تبلیغات
فکر می کنیم تا زندگی کنیم
 
فکر می کنیم تا زندگی کنیم
جمعه 16 فروردین 1392 :: نویسنده : ا فکور
Hello,
Have we ever thought about the brain, thinking and their role in our life?
Do we know more than ninety percent of our daily works are habits and based on what we learnt?
How many minutes do we think daily about what we are going to do?
Do we really know the correct technique for thinking?
We make these topics as open discussion subjects to hear your ideas. The results can be useful for everybody.
As there is definitely a solution for any problem in the world, and we believe that this is the best way to find a solution, please share your idea with us.
.


سلام ایا تاکنون در مورد مغز و فکر کردن و نقش ان در زندگی خود فکر کردهایم؟
ایا می دانیم ما بیش از نود در صد کارهای روزانه خود را بر اساس عادت و اموخته ها انجام می دهیم و حتی از اموخته های خود بخوبی استفاده نمی کنیم؟
شما چند دقیقه در روز برای انجام کارهای خود فکر می کنید ؟ آیا راه و شیوه فکر کردن را به درستی اموخته ایم و یا شاید جزو کسانی هستیم که گمان می کنند
"فکر نکن پیر می شی" ؟
ما این موضوع را به بحث می گذاریم تا از نظر شما بهره مند گردیم و نتیجه ان برای همگان قابل استفاده باشد.
 چون راه حل تمام مشکلات عالم از همین مسیر بدست می اید و هیچ مشکلی بدون راه حل در عالم وجود ندارد.
لطفا نظر خود را اعلام فرمایید.




از دوستانی که به حسب علاقه یا کنجکاوی به این وبلاگ سر می زنند دعوت می کنم چنانچه علاقمند به مطلب خاصی هستند اعلام نمایند تا همان موضوع با همه در میان گذاشته شود همچنین اعتقاد بنده این است که عقل پایه و اساس زندگی است و کسی که از عقل خود استفاده می کند بهترین زندگی را خواهد
داشت و در زندگی چه در این دنیا و در اخرت برنده خواهد بود و مغز انسان قسمتی از قدرت لایزال الهی
است که ما باید از ان استفاده کنیم و تلاش بنده در این وبلاگ و در این ارتباط مشترک ان است که خودم و
دوستداران را بر مبنای عقلانیت و با استفاده از قدرت بی نهایتی که در اختیار ماست و کمتر انرا شناخته
ایم و از ان استفاده کرده ایم به کمال و سعادت کامل برسانم یا بهتر بگویم برسانیم چون ما همراه هستیم پس با هم برای استفاده از مغز خود و در اختیار گرفتن توان و قدرت ان حرکت می کنیم و به قسمتی از
قدرت لایزال الهیدر جهت خیر و صلاح و رسیدن به کمال دست خواهیم یافت با هم همراه شویم














نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 28 مهر 1397 :: نویسنده : ا فکور
   شاید جوانها به دلیل تجربه کمتر نتوانند ضرورت پایبندی به بعضی اصول ازجمله اصل اولیه
اخلاق بعنوان ریشه و پایه رشد و توسعه را درک کنند ولی واقعیت امر همین است .
   زمانی که به دلیل عدم پایبندی به اخلاق بی اعتمادی و ... بوجود امد شما هرگز قادر
نخواهید بود صداقت و درستی را بر پایه های پوسیده و لرزان فریبکاری استوار نمایید و این
امری محال است و یا اگر با توسل به همان فریبکاری اینکار انجام گیرد هرگز دوام موثری
نخواهد داشت و این به معنی دست نیافتن به رشد و توسعه است .
   اگر می خواهیم به رشد با ثبات و موثر دست یابیم چاره ای نداریم که از نتایج تجارب
موفق بهره گیریم و از یکدندگی و خود سری دست برداریم .
   انچه امروز جامعه ما به ان گرفتار شده است فاصله گرفتن از اخلاف و هنر و ارزش شدن
فریبکاری و دزدی و تعدی به دیگران است و این یعنی نابودی زجر اور جامعه .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 13 مهر 1397 :: نویسنده : ا فکور
   شاید باورش سخت باشد ولی حقیقت دارد که دروغ ریشه فساد است علت نابودی است
ولی افسوس که متوجه نمی شویم و یا منافع و لذت چشمهایمان را می بندد انقدر که گم
میشویم تا انجا که غرق در فساد متوجه تباهی خود نشویم .
   با خود کمی واقع بین باشیم انسان دروغگو برای اثبات حقانیت خود به صدها دروغ و سو
گند و شیوه های غیر انسانی و واسطه تراشی و فریبکاری بزرگ و کوچک متوسل می شود
که انسان حتی از تصور انها دچار چندش و کدورت خاطر می شود و افسوس که جامعه ما
امروز گرفتار این مادر فسادهاست .
   قطعا ان روز که صحبت از دروغ مصلحت امیز شد کسی فکر نمی کرد این مصلحت به گو
ینده منحصر خواهد شد و گوینده تنها مصلحت و منافع خود را در نظر خواهد گرفت نه انکه
مصلحت مخاطب و نه مصلحت زیان اور که اصلا مصلحت نیست و نه مصلحتی که در صلاح
ان شک و شبهه وجود دارد .
   امروز دروغگویی در رفتار فردی و اجتماعی و فرهنگی و ... ریشه دوانده است و به انجا
رسیده است که اعتماد بطور کلی از میان احاد مردم رخت بر بسته است و بدبختانه به
جرات می توان گفت که نه تنها روابط عاطفی را از بین برده است بلکه نوعی حس تنفر
یا بدبینی و ... نیز بوجود اورده است و این یعنی مقدمه نابودی فرهنگی که هرگز قابل
اصلاح نخواهد بود .
   بخود اییم و واقعیتها را انطور که هست ببینیم و بپذیریم نه انگونه که دوست داریم زیرا
زمان و تاریخ برنخواهد گشت و بی شک عمر که تباه شده است و اسم نیکو نیز نخواهد
ماند و غرور شکست خورده و مغموم هرگز ترمیم نخواهد شد .
   برای بخود امدن همینها دلایل کافی و غیر قابل انکار است .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 21 شهریور 1397 :: نویسنده : ا فکور
   همه ما ظاهرا و البته قطعا باطنا دنبال خوشبختی و سعادت هستیم و کسی هم غیر از
این نمی گوید ولی در مورد تعریف خوشبختی و چگونگی رسیدن به ان اختلاف نظر داریم .
   اگر کمی دقت کنیم متوجه می شویم دزد و جنایتکار و قاچاقچی و اختلاسگر و رانتخوار
و ... که در این کشور کم هم نیستند همه ندای سعادتخواهی و زندگی مطلوب و حتی
رحم و مروت سر داده اند و چه بسا انسانهای صادق و سالم به اندازه انها ادعا ندارند پس
علت چیست و چرا سر انجام کار اینگونه است که شاهدیم .
  بی تردید هدف را گم کرده ایم و شاید کمترین تعریف از خوشبختی و سعادت واقعی
نداریم ایا از چه زمانی دزدی و فساد انسان را به سعادت و خوشبختی رسانده است ؟
از چه زمانی می توانیم اشخاصی را پیدا کنیم که از راه تقلب و فریبکاری به خوشبختی
رسیده باشند مگر همان مثال که طرف توی جنگل بود و مرتب سوال می کرد کو جنگل
و حالا طرف در منجلاب دست و پا میزند و خود را خوشبخت می داند چون خوشبختی
را نمی شناسد .
   شاید از یک یا دو کلمه برای معرفی هدف خود استفاده می کنیم مثل کلمه خوش
بختی و ... ولی در عمل هدفهای متفاوتی را اگاهانه یا نا اگاهانه دنبال می کنیم حتی
با راه های متفاوت و این اشکال اصلی این جامعه بنظر حقیر است و شکی ندارم که
باید اصلاح شویم واصلاح کنیم .
   بحث را نمی خواهم طولانی کنم و یقین دارم همه ما بخوبی و با یک اشاره از این
خواب مصلحتی بیدار می شویم و اگر غیر از این باشد هرگز بیدار نخواهیم شد و هما
ن بهتر که در این خواب بمیریم و با زجر بمیریم .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 15 مرداد 1397 :: نویسنده : ا فکور
   شرایط کنونی کشور برای مردم بسیار دشوار است گرانی لجام گسیخته رانتخواریهای
بی حد و اندازه عدم پاسخگویی به مردم دزدی و اختلاس و چپاول بی نظمی و ... همه
تنها گریبان مردم عادی و طبقه سه را گرفته است و فقط خداوند به داد مردم برسد .
   این روزها بسیار سخت هستند بخصوص برای ادمهای بیکار و کم درامد و مریض دار
و کسانی که با شرایط قبل کشور و ان محاسبات فرزندان خود را به خارج فرستاده اند و
امروز باید با این شرایط پاسخگوی هزینه ها باشند در حالیکه کسی بفکر انها نیست .
   و اما باید مسوولین شرایط سخت مردم را درک کنند و حرف مردم را بشنوند و راهی
برای مشکلات مردم پیدا نمایند و تنها با عدم پاسخگویی و وعده های بی مورد سعی بر
پاک کردن صورت مساله نداشته باشند .
   وظیفه مردم نیز این است که همه با مهر و محبت در کنار هم باشند و صدای خود را
به گوش مسوولان برسانند و مطمین باشند با بیان مشکلات قطعا مسوولان نیز برای
رفع مشکلات ارایه طریق خواهند نمود ولی بلاشک با تحمل و تحمل و بیان نشدن درد
اتفاق خاصی نخواهد افتاد و تنها درد ها عمیقتر خواهد شد .
  باید تلاش کنیم ارتباط عاطفی خود را با احاد جامعه افزایش دهیم و بدنه جامعه درد
یکدیگر را درک کند و تن واحده شود در اینصورت جامعه واقعی بوجود خواهد امد وگرنه
انسانهای دور از یکدیگر و فاقد شناخت ازدرد همنوع هرگز نمی تواند یک جامعه موفق
و پویا به سمت سعادت باشد اگر روزی شاهد بودیم که درد دیگران ما را به درد نمی
کشاند و قطره اشکی جمع نمی شود قطعا ما یک جامعه نیستیم بلکه ادمهای بی
مسوولیت و حتی ظالمی هستیم که بنا بر اجبار و ... در کنار هم قرار گرفته ایم و به
ظاهر یک جامعه را شکل داده ایم ولی هرگز روی سعادت و خوشبتی را نخواهیم دید .
   اگر تمایل به زندگی بهتر داریم واقع بین باشیم و با اراده و دانایی برای تشکیل یک
جامعه خوب قدم برداریم در غیر اینصورت این روزهای سخت هر روز سخت تر و سخت
تر خواهد شد و کار بجایی خواهد رسید که هرگز کمر راست نخواهیم کرد .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 29 تیر 1397 :: نویسنده : ا فکور
   خیلی وقته از اواز خواندن برای اردکها پشیمانم و دل دل کردم و هنوز هم می کنم که
ادامه ندم ولی هر روز با یک فکر و شاید با فریب خودم و ایجاد امید بی پایه ادامه داده ام .
   خدا وکیلی اوایل فکر می کردم اردکها هم از اواز و صدای خوش و اهنگ خوششان می
اید و زمانی که علم ثابت کرده صحبت با گلها و گیاهان اثر مثبت داره خوب طبعا اواز هم
برایاردکها یا همان مرغابیها موثر است و به این امید سالیان زیادی است که به این اواز
دلخوش کرده ام شاید در روحیه انها و در زندگیشون بطور کلی اثر بگذاره و بعضی وقتها
هم این تغییر و تاثیر را حس کردم گرچ هنوز موفق نشدم با انها صحبت کنم چون انها با
یک زبان و شیوه ای که قابل فهم برای من نیست با هم صحبت می کنند و یا حداقل
منظورشان را به هم می فهمانند و من چیزی این این نوع حرفهای انها درک نمی کنم یا
خیلی درک نمی کنم فقط احساس می کنم که اواز من گاهی بر روی انهاتاثیر داشته
ولی خوب خیلی وقتها هم فکر می کنم انها اردک هستند و این روش زندگی جزء ذات
زندگی انهاست و توقع من از انها زیاد است .
   گاهی بخودم تشر می زنم که تو تلاشت را بکن اواز بخوان با صدای بلند و گاهی با
فریاد و مطالب موزون و زیبا و سعیت را بکن شاید در گوش اردکها فرو برود گرچه گفته اند
نرود میخ اهنین در سنگ ولی امروز شرایط عوض شده و نگ را راحت سوراخ می کنند و
هرنوع میخی را در ان جای می دهند .
   البته اردکها ظاهرا شعور و فهم و درک قدرت شنیدن و... دارند و این با سنگ خیلی
فرق می کنه و اردک کجا سنگ کجا و البته اگر اردک مثل سنگ شد انوقت سوراخش
می کنند و در ان هرچه خواستند جای می دهند و هر بلایی سرش خواستند در می اور
ند که فکر نمی کنم هیچ اردکی این را بخواهد حتی از روی نفهمی .
   به هر حال با نوشتن این مطلب باز هم پشیمان شدم و هنوز امید وار هستم که اواز
من روزی اثر خودش را بگذارد و نتیجه اش تخمهای بزرگ و بزرگتر اردکها باشد که یکنف
به راحتی نتواند انها را بخورد و یک ابی هم روش حداقل تخمها توی گلوی بعضی ها
گیر کند شاید بعضی ها با ان تخمها خفه شوند و اواز من برای اردها مفید باشد .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 22 تیر 1397 :: نویسنده : ا فکور
   بنظر شما خرافه یا همان خرافات چیست ؟ ایا در زندگی به ان گرفتار هستید ؟ اصلا به
ان توجه کرده اید و بطور کلی خرافات از کجا ریشه می گیرند ؟
   یک واقعیت را نمی توان نا دیده گرفت که خرافات در نیازهای انسان ریشه دارد و هیچ
راه حل منطقی برای رفع این مشکل وجود ندارد .
   وقتی به پول ضروری نیاز پیدا کنی و هیچ راهی نداشته باشی به هر راهی و هر کاری
و هر شرطی متوسل می شوی شاید بتوانی این مشکل را برطرف نمایی یا زمانی که
گرفتار بیماری دشوار و نا شناخته شوی برای درمان ان به هر کاری تن می دهی هر چه
بگویند اگر بگوین کثافت فلان حیوان را به مقعد فلان حیوان با فلان شرایط فرو کن با وجود
انکه عقلت گواهی می دهد که این امر هیچ رابطه حداقل فیزیکی با بیماری ندارد ولی
بازهم به امید تاثیر و از انجا که هیچ راه چاره دیگری نداری انجام می دهی و این امر
یعنی خرافه و حرفهای بی پایه و اساس و دور از عقل و منطق یکی پس از دیگری زده
می شوند قوی می شوند کامل می شوند دهان به دهان می گردند و کامل و کامل تر
می شوند و در روح و روان و حتی ژن افرار جا خوش می کنند و دکان چند نبش پولساز
و معتبری برای زرنگانی خواهند شد که متولی و یا سازنده و یا میراث خور انها هستند .
   تکامل بشر پیشرفت بشر و قدرت روزافزون بشر چراغ هدایتی است که می تواند ما
را از خرافات دور کند و دکان سود جویی و فریب مردم را ببندد .
   خرافات چقدر در زندگی شما اثر دارد ؟ ایا گمان نمی کنی این خرافات افساری
است که از یکطرف بر گردن انسان و از طرف دیگر در دست کسانی است که می خوا
هند منافع مادی و روحی خود را تامین و ارضاء نمایند و بر گرده مردم سوار می شوند
   بنظر شما جایگزین خرافات چیست ؟ ایا وجود خداوندی قادر و لایزال که از روح خود
در ما دمیده و ما از همان قدرت و توان برخورداریم و کافیست بخود اییم و قدرت الهی
خود را بشناسیم بهترین جایگزین برای خرافات نیست و ایا خود شناسی سر منشا
تمام پیروزی و سعادت می نخواهد شد .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
   وقتی به مشکلات زندگی توجه خاص می کنی و یا زمانی که در گرفتاریها دست و پا می
زنی فراموش می کنی که بازهم تنها راه نجات اول خودت هستی .
   گرچه انسان از ضعف به این مرحله از تکامل رسیده است و بازهم در مسیر تکامل به جا
و مراحلی خواهد رسید که از تصور خودش خارج است ولی هم اینک نیز مظهر قدرت و ساز
ندگی در این عالم خود اوست و البته قدرتی که از قدرت الهی یا همان قدرت کاینات ریشه
گرفته است و این قدرت قادر به هر کاریست امری که ما از ان غافل میشویم .
   بحث تغییر و حتی باید گفت ضرورت تغییر که ریشه توسعه و پیشرفت است معمولا و
خصوصا در کشورهای جهانسوم به فراموشی سپرده میشود و به وضع موجود عادت می
کنیم و این درد اصلی ماست دردی که تا نابودی زندگی ما را رها نمی کند .
   شاید هنوز به قدرت و توان خود پی نبرده باشیم ولی این عین واقعیت است که من فقط
می توانم و من و من و من که به ما تبدیل میشود همان چیزی را خواهد ساخت که ما می
خواهیم همان چیزی که حق ماست .
   اگر به انچه داریم فکر کنیم و اگر کمی به پیشرفتهای بشر با دقت بیندیشیم براحتی می
توانیم به قدرت بشر پی ببریم همان بشری که من و تو نیز جزیی از ان هستیم و قطعا
صاحب همان قدرت و توان نیز هستیم بی شک .
   ایکاش بخود می امدیم و خود را باور می کردیم در این صورت می فهمیدیم که فقط خود
ما می توانیم سرنوشت خود را بسازیم و نه هیچکس دیگر .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 9 تیر 1397 :: نویسنده : ا فکور
   بنظر شما کشورهای توسعه یافته چگونه به این درجه از سعادت و خوشبختی دست
یافته اند ؟ از کشورهای دیگر به کمک انها امده اند یا ادمهای از خود گذشته زیادی داشته
اند یا خدای انها به کمکشان امده است و معجزه ای رخ داده است یا سران و حاکمان انها
کاری بسیار بزرگ کرده اند و یا همه موارد ؟
   بی شک می تواند همه انها هم باشد ولی این احتمال بسیار ضعیف است و یا هرکدا
م کمی تا قسمتی از نقش را ایفا کرده باشند که در هر صورت برای انجام اینکار نمی
توان منتظر ماند و انها نیز منتظر نمانده اند و عده ای کار را از خود شروع کرده اند و کاری
بسیار بزرگ رقم خورده است و این درس ماست .
   قطعا جهان با رشد انسان رشد کرده است و توسعه یافته است وگاهی در کمترین حد
ممکن یعنی با یکنفر یعنی با چند نفر افتادن سیب از درخت ویا کشف الکتریسیته و
موج و ... یک نفر یک نفر تلاش خستگی نا پذیر کرده اند و تلاش تا رسیدن و موفقیت
حتی اگر این موفقیت بعدا بطور کامل بدست امده باشد و اگر درخت بعد از پایان عمر من
به ثمر بنشیند و این اصل موضوع است که ما باید باور کنیم .
   سهم من و شما یا نقش من و شما در توسعه این کشور چیست ؟ ایا باید من و تو هم
در صف خرید دلار د سکه و خود رو و ... توی سر و کله خود و بقیه بزنیم و کاری کنیم که
ریشه خود را بیش از پیش بخشکانیم و یا با اگاهی تلاش کنیم از اجحاف و ظلم فراگیر
جلوگیری نماییم کاری که کمتر به ان می پردازیم .
   می گویند در این کشور کتابخوان زیاد نداریم که درست هم هست ولی این واقعیت را
نباید نادیده گرفت که انها که کتاب می خوانند نیز از ان نتیجه کامل نمی گیرند یعنی
در این کشور استدلال و تفکر معنای زیادی ندارد و خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت
شو یعنی ساده و عامیانه ترین کار و این اساس بدبختی است .
   اگر مایل به پیشرفت هستیم و اگر می خواهیم کمتر حسرت بخوریم و مورد ظلم واقع
نشویم باید از اصلاح خود شروع کنیم و این راه حل اساسی است .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 29 خرداد 1397 :: نویسنده : ا فکور
   شاید باورتان نشود که خودهم بعضی اوقات شک می کنم و باورش بسیار سخت است
که بپذیریم صلاح و راز موفقیت درستکاری و صداقت است یا کاملتر بگویم اخلاقیات در حالی
که جلو چشممان می بینیم که پر روها دغلکاران و اختلاسگران و ... خصوصا در کشورهای
جهان سوم و مثل ما کاملا موفق و پیروزند در عین حال که انسانهای اخلاقمدار را با القابی
مثل امل و عقب افتاده یا نادان و جاهل اسم می برند .
   هیچیک از ما حتی دزدها از شرایط فعلی راضی نیست و در هر صورت وضع موجود را نمی
پسندیم ولی چرا ؟ چون این وضع سر انجامی ندارد و از پایه و اساس با ثباتی برخوردار
نیست و این بسیار طبیعی است که هیچکس از اقامت انهم نسبتا طولانی در خانه ای که
سقف ان هر لحظه امکان ریزش دارد لذت نمی برد حتی احساس امنیت نمی کند و این
دلیل بزرگی بر ناراضی بودن همه از شرایط موجود است .
   حال چگونه اخلاق ناجی ما خواهد شد ؟ بسیار ساده است اخلاق دروغگویی و حسادت
و فریبکاری و دزدی و ... از جامعه دور می کند و بر عکس صفات پسندیده مثل گذشت
مهربانی محبت و ... را در جامعه ترویج می دهد و اینها طنابهای ثبات جامعه در مقابل اموا
ج دریا  در زمان طوفانها خواهند شد حتی در زمانی که باید از جامعه و کشور در مقابل زور
گویان و متجاوزین دفاع کرد و از جان گذشت .
   با تظاهر و دورویی و تمسک به خداوند در حالیکه از اخلاق و صفات پسندیده ان دور می
شویم نمی توانیم به هیچ موفقیت پایداری دست یابیم گرچه ممکن است به ظاهر و در
تلاطم تظاهر و بی اخلاقیهای عده ای نا به نرخ روز خور مولود جامعه فاسد مدتی فریبکا
ران موفق باشند ولی این امر قطعا پایدار نخواهد بود و این یعنی نابودی تدریجی جامعه
و بعد مقصر کیست قطعا خود ما که برای اصلاح جامعه از انجام یک کار کوچک مثل اصلاح
خود خود داری کرده ایم در حالیکه از نابسامانیهای موجود بر سر زمین و اسمان فریاد می
زنیم .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 18 خرداد 1397 :: نویسنده : ا فکور
   این کوچک مغزی و امراض مرتبط گریبان این کشور و مردم را گرفته است و رها هم نمی
کند یا نمی شود رهایش کرد یا بلد نیستیم رهایش کنیم و هر روز بیشتر از دیروز تاوانش
را می دهیم و چه تاوان بزرگی تاوان جوانی و بهترینها را .
   در یکی از روز نامه های مدعی کارشناسی از دادن پانصد دلار ارز به هر مسافر انتقاد
کرده بود و مابه التفاوت انرا با ارز ازاد حساب نموده و دل به حال مردم سوزانده بود که چرا
باید حدودیک میلیون مسافر از این سود بهره ببرند .
   البته کارنشناس و مغز کوچک نپرسیده بود که این جماعت چرا به خارج از کشور می
روند ایا همه برای تفریح و عشق و حال میروند یا نه دانشجویان متقاضی ادامه تحصیل در
خارج یا بیماران یا والدین و بستگان دانشجویان و ایرانیان خارج از کشور یا ماموران دولت و
زایران اماکن مقدس و یا تجار و و یا متقاضیان ویزای کشورهای فاقد سفارت در کشورمان
و ... هستند که با بدبختی و فشار و تحمل سختی به این سفرها تن می دهند و این اقا
ی کار ناشناس و کم سواد و کوچک مغز تک بعدی به مساله نگاه کرده است و استدلالی
عنوان کرده است که کمتر بیسوادی ان را به مغز خود راه می دهد و این اشکال کشور
ماست در اکثر امور و وای بحال ما .
   کارشناس نا اگاه هر گز نمی پرسد چرا این تعداد مسافر از کشور در این شرایط سخت
خارج میشوند و یا هرگز نمی توانند وظایف دولت در مقابل مردم را بخوبی بر شمارند و یا
نمی دانند مردم ولی نعمت حاکمان هستند و این دولتیان و حکام هستند که باید شفاف
مردم را در جریان تمام امور قرار دهند و از انها کسب تکلیف نمایند و ... اگر کارشناسی
این واقعیتها را می دانست و می توانست مسایل را بر اساس دانایی و خرد و تجربه
بشکافد قطعا نتایج بسیار مهمی بدست می امد و این حال و روز کشور از نظر اقتصادی
و اجتماعی نبود .
   البته زمانی که مدرک به راحتی به همه داده میشود و یک هنرپیشه دارای چند مدرک
لیسانس و فوق لیسانس است و مدرک دکتری فقط نیاز به ثبت نام و کمی پیگیری دارد
و در داخل نیاز به گذشت یک زمان یکی دوساله دارد در عین حال اخذ ان از خارج نیز با
پول کار دشواری نیست و تنها چیزی که لازم ندارد مطالعه و ... است نباید بیشتر از این
از کارشناسانی که به استناد این نوع مدارک کارشناس شده اند انتظار داشت و قطعا
خروجی کاشناسی انها همین شرایط کشور و مردم است که افتاب امد دلیل افتاب و
به راحتی از شرایط کشور می توان به درجه علم و دانش و خرد و دانایی و استعداد و
ضریب هوشی و خرد جمعی و استفاده از تجربایت اگاهانه و ... پی برد و بس .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 11 خرداد 1397 :: نویسنده : ا فکور
   گاهی انقدر ضعف از خودمان نشان میدهیم که خودمان هم متاسف میشویم غافل ار
اینکه شجاعت لازمه زندگی است و به ان نیاز داریم نه برای انجام کار های سیاسی که
انهم لازم و حیاتی است بلکه برای کارهای عادی زندگی و حتی اولیه به ان نیازمندیم .
   زمانیکه به یک راننده تاکسی بی ادب که قانونی صلاحیت راننده تاکسی بودن را ندارد
نمی گوییم چرا من را اینجا پیاده کرده ای و یا چرا درخواست کرایه اضافه می کنی به دلیل
بزرگ منشی نیست بلکه غالبا به دلیل نداشتن شجاعت است که برایمان عادی شده
است و از اینجا شروع میشود تا زمانی که قانون گریزان و زور گویان و ستمگران و ... به
اشکال مختلف حقمان را ضایع می کنند می خورند و از زندگی و سعادت دورمان می
سازند ولی با توجیه های مختلف دم بر نمی اوریم حتی صدای نفسمان هم در نمی اید .
   تا کنون با خودمان فکر کرده ایم که چرا در مسایل ساده از حقمان می گذریم و تمرین
شجاعت و حق خواهی نمی کنیم ؟ ایا تا کنون به این حقیقت ساده اندیشیده ایم که
شجاعت در امور ساده به شجاعت در انجام ریسکهای بزرگ ختم خواهد شد ؟ ایا تا
کنون اندیشیده ایم که شجاعت هم مثا تمام کارهای دیگر و یا مثل بدنسازی احتیاج به
تمرین دارد تا قوی شویم .
   اگر به این باور نزدیک شده اید از همین امروز با کارهای ساده ولی کاملا ضروری اغاز
کنیم بعنوان مثال از اشتباه اطرافیان بگذریم بله همین یا از کسی که به دلایل مختلف
مدتهاست احوال نپرسیده ایم بوسیله تلفن احوال پرسی کنیم یا از همین امروز موقع
خرید کالا قیمتهای انها را بدون خجالت و فکر بد بپرسیم این حق ماست و از شیوع
گرانفروشی جلوگیری می کند و ... .
   شجاعت احتیاج به تمرین دارد وقتی از پریدن از روی یک جوی اب معمولی کنار یک
خیابان ترس یا اکراه داشته باشی و این پریدنهای ساده را انجام ندادی هرگز در زمان
ضرورت و حیاتی قادر به پرش نجاتبخش نخواهی بود و چه بسا زندگی خود را از دست
بدهی ضمن اینکه هر گز از موفقیت و پریدنهای لازم لذت نبرده و نفهمیده ای .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 4 خرداد 1397 :: نویسنده : ا فکور
   خیلی از مردم از بخت بد گله و شکایت دارند و البته به خوش بختی خود قطعا افتخار می
کنند که این رسم این دوره از زمانه است ولی واقعا چرا ؟
   بخت بد چیست ؟ چگونه بوجود امده است و ادمهایی که بخت بد دارند چه مشخصاتی
دارند و بر عکس ادمهای خوش بخت از چه مجرایی متولد شده اند و برای رسیدن به این
خوش بختی چه شرایطی لازم بوده است که انها واجد شرایط بوده اند ؟ یا همه اینها
زاییده فکر ما و نتیجه اعمال ماست ؟
   سهل انگاری پدر و مادر از قبل از انعقاد نطفه من و شما و در زمان انعقاد و در طول باردار
ی و در زمان تولد و بعد از ان و نهایتا سهل انگاری خود ما در دوران زندگی اینها بخت بد یا
بخت خوب را نمی سازند ؟ لازم است بر معلومات خود بیفزاییم و فکر کنیم .
   ایا دزدی که برای سرقت وارد خانه مردم میشود اگر صاحبخانه در منزل باشند بختش بد
است و اگر کسی در منزل نباشد و فرصت کافی برای جارو کردن اموال صاحبخانه داشته
باشد خوش بخت است ؟ اگر صاحب خانه مقاومتی نکرد یا علیل بو این سارق خوش بخت
است و برعکس ؟
   بسیار ابلهانه است که این تصورات را داشته باشیم و ابلهانه تر است که نتایج دزدی و
فریبکاری و کلاهبرداری و مال دیگران را خوردن و تظاهر به دینداری و خلاف اخلاق عمل کرد
ن را خوش بختی و یا خواست و نعمت الهی بدانیم و بر عکس عمل صحیح انجام ندادن در
مقابل سایر انسانها و به تباهی کشیده شدن انان را بی لیاقتی و حق انها و خواست و
بخت بد انها قلمداد کنیم .
   بخت بدی وجود ندارد مگر فرصت سوزی و بیمسوولیتی و نا اگاهی و جهل خود ما و گاه
اشتباهاتی که صورت می گیرد و خوش بختی بر عکس بدبختی نتیجه اگاهی و شرایط
مناسب و تلاش و کوشش و ... است و انچه اهمیت دارد همین اگاهی ماست .
   و بیاد داشته باشیم تلاش در راه غلط هرگز به نتیجه غایی  نخواهد رسید هرچند ما
متوجه نباشیم و نفهمیم نفهمیدن دلیل درستی نیست .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 22 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : ا فکور
   زندگی جریان دارد در شکل و توان خود و به دلایل معلوم و نا معلوم ولی این جریان در
بهترین جایگاه و شکل و ... است که گاهی هست گاهی نه و متاسفانه اغلب نیست و
در خیلی از مواقع تنها به سیلابی خانمان برانداز می ماند که متاسفانه تنها نابودگر بی
خانمانها و سست خانه های ناتوانان است .
   این قلبهای تپنده می توانند در بستر عشق و دوستی بتپند تا صدای تپش انها صد چند
ان شنیده شد تا  صدای هر بسته شدن دریچه قلب نوای تاسف از ظلم و ستم به ناتوانی
باشد و صدای هر باز شدن دریچه نور امیدی از همدلی و دوستی باشد و همراهی این
صداها تا ابد امید را در جامعه باقی نگه دارد امید با هم بودن و امید باز شدن هر دریچه
بسته ای امید روشن شدن هر چراغ خاموشی و امید دور شدن تنهایی و جایگزین شدن
با هم بودن و همراهی .
   قلبی که در شرایط کما و مرگ مغزی می تپد جز تلف کردن اکسیژن هیچ خاصیتی ندارد
و این بهترین مثال اهمیت تپیدن قلب است و نکند قلب ما حتی در شرایط زنده بودن مغز
عشق را نشناسد ؟
   اگر قلبمان عشق را درک کرده باشد ضربانش را با کاینات تنظیم می کند و اتصال به
کاینات اوج سعادت و زیبایی زندگی است در صورتی که بفهمیم .
   باقی ماندن اشعار و اثار هنری مایه افتخار نخواهند بود مگر انکه با جامعه اتصال داشته
باشند تا ماندگار باشند و این اتصال تنها با عشق به مردم و جامعه بدست خواهد امد و
درک این مطلب کار سختی نیست و یا شناخت و درک عشق نیاز ما و جامعه است .
   نسخه ای برای درمان تمام دردها و نسخه ای برای اصلاح و رسیدن به سعادت .
  




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 15 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : ا فکور
   خداوند را دوست دارم با تمام وجود به او عشق می ورزم و با او زندگی می کنم بهترین
زندگی یعنی انچه می فهمم و درک می کنم و هرگز بدون او برایم مفهومی ندارد چون من
بدون او امکان پذیر نیست .
   بعضی ادمها خودشان را گم می کنند یا اصلا هرگز خودشان را پیدا نکرده اند که در هر
حالت تفاوت چندانی ندارد مهم این است که انسان اگر خودش را بیابد هرگز بدون خدا
خودش را نخواهد یافت هرچه در عالم هست با هم است از یک منشا شکل و نشات
گرفته و با هم و در همند همانگونه که خداوند از خود در انسان دمیده است و همانگونه
که هرچه در عالم مادی وجود دارد در جسم انسان نیز وجود دارد .
   خدای مهربان و رحمان و با گذشت و ... خود را دوست دارم که مظهر عشق و رحمت
است عشق و زیبایی و خالق هنرمندی که هنرش خلق انسان و تجلی زیبایی است
و من هرگز بدون او نخواهم بود مگر خود را گم کرده باشم .
   هرگز نتوانستم درک کنم که چرا عده ای خدا را فراموش می کنند و یا هرگز نمی توانند
خدا را بشناسند و یا به بی خدایی می رسند چرا ؟ مگر بودن زیبایی چه ضرری برای
انسان می تواند داشته باشد و ایا اگر ریشه عشق را حتی اگر بتوان کتمان یا کم اثر
کرد عشق همچنان قوی و موثر باقی خواهد ماند ؟
   اینکه انسان از چه زاویه و پنجره ای به عشق نگاه کند تفاوت چندانی در لذت او نخواهد
گذاشت لذت عشق غیر قابل تصور است ولی هرگز تا کنون میزان عشق با هیچ وسیله
مادی اندازه گیری نشده است پس زاویه دیدن عشقتفاوت زیادی ندارد بلکه مهم ریشه
در عشق داشتن است و انسانی که از عشق نیرو نگیر هر میزان قد بکشد ثمر زیادی
نخواهد داد و انسان بی ثمر یا کم ثمر کمتر در دلها جای خواهد گرفت و این یعنی
گسست یعنی گسیختگی جامعه .
وجود خداوند مهربان و رحیم و بخشنده و ... چراغ هدایت هر فرد و هر جامعه ای است
که هرگز به بیراه نخواهد رفت مگر از خداوند دور شوند .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : ا فکور
   برای اینده خود و فرزندانمان نگران باشیم اجازه ندهیم بی فکری و یا فرار از مسوولیت
اینده را نابود کند و قطعا با پاک کردن صورت مساله ان مساله حل نخواهد شد .
   بیاد داشته باشیم برای رسیدن به سعادت و خوشبختی باید تلاش کرد انهم نه تلاش
بی برنامه و بر اساس نادانی و بی خردی بلکه برعکس تلاشی اگاهانه و بر اساس خرد
و اصول علمی و تجربه شده و دور کردن فساد خصوصا نابودی ریشه های فساد کاری
ساده و کم هزینه ولی بسیار موثر برای سالم سازی جامعه است .
   درویی و ریا ریشه تمام بدبختی های بشریت است و ابشخور تمام مفاسد همین
تظاهر و دورویی و ریا کاری است و چه فرزندانی به جامعه تحویل می دهد که در بین
خود تمام ادمهایی فاسد و خیانتکار و اختلاسگر و مدیران نا لایق و تصمیم گیران بی
مسوولیت و ... از بابکهای زنجانی تا ... همه فرزندان برومند تظاهر و دورویی و ریاکاری
هستند و هرچه در این کشور به هر شکلی بر سر این مردم می اید که ناشی از سوء
مدیریت و ناتوانی فکری و ... می باشد ریشه در همین امر دارد .
   با خود عهد ببندیم برای اینده خود و فرزندانمان و در اصل برای این مرز و بوم دلمان
بسوزد و تلاش کنیم و برخورد با ذیشه مفاسد کاری سهل و بسیار کم هزینه است و
کافیست همه اول از این روشهای نا شایست که در هیچ دین و ایین و جامعه ای تایید
نمی شود دوری کنیم و گرفتار انها نشویم و دوم از ادمهایی که با هر توجیهی این روشها
را در پیش می گیرند دوری کنیم و فریب این روشها را با هیچ اسمی حتی بنام خدا
نخوریم و مطمین باشید که خداوند نیز با دو رویی و ریاکاری و تزویر و فریبکاری که ظلم
به مردم است مخالف است و به خشم می اید .
   برای اصلاح جامعه کار سختی در پیش نداریم و ریشه دواندن فساد نتیجه سهل انگار
ی و بی توجهی و گاهی تن دادن ما به این روشها برای تامین معاش است و متاسفانه
چه بسیار ادمهایی که خود را فقط توجیه می کنند و با این شیوه غرق در فساد می
شوند انگاه با روشهای بدتر مثل بذل و بخشش و ظاهر فریبی بیشتر سعی بر تطهیر
خود می نماین غافل از اینکه همه اینها تنها فریب و فریب است و منجلاب عمیقتری
بوجود خواهد اورد .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 63 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :