام خوبیهاست و دنیا با خوبی بسوی عدالت و سعاد
ت خواهد رفت و در نهایت به کمال که همان اوج خوبیها و عدالت که خداوند است خواهد
رسید پس چرا ما با خدا فاصله زیادی داریم ؟
   گذشت و مهربانی و محبت و عشق به انسان و انساتیت گم شده است و دیگر معنایی
ندارد در مقابل انتقام و نفرت و ظلم به دیگران با هر توجیهی و مال مردم خوردن و دزدی و
بی رحمی در جای جای شهرها  و حتی روستاها دیده می شود فقط به این دلیل که از
خداوند مظهر خوبیها دور شده ایم و شاید فقط به خداوند قاهر نزدیک شده ایم انهم قهاری
که در تصور و درک ماست و از قهر و غضب خداوند استفاده می کنیم تا امیال خود را انطور
که نفس شیطانی ما دستور می دهدبذاورده کنیم و این یعنی بدبختی مطلق بدون باز
گشت راهی به اسفل السافلین .
   چه فرهنگ و عاداتی بر این مردم حاکم شده است ؟ اخلاق در کدام قسمت این جامعه
اجرا می شود ؟ کجا می توانیم روابط انسانی را ببینیم ؟ کدام روز ما بدونتهمت و افترا و
غیبت و سرزنش دیگران سپری شده است ؟ صله رحم و محبت بی چشم داشت را می
شناسیم؟ تظاهر و تظاهر تا کی در حالیکه فقر و فلاکت هر روز تعداد بیشتری را به نابود
ی می کشاند ؟
   خدای واحد انقدر مهربان و رحمان و رحیم است که نعمتهای بیشمار خود را قبل از
خلقت برای ما قرار داده است و دینی که برای هدایت ما فرستاده است بهترین و کامل
ترین است ولی چرا ما چهره دیگری از دین و خدا که این همه زیبایی و نعمت و برکت
زندگی هستند نشان می دهیم ؟ و این ریشه بی اخلاقی ها و دور شده از اخلاق
است چیزی که همه باید با ان مبارزه کنیم و ابتدا باید انرا بشناسیم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 20 مهر 1396 :: نویسنده : ا فکور
   چقدر نوشتن انسان را ارام می کند حداقل روبرویت کسی نیست یا نمی دانی کیست
به هر حال فرقی نمی کند وقتی دلت می گیرد و غصه سراسر وجودت را پر می کند یک
شکلی باید خودت را ارام کنی تخلیه کنی نمی دانم شاید بهترین راه نوشتن باشد .
   حالا از چی ناراحتم ؟ از خودم از ندانستنهایم از نفهمیدنهایم از بی شعوریم از بی
... و خلاصه در یک جمله از ابله بودنم که همیشه هستم انقدر که کم کم بفکر افتاده ام
از ابله بودنم بنویسم که من چقدر ابله بوده ام و چقدر ابله هستم و این ابله بودن چه
بر سر من و دیگران اورده است خصوصا بر کسانی که من برای انها تصمیم گرفته ام یا
انها را راهنمایی کرده ام .
   بازهم شما خیلی متوجه نشدید ؟ حالا یک شکل دیگر به بررسی حکایت این ابلهی
بپردازیم ایا دور و بر خودتان در خیابان در شهر دقت کرده اید ادمهای مختلف ادمهای بی
هدف یا هدفدارانی که بی هدف برای دیگران نقشه کشیده اند بدون انکه بدانند خود
انها نیز در این دیوانه بازار هدف هستند ایا این نتیجه ابلهی من و ما نیست ؟
   وقتی با ادمهای تحصیل کرده صحبت می کنی یا ادمهای با تجربه پیر یا جوان فذقی
نمی کند همه بیراهه میروند البته میرویم و این نشانه چیست ؟همه امید واهی دارند
انهم نه بخودشان بلکه به دیگران یعنی هرکسی منتظر است دیگری کاری کند و در
این حالت خودش بفکر همراهی با او نیست بلکه به فکر منفعت حاصل است یعنی
بدترین فکری که می شود داشت یا نداشت .
   حالا کمی به معنی حرف من نزدیک شدید ؟ در حالیکه می دزدیم دزدی را نفی
و در مورد اثرات زیانبار ان سخنهای مستدل می گویم ایا این جز ابلهی معنای دیگری
دارد ؟ پس من می خواهم بنویسم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 مهر 1396 :: نویسنده : ا فکور
   انسانها نیاز روحی دارند مثل جسم که به انواع غذا و ... نیاز دارد و این نیازها ضرورت یک
زندگی خوب است یک ضرورت سلامت چامعه فقط باید درک کنیم .
   اگر انسانها تشویق نشوند و نیازهای روحیشان تامین نگردد برای جبران این کمبود کار
هایی انجام می دهند که نتیجه اش غیر قابل جبران و گاهی غیر قابل تصور است شاید
به جرات بتوان گفت عمده دزدیها اختلاسها و سایر جرایم حتی چنگها نتیجه عدم تشویق
و سرخوردگی روحی انسانهایی است که خواسته اند خود را برای خود و دیگران اثبات
کنند که هزینه این اثبات را جامعه گاهی به شکل هنگفتی پرداخت کرده است .
   بیاموزیم که فرزندان خود را مورد احترام قرار دهیم و انان را به ازای کارهایشان خصوصا
زمانی که تلاش لازم را کرده اند تشویق کنیم چیزی که شخصیت و اعتماد به نفس انان
قطعا کامل و تقویت خواهد نمود و انها و جامعه را در اینده از اسیب مصون خواهد داشت.
   بیاموزیم و بخاطر بسپاریم که قدردانی از یکدیگر و احترام و محبت و ... نیازهای اولیه
یک جامعه است و قطعا بیماری و افسردگی احاد یک جامعه قطعا شرایط مناسبی برای
زندگی حتی اندک افراد سالم فراهم نخواهد کرد .
   بیماریهای روانی و کمبودهای روحی به راحتی قابل تشخیص نیستند و درمان انها نیز
بسادگی امکان پذیر نیست و رسیدن به یک جامعه سالم و رو به سعادت از کوچکترین ان
یعنی خانواده دو یا چند نفره تا کشور و حتی جهان بی شک مستلزم رفتار صحیح و اموز
ش دیده احاد ان است .
   فشارهای روانی ناشی از عملکرد یک مسوول استانی تا کشوری و حتی جهانی تا
وقوع تنشهای سیاسی و جنگ سرد و حتی جنگهای منطقه ای و ... هم تاثیر خود را بر
زندگی همه مردم ان منطقه خواهد داشت و این یعنی نیاز به رفتار اگاهانه در تربیت
افراد اطراف و ... .
وقتی می توانیم با یک تشویق و یا تشکر و احترام که نه تنها غالبا ضرری ندارد جامعه
و انسانها را برای سالم بودن تقویت کنیم چرا از اینکار غافل می شویم و نهایتا خودمان
تاوان این ندانستن یا بی توجهی را حتی با جانمان می دهیم . چرا بخاطر ندانستن ؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 7 مهر 1396 :: نویسنده : ا فکور
   دوست دارم دلم می خواهد نمی دانم چه کلماتی بکار ببرم تا منظور و خواسته ام را
بیان کنم و می دانم بسیار سخت است ولی دلم می خواهد همه باهم باشند و تنها
شادی را با هم تقسیم کنند و دشمنی و نفرت و بدبختی را که حاصل خودخواهی و غرور
و صفات غیر الهی و غیر انسانی است را دور بریزند .
   کدام فکر پلیدی اختلاف را شروع و بیان کرد .کدام ادم خبیثی از خدا فاصله گرفت و بد
خواهی برای دیگران را به اسم خدا بر زبان جاری ساخت ؟ و شروع این غرور و خودخواه
ی و قدرت طلبی کجاست چرا تاریخ جرات نمی کند واقعیت را بنویسد یا تاریخ را هم
کسانی می نویسند که تابع زورمداران و ظاهر فریبانند ؟
   بنظر تو چه اشکالی داشت همه در صلح و صفا و بهره مند از این همه نعمتهای بی
انتهای خداوند زندگی می کردند و تاریخ فقط زیباییها را به رشته تحریر در می اورد و
فاصله ها انقدر زیاد نمی شد که نتوانند یکدیگر را ببینند .
   باید دلیل این ظلمها را پیدا کرد شروع تاریخ را پیدا نمود اولین نگارنده اولین کسی که
نفهمید ولی نوشت اولین کسی که فریب خورد و بر اساس نفهمیدن هرچه گفتند را
نوشت یا دلش سوخت و نوشت و بنای کج و ظلم را پایه گذاری کرد بعضی وقتها نمی
فهمی و حتی از روی نیت خیر پایه گذار ظلم می شوی .
   به هر حال دلم می خواست خونها ریخته نمی شد انسانهای بی گناه از بین نمی
رفتند استعدادها فرصت شکوفایی می یافت و شاهد این همه فقر و گرسنگی نبودیم
و بدتر از همه ظلم و جور به اسم انسانیت و خیر خواهی انجام نمی شد و حداقل
این منت همراه ظلم نبود گرچه فرق زیادی برای مظلوم ندارد و هیچکس خود را ظالم
نمی داند و در طول تاریخ اینگونه بوده است .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 4 مهر 1396 :: نویسنده : ا فکور
   این دنیا هرجه تصور کنیم هست . این عبارت معانی زیادی در خود جای داده است که ان
هم شگفت انگیز است دقیقا مثل ظاهر عبارت . پس می توان ساعتها یا روزها در مورد ظا
هر و یا باطن ان فکر کرد ئتصویر ساخت و فهمید و درک نمود و به تعبیری دنیا را ساخت .
   شاید قدرتمند ترین معنای این عبارت رسیدن به خداوندی است با قدرت لایزال و بی ما
نندهمو که همه چیز هست و ما هیچ تصور خاصی جز قدرت و توان نا محدود و هزاران
صفت نیک از او نداریم و به شکلی دیگر هرکسی به نوعی اورا می شناسد و درک میکند
با این وصف باید خدا را شناخت یا پی به قدرت لایزال این دنیا بردو
   و اما شما چه تصوری از این عالم این دنیا این فواصل کرات سیاه چالها یا نیکی و بدی
خیر وشر محبت و غضب ظلم و یا مهربانی و ... دارید چیزهایی که حتما تجربه کرده اید .
   از هر دستی دادی از همان دست می گیری تو نیکی می کن و در دجله انداز که ایزد
در بیابانت دهد باز و یا نظم و انضباط فیزیکی غیر قابل کتمان براین جهان مستنداتی
هستند که هر یک از ما بنوعی با انها برخورد داشته ایم و البته بسیار اتفاقاتی که ما
 تصوری از انها نداشته ایم ولی در هر حال نمی توانیم قاعده کلی عالم را کتمان کنیم
 جز اینکه در کمال سربلندی بپذیریم جهان همان است که می اندیشیم یا تصور میکنیم
و تمام عالم با همه قدرتش همین است .
   حال باز هم بر میگردیم به اینکه انچه من می اندیشم یا انچه ان می سازد ویا هردو
و شاید همه هرچه هست و بنظر میرسد صحیح این معنا همین است که همه یعنی
او مرا ساخت و از قدرتش در من قرار داد و من با تصورات خود شکل جدیدی از قدرت
می سازم و نتیجه اش این است که من در این چرخه قدرت خداوندی قرار دارم .
به ظاهر کمی پیچیده بنظر میرسد ولی واقعا اینگونه نیست و جهان ساخته من است
که من ساخته او هستم .
  




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 28 شهریور 1396 :: نویسنده : ا فکور
   دور از شما باد چند وقتی است به دلیل بی حیایی و بی شرمی و زیاده خواهی چند نفر
که مالم را در ظاهر انسانهای خوب خورده اند گرفتار دادگاه و وکیل و ... شده ام که تجربه بد
و گرانی است و اما امروز سرپرست محترم اجرای احکام که اتفاقا خانم با وقار و قابل احترام
ی است حرفهایی زد که موقعیت پاسخگویی از سوی شنونده و مخاطب مادر مرده و بنده
وجود نداشت و نتوانستم این نارضایتی را در خودم نگه دارم .
   ایشان بطور خلاصه فرمودند شما ندانسته میروید مال بی زبانتان را می دهید به ادم
زباندار انوقت انتظار دارید ما یعنی دادگستری ان را از حلقوم او بیرون بکشد و از ما طلبکار
هستید این جملات این قاضی محترم در ظاهر درست است ولی ایشان وظایف حکومت
در امر قانون گذاری جامع و مانع را فراموش کرده اند که مردم اگر از قوانین خدشه ناپذیر
تبعیت کنند و قوانین انگونه باشد که انسانها را در کانالهای صحیح و درست هدایت کند و
مجرمین امکان فرار از قانون راپیدا نکنند جامعه در تمام ابعاد فرهنگی و اجتماعی و اقتصاد
ی و ... اصلاح خواهد شد ولی وضع قوانین نا کارامد و غیر جامع و مانع امکان عدم اجرای
قوانین از سوی هر مسوول و غیر مسوول و یا خود سر عمل کردن مسوولینی به اسم
شرع و دین و یا حلال شدن مال حرام با انجام کارهای خیر و پرداخت وچوهات و ... یا
برخورد نشدن با اختلاسگران بزرگ و نهایتا نا لایقی بسیاری از مسوولان کوچک و بزرگ
باعث هرج و مرج اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و ... بین مردم خواهد شد تا انجا که
میزان مرگ و میر تصادفات رانندگی و تخلفات این بخش نیز قابل کنترل نیست و هر کس
بخود اجازه می دهد برای بیرون کشیدن گلیم خود از شرایطی که هیچ ثباطی ندارد
دست به هر شیوه غیر انسانی و غیر قانونی و ... بزند ضمن اینکه برای گلیم خود نیز
اندازه ای نمی شناسد و تمام گلیمهای مردم را مثل خاوری و بابک زنجانی و بقایی
و حتی احمدی نژاد گلیم خود بدانند .
   مردم کمترین تقصیر را دارند از باب نفهمیدن و این خود تقصیر بزرگی است که نالایقها
را تحمل می کنند و مردمی که نالایقها را تحمل کنند سرنوشتی جز این شرایط را نخواه
ند داشت و خلایق هرچه لایق یا خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نخواهد داد مگر
ان قوم خودشان را تغییر دهند و ما باید خودمان را تغییر دهیم .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 شهریور 1396 :: نویسنده : ا فکور
   از کدام وضع ؟ فرقی نمی کند شما نظرتان را راجع به هر وضعی که فکر می کنید مشکل
دارید بیان کنید یا نه با خودتان بیان کنید . مهم این است که با خودتان روراست باشید چیز
ی که ما نداریم یعنی روراستی را حتی با خودمان هم نداریم و بدبختانه سر حودمان هم
کلاه می گذاریم و دست اخر چیزی بعنوان زندگی برایمان باقی نمی ماند چون زندگی را
هم نمی شناسیم و همین زنده بودن و خوردن و خوابیدن و ادا دراوردنها را زندگی می
نامیم در حالیکه این زندگی نیست .
   رفتم اداره ای گفتند رییس جدید امده و گفته برای انجام کارها باید فلان کاغذ را هم
همراه داشته باشید با خودم گفتم عجب رییس چدید بجای انکه امدنش باعث خیر و
تسریع در انجام کارهای مردم یا همان ارباب رجوع باشد یک مانع جدید را خیرخواهانه
سر راه مردم قرار داده است چرا بخاطر نااگاهی یا ترس یا بی توجهی به مردم خدا زده
خوب این مردم شکایتشان را کجا ببرند خدا که شاهد و ناظر است ولی چرا به داد این
مردم نمی رسد نمی دانم یا نمی توانم بفهمم ولی می دانم از این وضع راضی نیستم
چون در جایی نمی بینی برای سهولت کار مردم قدمی برداشته نمی شود و این یعنی
نا رضایتی و این نارضایتی را باید کسانی که دلشان برای این کشور و مردم میسوزد
بفهمند و درک کنند .
   با مثال بالا می خواستم بگویم من و شما هم باید بفهمیم و نارضایتی نتیجه فهم
است اگر بفهمیم و درست بفهمیم ناراضی می شویم می فهمیم که این رییس یا ان
رییس یا ان کارمند نمی تواند یا نمی داند که وظیفه اش را درست انجام دهد و این فهم
نیاز یک جامعه پویاست و بر همین فهم و درک می توانیم امیدوار به حرکت و رشد باشیم
و گرنه با غر زدنهای بی منطق و نا اگاهانه کار بجایی نمی رسد .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 24 شهریور 1396 :: نویسنده : ا فکور
   انسانها یا با هدفی دیگر ادمها هیچ تاثیری در مشخصات ژن خود ندارند پس به چه اعتبار
تصور می توان کرد این مشخصات را دیگران حتی بیشتر  و بهتر ندارند  و تنها خودشان بهتر
ین هستند و هیچ عامل دیگری در انچه هست تاثیر نداشته است ؟
   بی لیاقتی یا پررویی یا بی حیایی یا بی شرمی و ... را این روزها رنگ و لعاب زیبا می
دهند و با کلماتی چون شجاعت پشتکار هوش و استعداد هنر و توانایی و حتی ژن خوب
ظاهر انها را درست می کنند و یا خود را توجیه می نمایند غافل از اینکه دزدان و قاچاق
چیان و اختلاسگران و کلاهبرداران و ... همه خود را توانا و برتر و داناتر و زرنگ می دانند و با
این توجیه که خداوند این استعداد را به انها داده است حتی تایید خداوند را هم دارند .
   راستی این تواناییها و استعدادها از هر طرفی چرا برای خدمت به مردم بکار گرفته نمی
شود و سود و عایدی ان تنها منحصر به مردم نمی گردد و به تعبیری دیگر چرا منافع تنها
به چیب این ادمهای خوش خیال و خود شیفته و خود یزرگ بین می گردد ؟
   سهم خواهان از ملت به اسم سهم خواهی از انقلاب سوء استفاده از صداقت و خوش
نامی پدر و خانواده و لجنمال کردن خدمات انها و حتی ضربه زدن به این شیوه ها به
انقلاب و اسلام و کشور و ترویج بی اعتمادی و فساد در جامعه کاری است که انجام می
دهند غافل از اینکه نابودی انها را نیز به دنبال دارد .
   دارندگان ژنهای خوب صاحبان استعداد و هنر و زرنگهای این کشور لطف نمایند برای
خدمت به این مردم این تواناییهای خود را در خارج از کشور بکار گیرند و درامد حاصل را به
اینچا منتقل نمایند و لطفا بر عکس عمل ننمایند و فراموش نکنند که ژنهای خوب دارندگان
استعداد و هوش و هنر و استعداد واقعی انهایی هستند که هنر و توانایی خود را در جای
دیگر تکمیل می کنند و سرمایه ها را به این کشور می اورند انان که در کنکورها و ازمایش
های واقعی امتحان داده و انجا قدرت خود را به رخ کشیده اند وگرنه انکه در انتهای
بیغوله سیستان و یا بلوچستان شرایط ظهور توانایی خود را هرگز نیافته است گناهی
ندارد و باید مقصر این ظلم را پیدا کرد .
بیوده به خود عره نشویم و انچه هست را دستاورد خود ندانیم بلکه شرایط را باید
دلیل اصلی دانست کافی است عاقل باشیم .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 60 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :